خاطرات خودتون رو بیان کنید از اون شب من که برادرم رفت مسواک بزنه قبل اینکه مسواک زدن رو شروع کنه بازی دو هیچ بود انگار بعد یکدفعه وسط مسواک زدن برگشت در عرض چند دقیقه دید 4هیچ شده :)