ذوالقرنين (دو شاخ) شخصيتي هست كه در قران كريم به اون در دو سوره ي كهف و إسراء اشاره مستقيم شده و ده آيه به او اختصاص داده شده ? هميشه بحث بر سر تعيين شخصيت ذولقرنين وجود داشته كه اين بحث بعد از تحقيقات مولانا ابوالكلام آزاد( از بزرگترين مفسرين قران) كمتر شده چرا كه جواب اين سوال روشن تر شده،بعد از اون افراد ديگه هم اينكه ذوالقرنين همان كوروش هست رو تأييد كردن از جمله علامه طباطبايي در تفسير الميزان ،ايت الله صانعي،ايت الله مكارم شيرازي در تفسير نمونه،دكتر شريعتي،جلال رفيع، استاد قرائتي،ناصر ابطحي،شهيد مطهري،دكتر عبد النعم النمر( بالاترين مقام ديني مصر) و غيره ? همچنين در كتاب عهد عتيق نيز اشاره شده كه دانيال نبي خوابي درباره قوچي ميبيني كه بعد جبرئيل بر او ظاهر شده و خوابش رو اين چنين تعبير ميكنه كه آن قوچ دو شاخ پادشاه پارس و ماد هست در قران ذوالقرنين و كوروش كاملا شباهت ظاهري دارن و همچنين در قران ذوالقرنين سدي بين دو كوه ميسازد كه از آهن هست براي مقابله با قوم ياجوج و ماجوج (ساكنان مغولستان)?? و از تو (حضرت محمد (ص)) دربارهٔ ذو القرنین می‌پرسند. بگو: برای شما از او چیزی می‌خوانم. ايات مربوطه در قران كريم?: ✅و از تو دربارهٔ ذو القرنین می‌پرسند. بگو: برای شما از او چیزی می‌خوانم. (✅۸۳) ✅ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزی را به او نشان دادیم. (۸۴) او نیز راه را پی گرفت. (۸۵) تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمه‌ای گِل‌آلود و سیاه غروب می‌کند و در آنجا مردمی یافت. گفتیم: ای ذو القرنین، می‌خواهی عقوبتشان کن و می‌خواهی با آنها به نیکی رفتار کن. (۸۶) گفت: اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد. آن گاه او را نزد پروردگارش می‌برند تا او نیز به سختی عذابش کند. (۸۷) و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند، اجری نیکو دارد؛ و دربارهٔ او فرمانهای آسان خواهیم راند. (۸۸) باز هم راه را پی گرفت. (۸۹) تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید بر قومی طلوع می‌کند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار نداده‌ایم. (۹۰) چنین بود؛ و ما بر احوال او احاطه داریم. (۹۱) باز هم راه را پی گرفت. (۹۲) تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه مردمی را دید که گویی هیچ سخنی را نمی‌فهمند. گفتند: ای ذو القرنین، یأجوج و مأجوج در زمین فساد می‌کنند. می‌خواهی خراجی بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدی برآوری؟ گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانایی داده‌است بهتر است. مرا به نیروی خویش مدد کنید، تا میان شما و آنها سدی برآورم. برای من تکه‌های آهن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، گفت: بدمید. تا آن آهن را بگداخت؛ و گفت: مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم. نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند. گفت: این رحمتی بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است. ✅۱] حضرت امام باقر(علیه السلام) مى‏فرمايند: « هيچ يك از انبياء بعد از نوح(علیه السلام) به مقام پادشاهى نرسيدند، مگر چهار نفر از آنها كه عبارتند از: ذوالقرنين كه نامش عياش است، داود، سليمان و يوسف. ذوالقرنين يا عياش بر سراسر شرق و غرب عالم حكم راند و محدوده حكومت داود و سليمان منطقه شامات تا اصطخر(استان فارس کنونی) را شامل مى‏گشت و يوسف نيز بر مصر و بيابانهاى اطراف آن حكومت ميكرد. البته همچنان عده اي اعتقاد دارن كه ذولقرنين إسكندر مقدوني هست،إسكندر در دنيا برخلاف ايران چهره ي مثبتي داره و با نام إسكندر كبير ياد ميشه ? همچنين حديثي از پيامبر (ص) هست كه در اون از رحم خدا به واسطه ي بنده ي خودش بر قوم بني اسرائيل ميگه