اختصاصی طرفداری-با شروع لیگ شاید کوچکترین پسر بچه اهوازی امیدی به موفقیت تیم شهرش در این لیگ نداشت، حتی به سقوط نکردن نیز راضی بودند ولی وارثان آقا معلم به خوبی توانستند از این تیم جوان و با انگیزه، تیمی مدعی برای کسب لیگ بسازند.
همه چیز از بازی برابر پرسپولیس شروع شد، تماشاگران ناراضی و ناامید، از کسب نتایج ضعیف فولاد به ستوه آمده بودند؛ شاید اگر آن بطری به سمت فرکی پرتاب نمی شد، اکنون فولادی ها بر سر قهرمانی نمی جنگیدند.
خوزستانی ها که چندین و چند سال است به حضور یک آقا معلم بالا سر تیمشان، چه استقلال و چه فولاد، عادت کرده بودند، خیلی زود و پس از پنالتی از دست رفته ایوب کلانتری، شعار حیا کن، رها کن سر داده و خواستار بازگشت آقا مجید جلالی به تیم محبوبشان شدند، به تیمی که به قول خودشان جنسش جور نبود و تا هفته نهم فقط 1 برد برابر سایپا کسب کرده بود.
ولی حیف که چقدر فوتبال بی رحم است، انگار همین دیروز بود که استقلالی ها در استادیوم آزادی شعار حیا کن، رها کن را برای اسطوره شان، ناصر خان، سر دادند؛
هر چند ایوب، گربه سیاه پرسپولیسی ها، بازی باخته را به مساوی تبدیل کرد ولی فوتبال بی رحم است و این بار روی ناخوش خود را به حسین فرکی نشان داد و گواهش نیز پیشانی پاره حسین آقا بعد از بازی برابر قرمزپوشان پایتخت بود.
هفته بعد بازی سخت تری بود، اعضای هیئت مدیره به دنبال اولتیماتوم بودند، چرا که امیدی به نتیجه گرفتن در اصفهان نداشتند و همین طور هم شد، فولاد به ذوب باخت تا پروسه برکناری حسین فرکی در هفته نهم کلید بخورد؛
ولی هیئت مدیره به او یک هفته مهلت داد، شاید بهترین تصمیم هیئت مدیره در چند سال اخیر بوده باشد، چرا که باخت برابر ذوب آهن، دریچه ای به سمت آسیا و شاید قهرمانی در لیگ برتر بود.
فرکی، حالا باید دستپخت آقا مجید را می چشید.
فولاد در فصل نقل و انتقالات لیگ خرید های عجیبی داشت، مثل مهدی امیرآبادی پا به سن گذاشته یا بازیکن ضعیفی چون یونسکو، که انتقادات زیادی به آنها وارد بود؛ ولی فرکی کار کشته پا به جایی گذاشته بود که توسط مجید جلالی، پی ریزی شد.
درست است که جلالی، نتایج قابل ملاحظه ای برای فولاد نگرفت ولی با معرفی جوانان زیادی به تیم های پایه فولاد، شاید بزرگترین خدمت را به استان خوزستان کرده باشد؛
شاید از جمله بازیکنانی که جلالی به فولاد آورد بتوان به علیرضا سلیمی، امید خالدی، مهرداد جماعتی، بختیار رحمانی، آرش افشین، ایوب والی و ... اشاره کرد.
اینجا بود که فولاد با اتکا به بازیکنان با تجربه، نیروی جوانی و دو بازیکن برزیلی فوق العاده خود یعنی لئاندرو پادووانی و شیمبا، یکی یکی تیم ها را پشت سر بگذارد بطوریکه شکستش برای تمام تیم ها آرزو بود و تمامی تیم ها برای شکست دادن فولاد بسیج شدند ولی فولاد، لیگ را یک دور افتخار زده و 20 بازی پیاپی را بدون شکست پشت سر گذاشت، تا رکورد شکست ناپذیری لیگ را به نام خود ثبت کند.
ترکیب بازیکنان جوان و بازیکنان با تجربه این تیم بسیار جالب است، به طور مثال عبدالله کرمی با تجربه، در کنار ایوب والی، نیمکت نشین شدن امیرآبادی، توسط امید خالدی 22 ساله، حضور شهاب کرمی در کنار مهدی نوری و از همه مهم تر دادن بازوبند و نقش لیدری تیم به بختیار جوان ولی پخته و با تجربه.
همچنین نیمکتی قدرتمند و با تجربه، متشکل از ایوب کلانتری، عباس پورخسروانی، روبرتو نوس و ... دست فرکی برای ترکیب چبدن را بیشتر باز کرده است.
هر چند به راحتی نمی توان از نقش انکار ناپذیر ستاره های این روزهای فوتبال ایران، اسماعیل شریفات و آرش افشین به سادگی عبور کرد.
شاید دستاورد همه این نکات را بتوان پیروزی در آزادی برابر استقلال، در فولادشهر برابر سپاهان و یا شاید بالاتر از آن ترانسفر کردن بازیکنانی از جمله آرش، بختیار، اسماعیل و ... به لیگ های اروپایی خواند.
ولی مهم ترین دستاورد معرفی جوانانی همچون شهاب کرمی، امید خالدی، یوسف وکیا، سروش رفیعی، وفا هخامنشی، مهدی نیایش، خیراله ویسی و ... به فوتبال این مرز و بوم است.
هر چند فولاد در برخی موارد با کج سلیقگی آقای کیروش فقط 1 ملی پوش دارد، ولی شایسته حداقل 4 سهمیه در تیم ملی می باشد، عبدالله کرمی، بختیار رحمانی، آرش افشین و اسماعیل شریفات.
اینجاست که باید از جای بلند شده و به احترام آقای جلالی و فرکی کلاه از سر برداشته و فولاد را قهرمان واقعی لیگ برتر ایران بدانیم.

قهرمان واقعی لیگ برتر ایران، فولاد خوزستان؛ با هنرنمایی مجید جلالی و حسین فرکی
۳٬۱۶۲ بازدیدچهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ - 0۷:۱۴


