طرفداری- کوین پرینس بواتنگ، هافبک باشگاه لاس پالماس عنوان کرد که یورگن کلوپ، بهترین سرمربی حال حاضر جهان است.
به گزارش گاردین، وی در سال 2008 دوران بدی را در تاتنهام سپری کرد و در ژانویه همان فصل به طور قرضی به تیم دورتموند پیوست و به مدت شش ماه شاگرد یورگن کلوپ بود.
وی معتقد است که کلوپ بهترین مربی دنیا بوده و دقیقا می داند که کارش را باید چگونه انجام دهد.
او در این خصوص گفت:
کلوپ بدون شک بهترین مربی حال حاضر جهان است. او می داند چه زمانی باید به بازیکن فشار آورده و چه زمانی به او آرامش دهد. او می داند چه زمانی شما به نوشیدنی و چه زمانی به آب احتیاج دارید. به عبارت دیگر، او همه چیز دارد. از بازیکنانش بپرسید همه می گویند او بهترین بوده و حاضرند برایش بمیرند. او می داند یک بازیکن دقیقا چه چیزی احتیاج داشته و به آن ها زمان می دهد. بازیکنانی در دورتموند بودند که شش ماه فقط 5 دقیقه بازی کردند ولی از تمرینات و کار کردن با او خوشحال بودند زیرا او احساس مهم بودن را به بازیکن انتقال می دهد. این احساس فقط در بازیکنان نیست و همه از شخصیت او لذت می برند و به همین دلیل، او در هر باشگاهی موفق است. لیورپول فوق العاده بازی می کند. فقط به حرکات او به عنوان آقای معمولی نگاه کنید. مردم واقعا او را دوست داشته و او نیز می داند چگونه قلب مردم را به دست بیاورد. خوشحالم که کلوپ را ملاقات کردم و همان دوران کوتاه شش ماه تاثیر بسیاری رو من گذاشت.
وی در خصوص دوران بدش در انگلستان ادامه داد:
مارتین یول(مربی وقت تاتنهام در سال 2008) پس از یک ماه حضورم در آن جا گفت که من را نمی خواهد. بنابراین شما باید در برابر جهان قرار می گرفتید. باید حرفی نمی زدم؟ یعنی دیگر من را نمی خواهد؟ پس از زندگی لذت خواهم برد. سپس متوجه شدم چقدر این اوضاع بد است. شش روز هفته در حال نوشیدن و باشگاه شبانه و تنها 20 ساله بودم. در آن سن شما فکر نمی کنید اشتباهی صورت گرفته و فقط پول را می بینید و می گویید باید از زندگی لذت برد. دختر ها، نوشیدنی، باشگاه شبانه و دوستان کار هر روز من بود و تا ساعت 6 بیرون بودم. به دلیل نوشیدنی و غذاهای نامناسب احساس می کردم 95 کیلوگرم وزن دارم. سپس یک روز به خودم آمد و با خودم می گفتم که من چنین آدمی نبوده و یک فوتبالیست هستم. سپس به دو تن از دوستان نزدیکم زنگ زدم و آن ها برای کمک به من به خانه ام آمدند. با هم دیگر یخچال و همه خانه را تمیز کرده و آن ها تمام نوشیدنی ها را از خانه خارج کردند. ابتدا تحملش برایم سخت بود و سپس کم کم توانستم بار دیگر به خودم بیایم.



