داستان انجمن شاعران مُرده كه در بطن خود نگاهی زنده به پدیده ی مرگ به همراه دارد توسط اچ. كلاین بام و بر اساس فیلمنامه‌ای از تام شولمن و البته بازی فراموش نشدنی رابین ویلیامز در سال ۱۹۸۹ نوشته شده است. موسیقی تأثیرگذار موریس ژار هم در این موفقیت بی‌تأثیر نبوده است. شخصیت داستان، به نوعی برای ما یادآور شخصیت صمد بهرنگي است. 

"...ما خوراك كرمها هستیم، چون ما انسانها تعداد محدودی بهار و تابستان و خزان رو تجربه می‌كنیم. گو اینكه باور كردنش دشواره، اما یه روزی هیچ‌كدام از ما دیگه نفس نخواهیم كشید؛ جسممون سرد خواهد شد و خواهیم مُرد!" یا "آیا شاعران مُرده در بهشت جای دارند. در جایی بهتر از زمینی كه انسان در آن زندگی می‌كند؟" این عبارت از شاعری به نام جان كیتساست كه نام داستان از آن گرفته شده است.

داستان این رمان در سال 1959 و در امریكا می‌گذرد. خانواده‌ها برای اطمینان از پذیرفته شدن پسرانشان در مجموعه دانشگاههای IVY League (شامل هاروارد، پرینستون و...) آنها را در دبیرستانی به نام ولتون ثبت‌نام می‌كنند. در این دبیرستان قوانین خشك و سختگیرانه‌ای اجرا می‌شود و اساسنامة آن بر چهار شعار استوار است:  «سنت»، «افتخار»، «انضباط» و «سرفرازی».

ماجراهای رمان در صدمین سال تأسیس دبیرستان ولتون واقع شده است. آقای نولان (مدیر سختگیر مدرسه) در گردهمایی شاگردان و والدینشان در شروع سال تحصیلی، جان كیتینگ را، كه خود زمانی در همان‌جا درس می‌خوانده به‌عنوان معلم جدید ادبیات انگلیسی مدرسه معرفی می‌كند.

معلم جدید قواعد ثابت و یكنواخت مدرسه را به هم می‌ریزد. او در اولین روز كلاسش دانش‌آموزان را به تالار تشریفات مدرسه می‌برد. عكس جوانهایی را كه شصت هفتاد سال پیش شاگرد آن مدرسه بوده‌اند به آنها نشان می‌دهد و خاطرنشان می‌سازد كه آنها دیگر زنده نیستند. و بدین ترتیب اولین درس خود را آغاز می‌كند؛  درسی به نام مرگ‌آگاهی: "الان بیشتر اونها خاكِ گُلهای نرگس رو بارور می‌كنند!"  و برای رهایی از فنا و نابودی، كمال بهره بردن از فرصتها را گوشزد می‌كند: "گُل غنچه‌های سرخ را كنون كه می‌توانی، برچین/ اما باز زمانِ سالخورده در گذر است/ و همین گُلی كه امروز لبخند می‌زند/ فردا خواهد مُرد!" از رابرت هریك، شاعر انگلیسی.

كیتینگ در ادامه به معنای عبارت اول این شعر در زبان لاتین اشاره می‌كند: Carpe Diem "دم رو غنیمت بشمارید. زندگی‌تون رو خارق‌العاده كنید." و منظور شاعر را این‌گونه توضیح می‌دهد: "...ما خوراك كرمها هستیم، چون ما انسانها تعداد محدودی بهار و تابستان و خزان رو تجربه می‌كنیم. گو اینكه باور كردنش دشواره، اما یه روزی هیچ‌كدام از ما دیگه نفس نخواهیم كشید؛ جسممون سرد خواهد شد و خواهیم مُرد!"

معلم جدید سعی دارد كه چگونه لذت بردن از زبان و واژه‌ها را به آنان آموزش دهد و آنها را به این نتیجه برساند كه واژگان و اندیشه‌ها، قدرت تغییر جهان را دارند.

«انجمن شاعران مُرده» اسم گردهمایی پنهانی در زمان تحصیل این معلم است كه در آن دختران و پسران به دور از چشم مسئولان مدرسه، در یك غار جمع می‌شدند و اشعار مورد علاقه خود و یا اشعاری را كه سروده بودند می‌خواندند و حال دانش‌آموزان تصمیم می‌گیرند كه دوباره آن انجمن را بازگشایی كنند. چندی بعد می‌بینیم كه بچه‌ها از رخوت و انفعال حاكم بر مدرسه و خانواده بیرون می‌آیند و بر اساس دلبستگیهای خودشان زندگی می‌كنند. آنان دربارi انجمن شاعران مُرده مطلبی را نیز در نشریه دبیرستان به چاپ می‌رسانند كه همین موضوع خشم مسئولان مدرسه را برمی‌انگیزد و از سوی مدیر مدرسه، كه شخصیتی قرون وسطایی و توتالیتر دارد، مورد مؤاخذه قرار می‌گیرند.

درونمایة رمان، تحلیل روشهای مستبدانه‌ای است كه بعضی خانواده‌ها و مراكز تربیتی بر روحیه فرزندان خود حاكم می‌كنند و نشان می‌دهد كه چگونه نوجوانان در مقابل این‌گونه خواسته‌های جابرانه دست به تظاهر می‌زنند و در نتیجه روابط آنها با اجتماع و جنس مخالف غیر شفاف و تودرتو و غیر صادقانه خواهد بود. معلم جدید در این میان سعی دارد كه دانش‌آموزان را به ژرف زیستن و به مكیدن جوهر یا عصاره حیات ترغیب كند و این ضربه‌ای است بر روشهای مستبدانه تربیتی دبیرستان ولتون.

در جایی از داستان معلم جدید، روی میز می‌رود تا نگاه تازه‌ای را به اطراف نشان دهد؛ تماشای دنیا از زاویه‌ای دیگر. دانش‌آموزان را نیز به همین كار تشویق می‌كند تا مكانی را كه مطمئن رویش ایستاده‌اند، خودخواسته ترك كنند و زاویه دیدی را كه به سوی دنیا دارند، تغییر دهند.

دانلود با کیفیت های متفاوت؛ دوبله و زیرنویس 

دانلود نسخه دوبله شده

دانلود زیرنویس فارسی 

دانلود 720

دانلود دوبله - 1080

زیرنویس چسبیده با بالاترین کیفیت

پیش تر: 

دیکتاتور بزرگدکتر استرنجلاوزمانی برای مستی اسب ها فرشته مست
ویل 2011خاطرات موتورسیلکتسقوطدادگاه نورمبرگ
دریای درونترمینال