لیورپول برای انتقام تاسیس شده است. باورش سخت است اما زمانی كه اورتون به دلیل اجاره سنگین ورزشگاه آنفیلد این استادیوم بزرگ را ترك كرد، مالك این ورزشگاه خودش یك تیم فوتبال ساخت. منچستریونایتد برای سرگرمی تاسیس شده است. اصلا شوخی نمیكنیم. كاركنان راهآهن منچستر، برای اینكه از فشارهای زندگی روی خودشان فرار كنند، اقدام به تاسیس یك باشگاه فوتبال كردند. سرگرمی، هدف غایی فوتبال است. این ورزش هدیهای بزرگ برای مردم جهان بود تا سرگرم شوند؛ در دنیای مدرن كه دیگر میدان نبرد گلادیاتورها وجود نداشت و مردم به سرگرمی جدیدی نیاز داشتند. این بزرگترین فرق بین دو باشگاه لیورپول و یونایتد است؛ تیمهای سرخ مرسیساید و منچستر كه هردو تیم اول شهرشان هستند. هردو پرافتخارترین باشگاههای انگلستان هستند؛ اما با اهدافی بسیار متفاوت.
لیورپول از منچستریونایتد میترسد و شیاطینسرخ از لیورپولیها هراس دارند. «بیتلها» لیورپولی بودند. یك گروه موسیقی. گروه موسیقی اسپینر هم طرفدار یونایتدیها بودند، گروهی نهچندان معروف. در دهه60 تا 70، نگاه تمام جهان به مرسیساید بود. چه در زمین فوتبال و چه در سالنهای اجرای موسیقی. اما بعد از حضور سرالكس فرگوسن، داستان بهكلی عوض شد. همه نگاهها به سمت شهر منچستر آمد. فرگوسن وقتی به یونایتد پیوست، تنها یك هدف داشت؛ به زیر كشیدن لیورپول! در آن زمان همه او را مسخره میكردند. امروز اما اگر یورگن كلوپ بگوید هدفم به زیر كشیدن بزرگی یونایتد است، قطعا جهان فوتبال به او خواهد خندید.
وقتی تعدادی خبرنگار به خانه استیون جرارد رفتند تا كلكسیون افتخاراتش را ببینند، به نكته جالبی برخورد كردند. او تقریبا در انتهای همه بازیها پیراهنش را با حریفان عوض میكرد و آنها را به یادگار نگه میداشت اما هیچ لباس منچستریونایتدی در این بین وجود نداشت. آخرین باری که یک بازیکن مستقیما بین لیورپول و منچستریونایتد جابهجا شد سال1964 بود؛ یعنی بیش از نیمقرن پیش. زمانی که فیل چیزنال از یونایتد راهی لیورپول شد.
دلیل این كینه عمیق و دشمنی دیرینه در چیست؟ دو شهر در شمالغرب انگلیس. دو شهر با فاصله 55کیلومتر از هم. رقابت تمامنشدنی لیورپول و منچستر با صنعتی شدن دو شهر در قرن19 آغاز شد. از همان زمانی که خطآهن در سال1830 لیورپول و منچستر را بههم پیوند داد که اولین خطآهن بین دو شهر در جهان بهشمار میرفت. منچستر شهر صنعتی با تولیدات پرشمار بود و لیورپول شهر بندری قرار گرفته لب آب. منچستریها تولیدکننده بودند و لیورپولیها تاجر که بدین معنی بود تاجران منچستری برای صدور و ورود محصولاتشان عوارضی را به لیورپولیها میپرداختند. سرانجام منچستریها دست بهکار شدند و سال1894 کانال کشتیرانی 58کیلومتری منچستر را پس از 6سال عملیات ساختمانی و صرف هزینه 15میلیون پوندی به عنوان طولانیترین کانال کشتیرانی عصر خود افتتاح کردند. اکنون اگر به لوگوی منچستریونایتد و همینطور منچسترسیتی نگاه کنید تصویری از یک کشتی را در هر دو لوگو میبینید. آن کانال و آن کشتی بازتابنده راز حیات منچستریهاست و نمایشگر ریشه نفرت دو شهر از هم. دسترسی مستقیم منچستریها به دریا مترادف با بیکار شدن هزاران لیورپولی و نزول جایگاه این شهر شد.
اگر منچستریونایتد تمایلی برای خروج نداشته باشد، شما باید آنها را راهنمائی کنید. لیورپول بهعنوان یکی از پرافتخارترین باشگاه انگلستان به یک رقیب و دشمن خونی چون منچستریونایتد نیاز دارد. رقابت رو در روی منچستریونایتد و لیورپول همواره جالب و لبریز از نفرت است. تصور میکنیم اگر این بازی را نبینید، چیز ویژهای از دست دادهاید! همواره یک رقابت و دشمنی بزرگ بین ۲ شهر منچستر و لیورپول وجود داشته است. نزدیک بودن این ۲ شهر (از لحاظ جغرافیائی) دلیلی برای شگفتی از این همه نفرت باقی نمیگذارد؛ با این جال شرایط منطقهای دلیل دشمنی خاصی با لیورپولیها ندارد. هواداران لیورپول بهخصوص در دوران اوج دهه ۶۰ و ابتدای دهه ۷۰ هیچگونه تهدیدی از ناحیه این شهر احساس نمیکردند. در آن زمان منچستریونایتد تیم ضعیفی بود. آنها بیشتر تمایل داشتند از اورتون صحبت کنند تا لیورپول! هنگامی که برنامه هر فصل اعلام میشود نگاه لیورپولیها به ۲ تاریخ برگزاری دیدار با منچستریونایتد و دیگری موعود انجام دربی مقابل اورتون. چلسی یا آسنال به هیچ وجه دشمن لیورپول محسوب نمیشوند. این چیزی است که تمام بریتانیا به آن واقف است. رقابت بین لیورپول و اورتون همواره جذاب و پرتنش است؛ با این حال لیورپولیها اعتقاد دارند بازی با منچستریونایتد بزرگترین و حساسترین نبرد هر فصل است. کدام بازی دیگری را سراغ دارید که هواداران فوتبال در سایر نقاط گاهاً ابتدای صبح به عشق دیدن این دیدار از تختخواب برخاسته و جلوی تلویزیون میخکوب شوند؟ با موفقیتهای اخیر چلسی مردم میتوانند بگویند آنها مهمترین تیم انگلستان هستند، اما ادعای چنین مسئلهای کمی عجیب است.
داستان ویژهای در مورد لیورپول و منچستریونایتد وجود دارد. چیزی که تنها در ۹۰ دقیقه بازی خلاصه نمیشود. مسئله در مورد موفقیت تیمها و غلبه بر یکدیگر است. اگر بهطور عمیق تاریخ ۲ باشگاه را مطالعه کنیم؛ موضوع به وضوح روشن خواهد شد. هر ۲ باشگاه تاریخ منحصر به فردی دارند، از هواداران ویژهای سود میبرند. هر ۲ چشم و چراغ شهر خود هستند. هر ۲ قرمز هستند و هر ۲ توسط مربیان اسکاتلندی سقف آسمان را تجربه کردهاند. هنگامی که از افتخارات ۲ تیم صحبت میشود دهه ۶۰ در نظر آورده میشود. آن زمان که فوتبال در اروپا یک برنامه ثابت یافت. بدون هیچ شکی شانکلی و پیسلی ۲ تن از تأثیرگذارترین مربیان آن مقطع تاریخ بودند که لیورپول را به اوج رساندند. آنها دوستان خوبی برای یکدیگر بودند. شانکلی و پیسلی احترام ویژهای برای هم قائل بودند، اما هنگامی که لیورپول رویاروی منچستریونایتد قرار میگرفت؛ هیچ کدام نمیتوانستند ترس خود را پنهان کنند.
منچستریونایتد در سال ۱۹۷۴ به دسته دوم سقوط کرد و این به مانند لکه ننگی برای آنها باقی ماند. لیورپولیها همواره در مورد این مسئله صحبت میکنند. در آن مقطع آنفیلد افسرده شد؛ زیرا هیچ رقیبی برای لیورپول وجود نداشت. هیچ رقیبی! وقتی یونایتد مجدداً به دسته اول بازگشت، طوری بازی کرد که دیگر هرگز راه خروج را به چشم ندید. هواداران هر ۲ تیم اعتقاد دارند تیم محبوب آنها بزرگترین باشگاه دنیا است. هنگامی که لیورپول در دهه ۷۰ و ۸۰، جام درو میکرد؛ منچستریونایتد تنها به برد در آنفیلد میاندیشید. در زمان فعلی نیز بزرگترین افتخار یک لیورپولی شکست منچستریونایتد ارباب دهه ۹۰ فوتبال انگلستان است.در مورد نکته اول، بهترین مثال؛ فینال جام حذفی ۱۹۷۷ انگلستان بود. هنگامی که شیاطین سرخ، لیورپول را در اوج قدرت از تکمیل هتتریک جام (لیگ، جام حذفی و جام باشگاههای اروپا) محروم کردند. در سالیان اخیر منچستریونایتد دوران موفقتری داشته است. لیورپولیها سالهاست که از این اتفاق خشمگین هستند. یکی از مشهورترین شعارهای هواداران یونایتد در رویاروئی اخیر مقابل لیورپول اینگونه بوده است: ”شما در هیچجا شناخته شده نیستند!“ اما یونایتدیها نمیتوانند هماکنون این شعار را سر دهند؛ چون لیورپول قهرمان اروپا است. قرمزهای آنفیلد به نقشه فوتبال اروپا بازگشتهاند. دوران تحقیر آنها توسط هواداران رقیب سرآمده است. حضور در اروپا باعث فخرفروشی لیورپولیها به منچستریونایتد شده است. یونایتد هرگز به مانند لیورپول در صف جامداران بزرگ اروپا قرار نداشته است. چند سال پیش یکی از هواداران لیورپول به کانال منچستریونایتد گفت: ”تا زمانی که نتوانید بر افتخارات اروپائی خود بیفزائید؛ تیم بزرگی نخواهید بود! شما باید ۵ سال در اروپا بدرخشید تا بزرگ محسوب شوید“. این صحبتها همواره وجود داشته است و از سر تعصب بوده یا نه؛ در اعماق خود، دارای یک پیام درست است. شاید هواداران منچستریونایتد اعتقاد داشته باشند قهرمانی2005 لیورپول در اروپا با شانس بهدست آمده، اما تاریخ میگوید باشگاه لیورپول با ۵ قهرمانی در اروپا بالاتر از تمام بریتانیائیها قرار دارد. فرگوسن با حضور روی نیمکت رهبری شیاطین سرخ قصد داشت افتخارات لیورپول را تصاحب کند، اما تنها دو بار در سال 1999 و 2008 موفق به کسب عنوان قهرمانی اروپا شد. ، . قهرمانی سال 2005 لیورپول در اروپا نه تنها فاصله آنها با دشمن دیرینه را نگه داشت که لیورپولیها را از بابت شناخته شدن بهعنوان بهترین انگلیسی اروپا مطمئن ساخت. تا پیش از این هواداران لیورپول از اینکه یونایتد روزی بر فراز جایگاه آنها خواهد ایستاد، هراس داشتند. پس از پیروزی لیورپول بر آبیها، چلسی و سایر رقیبان جام اروپا بالای دست جرارد قرار گرفتند که در جای خود مهمترین افتخار محسوب میشود. پس از پایان فینال لیگ قهرمانان2005، عکسالعمل نیمه قرمز شهر منچستر، ناراحتی و بیتفاوتی بود. خب، انتظار دیگری نیز نداشتیم! یک ضربالمثل یونانی یا رومانیائی میگوید: ”شما از کسی متنفر هستید که از او میترسید!“تصور این است که ۲ باشگاه بزرگ شمالغرب جزیره به این دلیل از هم متنفرند. هنگامی که منچستریونایتد در فصل ۱۹۹۹ اروپا را به لرزه درآورد؛ لیورپولیها در خانه ناراحت بودند! لیورپول از منچستریونایتد میترسد و منچستریونایتد از لیورپول هراس دارد. راه دیگری وجود ندارد! همانطور که اشاره شد این دشمنی فقط در فوتبال خلاصه نمیشود و بازگوئی دلایل؛ بیهوده به نظر میرسد.
وقتی فوتبال، دشمنی را به مردم ۲ منطقه هدیه میکند؛ هیچ تئوری دیگری نمیتواند دلایل خاص خود را برای تبدار شدن مرسیساید و منچستر شرح دهد. این ۲ شهر به دلایل سیاسی همواره با یکدیگر مشکل داشتهاند. به نظر میرسد این یک بیانیه شخصی از ۸۰ سال پیش تاکنون باشد. ماجرای اصلی به دهه ۶۰ برمیگردد جائی که همه هواداران منچستریونایتد دوست داشتند تیمی در قوارههای لیورپول داشته باشند. دشمنی این ۲ گروه به مانند حسادت ”فردی“ و ”درامرسی“ در ”بیتلز“ داستان عجیب دارد. اگر شما در دهه ۴۰ یا ۵۰ در شهر منچستر متولد شده باشید باید به لیورپول با دقت زیادی نگریسته باشید. در شهر منچستر، میکی و بیرنی حرف اول را در سالنهای موزیک میزدند، اما در لیورپول راجرهانت با هتتریک خود تیم اول شهر منچستر را با ۵ گل شکست داد. اوضاع منچستریونایتد در دهه ۷۰ بدتر نیز بود. برای آنها کوچکترین مسئله مثبت نیز نوعی پیروزی تلقی میشد.در آن زمان لیورپول واقعیترین داستان فوتبال اروپا بود. لیورپول دارای قدرت خاص خود بود و تیم اهل ”موسر“ نمیتوانست دشمن خوبی برای آنها باشد. این اتفاق و آن اقتدار بیمثال تا اواخر دهه ۷۰ ادامه داشت تا اینکه در اواسط دهه ۸۰ منچستریونایتد کمکم بازگشت به دوران اوج را آغاز کرد. در دهه ۸۰ هواداران منچستریونایتد با شعار (Madchester) تیم خود را تشویق میکردند و با یک آواز همگانی مشغول انجام حرکات موزون در ورزشگاهها میشدند. این شعار تا هنگامی که سرودهای جدید خلق نشده بود؛ محبوبیت زیادی داشت. ”اکو“ و ”بونیمن“ (جایگاه هواداران افراطی ۲ تیم) خاستگاه شعارهای عاشقانه در مدح تیم محبوب بود. ”گل سرخ سنگی“ و ”دوشنبه شاد“ از دیگر مراسم سنتی پس از پایان دیدار این ۲ رقیب است. نوشتن درباره آنچه عملی خواهد شد، سخت است؛ اما باید دانست فوتبال برخلاف موسیقی که باعث اتحاد مردم میشود، عامل تفرقه و دشمنی بوده است. ”دوشنبه شاد“ یک رسم دیرینه بین هواداران لیورپول است که هیچ مشکلی برای هواداران رقیب ایجاد نمیکند. منچستریونایتد از ”منسس“ میآید و لیورپول از ”اسکوسرز“.
هواداران منچستریونایتد”شون“ و ”بیز“ هوادار یونایتد هستند، اما به مانند یک دیوانه از تیم خود حمایت نمیکنند. آنها سمبل هواداران ”کاتولیک“ منچستریونایتد هستند، اما بیگمان فوتبال در مقابل سایر مشغلههایشان، دغدغه بزرگی محسوب نمیشود. وضعیت آنها با یک مأمور ورزشگاه بهنام ”جیمی“ متفاوت است. او یک دیوانه منچستریونایتد و عاشق همیشه حاضر ورزشگاه اولدترافورد است. ”جیمی“ کارآموز نگهبانی ورزشگاه نیز محسوب میشود و لیورپولیها در جمع خصوصی همواره تحقیرش میکنند! دیدن هواداران منچستریونایتد هنگام نبرد مقابل لیورپول جالب است. همانطور عکسالعمل لیورپولیها در قبال اهالی شهر منچستر. اتحاد هواداران لیورپول در مقایسه با طرفداران منچستریونایتد بسیار بالا است. این موضوع شوخی نیست و هرگز با طرفداران تیمهائی به مانند ناتینگهامفارست یا استوکسیتی قابل قیاس نیست. با تمام این اوصاف وقتی تیمهای امروزی وارد زمین میشوند؛ هیچ دلهرهای ندارند. امروز همه روابط دوستانه جدا از هم و در ظرف خاص خود ریخته خواهد شد.
منابع:ویستانیوز و همشهری ورزشی