کرمانشاه از معدود استانهایی است که علیرغم نداشتن نماینده ای در لیگ برتر فوتبال ایران،به اندازه یک تیم لیگ برتری بازیکن استاندارد و حرفه ای در تیم های دیگر دارد. بدون شک یکی از این بازیکنان که در سال های اخیر در سطح اول فوتبال ایران به خوبی خود را نشان داده است،شهاب که علاقه شدیدی هم به این تیم دارد. شهاب کرمی بازیکن 23 ساله تیم قهرمان این فصل رقابتهای لیگ برتر فوتیال ایران یعنی فولاد خوزستان است. خبرگزاری برنا استان کرمانشاه با این بازیکن ارزشمند تیم ملی امید کشورمان و باشگاه فولاد خوزستان گفتگویی انجام داده است که در پی می آید. برای شروع خودتان را برای مخاطبان برنا بیشتر معرفی کنید: شهاب کرمی هستم، 23 ساله، دو برادر و یک خواهر دارم، در یک خانواده کارگری بزرگ شدم. پدرم و برادر بزرگترم هر دو کارگر بودند و به این افتخار می کنم، پول نداشتم به مدرسه فوتبال بروم ما در خیابان نهم 22 بهمن ساکن بودیم و بعد به شهرک نجفی رفتیم، وقتی در 22 بهمن بودیم کار ما شده بود شکستن شیشه همسایه ها با توپ پلاستیکی و بعدش هم گله و شکایت همسایه ها از مادرم... تا اینکه مادرم یک روز تصمیم گرفت من را در مدرسه فوتبال ثبت نام کند و با درآمد دو روز کارگری پدرم، من در مدرسه فوتبال فرهیختگان بیستون ثبت نام شدم و از آنجا فوتبال راشروع کردم. *اولین تیمی که در آن بازی کردی چه تیمی بود؟ اولین باری که در قالب یک تیم لیگی به میدان رفتم،با تیم زاگرس جوانرود بود. آن سال زاگرس جوانرود در مسابقات لیگ برتر رده نوجوان کشور حضور داشت که با این تیم سوم شدم. بعد از آن هم وارد تیم آموزشگاه ها شدم در مسابقات استانی قهرمان شدیم و به مرحله کشوری صعود کردیم که این تیم در میان آموزشگاهها سوم کشوری شد.. پس زاگرس جوانرود سکوی پرتاب شما بود...؟ وقتی در تیم نونهالان بودم به عنوان بازیکن ملی انتخاب شدم ولی نمی دانم چه اتفاقی افتاد که یک بازیکن اسلام آبادی به تیم ملی رفت و همان جا هم نامش را خط زدند، آن موقع آقای جهانی مربی ما بود که تیم هفتم کشور شد، سال بعدش من قهرمان تکنیک های فردی در کشور شدم، دو سال پیاپی قهرمان شدم و زمان آقای محبی یک توپ جایزه گرفتم. چه شد که از تیم شهر جدا شدی؟ تیم جوانان شهر بازیکنان خوبی داشت اما نتیجه نگرفت و زمین افتاد همان سال من وارد تیم نیروگاه بیستون شدم که آن زمان آقایان فریدون معینی، رضا رستمی،شیروانی و براندیشه هدایت تیم را به عهده داشتند اما مدیریت تیم با آقای براندیشه بود، تیم خوبی داشتیم با اخلاق و با ادب، آقای معینی خیلی به من کمک کرد؛ طی صحبت هایی که آقایان رستمی، براندیشه و معینی با هم داشتند قرار شد من و سه چهار نفر دیگر از بچه ها برویم که یک تیم از ما تست بگیرد و بعد خوشبختانه تیم ها بچه ها را انتخاب کردند و من هم رفتم مس سرچشمه. پس باید گفت نقطه شروع موفقیت و حرفه ای شدن شما از نیروگاه بیستون بود و بعد فریدون معینی شما را به مس معرفی کرد؟ بله معرفی کرد اما کسانی که آقای معینی را می شناسند می دانند که او هیچکس را به جایی معرفی نمی کند اما وقتی دید بچه ها خوب هستند خودش باعث شد که بچه ها جذب تیم ها شوند... و اسامی آن چهار نفر؟ صادق میراحمدی ، یونس رشیدی، شجاع عزتی و ایرج لطفی هنوز هم بازی می کنند؟ ایرج لطفی در همدان برای تیم الوند که یک تیم لیگ یکی است بازی می کند، شجاع در لیگ عراق است،صادق و یونس هم که فوتبال را کنار گذاشته اند. با مس سرچشمه چطور گذشت؟ آن موقع تیم در لیگ 2 بود و آقای یعقوب وطنی مربیگری تیم را به عهده داشت، 18 یا 19 سالم بود که رفتم آنجا، خیلی برایم سخت بود، درسم را کنار گذاشته بودم، از لحاظ خانوادگی هم شرایط مالی خوبی نداشتم آنجا هم 2 یا 3 میلیون تومان قرارداد بسته بودم از طرفی دیگر با دو نفر از بازیکنان بزرگسال محمد رضا شریف و مهدی قدسی بازیکنان استقلال اهواز و سایپا هم اتاق شده بودم... تمام این مسایل باعث شد سال اول برایم سخت شود، از لحاظ روحی و روانی روی من تاثیر گذاشت اما بلاخره توانستم خودم را با شرایط وفق بدهم و همان سال در 24 بازی حضور داشتم. بنا به برخی اظهار نظرها زمانی سخت می شد با شهاب کرمی کار کرد، دیر سازگار می شد اما یک دفعه در فولاد منظم و سازگار می شود؟! من این را زیاد قبول ندارم، من زمانی که شاگرد آقایان معینی و رستمی دو نفر از مربیان با اخلاق بودم فهمیدم که باید بعضی از رفتارهایم را کنار بگذارم و کنار گذاشتم، بلاخره هر کسی تا 23، 24 سالگی به اقتضای سنش رفتارهایی دارد... خوب رفتی مس سرچشمه، با یعقوب وطنی و 24 بازی... بله 24 بازی اما با تفاضل گل تیم ما صعود نکرد، مهرکام پارس تهران و استیل آذین بالا رفتند، سال بعد آقای وطنی از مس رفت اما باشگاه مرا خواست و ماندم، سال دوم قرار دادم از 2 میلیون به 10 میلیون تومان رسید. آن سال در 18 مسابقه بازی کردم؛ 4 گل زدم، 3 پاس گل دادم و گل قهرمانی را هم خودم زدم، تیم رفت لیگ یک، اما یک سال بعد به خاطر یک حرف از مس جدا شدم... به عضویت تیم پتروشیمی تبریز که یک تیم لیگ یکی بود در آمدم، آن زمان آقای وطن خواه مربی بود؛ آنجا سال خوبی نداشتم، فقط 8 یا 9 بازی انجام دادم، تیم در لیگ ماند و من هم سال بعد وقتی سرچشمه دوباره از من خواست که برگردم، برگشتم به مس خدمت آقای سنجری. در مس اوضاع چطور بود؟ آنجا هم سال خوبی نداشتم، تیم با احمد سنجری به لیگ برتر رفت اما همان سال فقط 3 نفر از بچه ها ماندند، همه رفتند عضو تیم های دیگر شدند و تیم مس هم سقوط کرد و دوباره رفت لیگ یک. من هم عضو شهرداری یاسوج شدم که آن موقه تازه نفس بود، سرمربیگری تیم را عباس چمنیان به عهده داشت که در آن سال ما جزو چهار تیم برتر ایران در جام حذفی قرار گرفتیم؛ تراکتور را زمان قلعه نویی و فولاد را زمان جلالی حذف کردیم اما در بازی با استقلال تهران عباس چمنیان را برداشتند و ما باختیم و نرفتیم فینال، تیم سوم بود که مربی را عوض کردند. آن سال تمام مسابقات را بازی کردم و سال خوبی بود بعد با کمک آقای چمنیان رفتم تیم ملی. یعنی آقای چمنیان تو را به تیم ملی معرفی کرد؟ دقیقا، عباس چمنیان باعث شد که مرا به تیم ملی امید دعوت کردند، علی منصوریان مربی تیم بود. 20 آیتم برای گزینش بازیکنان در نظر گرفته بودند؛ 13 یا 14 اردو رفتم، در این اردوها عده ای می رفتند و عده ای اضافه می شدند تا اینکه رسید به روز آخر؛ 26 نفر بودیم گفتند 4 نفر حذف می شوند، من از همان اول گفتم کی از حذفی ها من هستم چون لیگ یکی بودم و بقیه در لیگ برتر بازی کرده بودند اما نا امید نشدم وتلاش کردم، بلاخره هم جزو ترکیب تیم قرار گرفتم. آخرهای اردو بود باید ترکیب تیم مشخص می شد که آقای منصوریان من را جزو ترکیب اصلی قرار داد، تیم بازیکنان خوبی داشت که همه آنها را گذاشت بیرون و من را در تیم فیکس کرد، دیدم تعادل جو دارد به هم می خورد رفتم با ایشان صحبت کردم و گفتم اگر این کار را بکنید جو به هم می ریزد، بچه های دیگر را در تیم بگذارید و من را 20 دقیقه، یک ربع بفرست داخل زمین. در بازی اول با کویت یک- صفر عقب بودیم که رفتم داخل زمین، یک پاس گل دادم و مساوی شدیم بچه ها یک گل دیگر هم زدند و 2 بر یک کویت را بردیم. در بازی دوم که مقابل قطر بود فیکس مرا در بازی گذاشت، آن بازی را 3 بر یک در مالزی بردیم، در بازی سوم مقابل ازبکستان هم فیکس بودم، یک بر صفر تیم ازبکی را بردیم، در بازی آخر با بحرین دیگر مرا بازی نداد چون دو بازی پشت سرهم داشتم. و تیم صعود کرد؟ بلکه صعود کرده بودیم صددرصد اما باید به عنوان تیم اول می رفتیم که هم به لحاظ مالی به تیم کمک می شد و هم اینکه به عنوان سرگروه برویم سیبل آسیایی و جزو 4 تیم سیبل آسیایی قرار بگیریم، یک- صفر باختیم اما خدا را شکر ازبکستان مساوی کرد و ما به عنوان تیم اول رفتیم بالا بعدش برگشتیم تهران و در اردوهای مختلف شرکت کردیم، به عنوان یک بازیکن فیکس مرا قبول کرده بودند. پس قبول داری که در تیم ملی هم بازیکن سالاری هست؟ نه! بازیکن سالاری نیست، من آن موقع به خاطر حفظ صمیمیت و همدلی تیم با آقای منصوریان صحبت کردم، نخواستم اختلاف ایجاد کنم و سال اول این ذهنیت برای بازیکنان لیگ برتری ایجاد شود که یک بازیکن لیگ یک می خواهد جای ما را بگیرد با خودم گفتم حتی اگر به عنوان بازیکن ذخیره روی نیمکت بنشینم ولی اینکار درست نیست که جای بازیکن لیگ برتری را به ناحق بگیرم... خوب برگردیم به دوران شیرین صعود تیم، چه شد؟رفتیم تورنمنتی در عمان. در کدام پست بازی می کنی؟هافبک دفاعی در همه تیم ها؟ در تیم آقای معینی پیستون راست یا هافبک نفوذی بودم، آقای چمنیان هم اعتقاد داشت که من سمت راست یا هافبک نفوذی باشم. خوب پس رفتید عمان؟ در عمان چند بازی دوستانه داشتیم بعد رفتیم قطر آنجا هم مسابقات دوستانه ای برگزار شد اما جالب است علی رغم این همه اردو که در شهر ها و کشورهای مختلف برای ما برگزار شد روز آخر که دیگر تیم می خواست به قهرمانی آسیا برود آقای کفاشیان اعلام می کند که تیم ملی امید اولویت چهارم من است!؟ آن هم تیمی که سه سال روی آن سرمایه گذاری شده و حدود 6 میلیارد تومان هزینه صرف آن شده، حتی یک دقیقه هم استراحت نمی کردیم وقت می گذاشتیم به خاطر اینکه نتیجه بگیریم آن وقت به خاطر تیم ملی بزرگسالان، به خاطر جام باشگاه های آسیا و باشگاه ها تیم امید را در اولویت چهارم می گذارند! این در صورتی است که ما تیم ملی بزرگسال را 2 بر صفر در استادیوم آزادی برده بودیم...! چرا علی منصوریان را کنار گذاشتند؟ علی منصوریان خودش رفت، او می گفت چرا باید تیمی که قهرمان بازی ها می شود و حتی ایتالیا را مغلوب می کند در اولویت چهارم باشد؟ چرا باید تیمی را که تمام بازیکنانش را اروپایی ها می خواهند و بعد از 16 سال می رود قهرمان آسیا شود باید چهارم باشد؟ این توهین به بازیکن است. نظرت راجع به منصوریان چیست؟ هم از لحاظ فنی و هم اخلاقی بهترین مربی در رده های تیم ملی بود. با بازیکنان رابطه خوبی داشت؟ می گفت من در ساعت تمرین مربی شما هستم، بعد از آن رفیق تان هستم. فکر نمی کنی این شیوه رفتاری اش باعث بروز آن مسایلی شد که در کیش پیش آمد؟ مسایلی که در کیش پیش آمد مسئله 90 درصد تیم هاست، امکان ندارد بازیکنی قلیان نکشد... یعنی شهاب کرمی هم قلیان می کشد؟ نه نمی کشد. آنجا چه اتفاقی افتاد؟ چند نفر از بچه ها رفته بودند که قلیان بکشند اما این نبود که پول را حساب نکنند، موضوع بدهی این بود که سرپرست تیم قبل از هر تمرین برای تقویت و شادابی بچه ها به آنها نسکافه می داد که پول آن هنوز پرداخت نشده بود وگرنه بچه ها پول خود را حساب کرده بودند ... رفتید مسابقات قهرمانی آسیا... با یک تیم لیگ یکی رفتیم، فقط با 4، 5 بازیکن لیگ برتری رفتیم عمان، تیم به هم ریخت بسیاری از باشگاه ها بازیکنانشان را ندادند تنها باشگاه هایی که عرق ملی داشتند بازیکنانشان را دادند، در بازی اول مقابل ژاپن مساوی کردیم و بازی دوم را به استرالیا باختیم نتوانستیم نتیجه بگیریم و برگشتیم اما خدا را شکر همانجا 4 نفر از بازیکنان را خواستند. من را اکراینی ها خواستند که نامه نگاری هم شده ولی باید لیگشان تمام شود که برای مذاکره بیایند... چه تیم هایی بازیکن ندادند؟ ذوب آهن، پرسپولیس، فولاد گستر، استقلال، سپاهان، تراکتورسازی و داماش تیمهایشان را ندادند. بعد از یاسوج عضو فولاد شدی؟ بعد از یاسوج به تیم ملی دعوت شدم در اردوهای اول تیم ملی بود تیم فولاد هم در کمپ بود وقتی تمرینات را دیدند خواستند قرارداد ببندم. دکتر خداداد و عباس نواصر زاده هم تمرینات مرا دیده و گفته بودند که بازیکن جوانی است و می توانیم در تیم از آن استفاده کنیم بعد هم پیگیر شدند. آقای فرکی شما را خواست؟ بله اما من قرارداد نبستم رفتم مالزی از آنجا که برگشتم یک روز مانده بود به نقل و انتقالات با آقای فرکی تماس گرفتم و صحبت کردم گفت من خودم می خواهم تو بیایی، راستش من دوست ندارم جایی بروم که باشگاه من را بخواهد چون باشگاه مقطع است ومربی مادام العمر. پس دو سال قبل یک روز مانده به لیگ وارد فولاد شدی؟ یک هفته قبل از مسابقات قرارداد بستم و رفتم تمرین، خواستم دو روز را تمرین کنم و بعد به خاطر اینکه تازه از اردوی مالزی برگشته بودم یک هفته استراحت کنم و دوباره برگردم و تمریناتم را شروع کنم اما همان روز اول برای بازی با داماش در رشت مرا در ترکیب اصلی تیم گذاشتند من گفتم که با تیم هیچ هماهنگی ندارم فقط یک هفته تمرین کرده ام اگر می توانید نفر دیگری را بگذارید، آقای فرکی گفت خودم تصمیم می گیرم برو استراحت کن اما روز بازی در ترکیب اصلی قرار گرفتم که خدا را شکر از نظر آنها بازی اول را خوب بازی کردم یادم نیست آن بازی یا نتیجه یا یک بر صفر شد یا مساوی. جو چطور بود؟ برای بازی اول راحت تو را می پذیرند اما باید خودت را با آنها وفق بدهی. با بازیکنان راحت بودی؟ وقتی از یک تیم لیگ یکی به تیمی می پیوندی که بازیکنان بزرگسال دارد باید کارکنی که قبولت کنند. سال اول چندم شدید؟ چهارم. و امسال در لیگ برتر قهرمان شدید لذت بخش بود؟ واقعا بچه ها زحمت کشیدند همه می خواستند نتیجه بگیرند خوب از بین همه تیم های نام آوری چون تیم تراکتور سازی وسپاهان که قهرمان یا نایب قهرمان بوده و بازیکنان ملی پوش داشته اند یکدفعه فولاد بعد از 10-11 سال قهرمان شود خیلی لذت بخش است. رمز موفقیتتان؟ یکدل بودن و زحمت کشیدن. فکر نمی کنی عامل اصلی پیروزی شما داشتن امکانات خوب بود؟، مثلا پرسپولیس بازیکن داشت اما پول نداشت... الان خیلی از تیم های لیگ برتر امکانات دارند فقط فولاد نیست؛ گسترش تبریز سه زمین اختصاصی تمرین داشت، سپاهان ذوب آهن، گسترش فولاد، خود پرسپولیس امکانات خوبی دارند یا تراکتورسازی یک مجموعه خوب دارد، استقلال کمپ حجازی را دارد خیلی از تیم ها امکانات دارند اما بازیکن هم باید خودش خوب کار کند، بلاخره امکانات که می دهی باید از پتانسیل نیرو هم استفاده کنی. امسال چند بازی برای فولاد انجام دادی؟ در 75 درصد بازی ها چون بیشتر بازی ها را در اردوهای تیم ملی بودم. پاداش هم گرفتید؟ مدیرعامل هنوز مشخص نکرده. و بهترین بازی؟ بازی با استقلال (برگشت)، ضعیف ترین؟ بازی با پرسپولیس البته شرایط اینطور بود، زیباترین گلی که زدی؟ برای مس سرچشمه که تیم به لیگ یک صعود کرد.تلخ ترین خاطره؟ رفتن فریدون معینی ازکرمانشاه. دروازه بان؟ سوشا مکانی، دفاع راست؟ خسرو حیدری، دفاع های وسط؟ سید جلال و هادی عقیلی، چپ؟ مهرداد جماعتی، هافبک وسط؟ آندرو تیموریان و امید، راست؟ خلعتبری، چپ؟ پیام صادقیان، فوروارد؟ کریم انصاری فرد، مربی؟ حسین فرکی. رابطه ات با فرکی؟ بچه ها می گویند پدرت است. برنامه ات برای امسال؟ معلوم نیست یکی دو پیشنهاد دارم اما اگر ایران باشم فولاد می مانم. اگر روزی قرار باشد فولاد را ترک کنی به کدام یک از تیم های استقلال یا پرسپولیس انتخاب می کنی؟ خوب باید اعتراف کنم، گرایش به پرسپولیس دارم. و جمله آخر؟ از خانواده ام تشکر می کنم که در تمام لحظات زندگی ام کنارم بودند. از خانواده رستمی، آقایان فرهودی، چوپانی ، براندیشه، معینی و تمام کسانی که در این سالها برای من زحمت کشیدند، مرا حمایت کردند و به من انگیزه دادند تشکر می کنم.