وودی آلن :
من برای مارلون براندو شدن حاضرم همه چيزم را بدهم . به نبوغ او خيلی رشك مي برم ، از نظر من مارلون فوق العاده هيجان انگيز است .
باربارا استرايسند :
او بهترين بازيگر زنده روی زمين است . (اين سخنان قبل از مرگ براندو گفته شده اند)در سيزده سالگی بت من بود. براندو آنقدر فيلم های خوب بازی كرده كه می تواند دو دوران حرفه يی جداگانه و كامل از خودش به جای بگذارد. در هر فيلمی كه بازی می كنم ، به اين مي انديشم كه كاش «براندو» در اين فيلم همبازی ام بود .
جرج .سی . اسكات :
او در حيطه خودش يك نابغه مقتدر است . هيچ ترديدی در اين باره ندارم . نكته مهم در نبوغش آن اصالت و شادابی است كه او برای حرفه بازيگری به ارمغان آورد. هيچ كس تا قبل از براندو چيزی شبيه اين را نديده بود. مارلون بازيگری است كه همواره جلوتر از زمان حركت كرده و مداوما خويش را تكامل می بخشد. اما درباره خودم و ديگر بازيگران ، از اين حيث نمی توانم كاملا مطمئن باشم.
پيتر ايونز:
براندو بازيگری است كه از يك «جرب » (نوعی بيماری پوستی ) مقدار زيادی خارش به وجود می آورد.
الين برستين :
امشب مارلون اينجا نيست ، چرا كه او مارلون است (در شب بزرگداشت براندو كه او در آن حاضر نشده بود)
آل پاچینو :
او كامل است و اين اصلی ترين دليل برای جاودانه شدن اوست . وقتي كه براي اولين بار فيلم «در بارانداز» را ديدم نمي توانستم از جايم تكان بخورم . قادر به ترك سالن سينما نبودم . هرگز تا پيش از اين مشابه چنين چيزی را نديده بودم . باورم نمی شد ...
برت رينولدز:
خانمی مرا اشتباها به جای براندو گرفت . او را از اشتباه درآوردم ، اما برگشت و دوباره اصرار كرد كه من براندو هستم . بالاخره از كوره در رفتم و سرش داد زدم : «خانم محترم ، نمی توانی اين را در كله پوك ات فرو كنی كه من مارلون براندو نيستم ?» او لبخندی بر پهنای صورتش نشست ، به سوی شوهرش برگشت و به او گفت ديدی گفتم خودش است... !!))
رابرت شاو:
من معمولا از براندو بخاطر قضاوت هايش در مورد ديگران و انتخاب نقش هايش انتقاد می كنم . او بيش از اين قادر به يافتن فيلمنامه های خوب نبود.
روی شايدر:
او جانور عجيبی است . فوق العاده جذاب و فراسوی طبيعی بودن است . او هر از چندگاه چند دقيقه يی از نبوغ ويژه اش را به شما عرضه می كند و اين دقايق اوقاتی بس جادويی است.
هنری فوندا:
فكر می كنم در مواقعی كه براندو بخواهد خوب باشد، كسی بهتر از او وجود ندارد .
آلبرت فيني :
((در بارانداز)) اكران عمومی شد و بلافاصله صدوپنجاه بازيگر در «رادا» (مدرسه آموزش سينما) داشتند از شيوه بازيگری «براندو» تقليد می كردند .
اليا كازان :
بعد از آن فيلم ( در بار انداز ) ديگر نمی بايست كارگردانی می كردم . صحنه تاكسی (در فيلم دربارانداز) بسيار خوب نوشته شده بود و براندو و استايگر نيز بازی های بسيار خوبي ارايه كرده بودند. اما براندو،، او باهوش و زرنگ بود و اطلاع كاملی در مورد جزييات كار داشت . او باهوش تر از من بود، واقعا مستعد و باهوش بود. او باعث بهتر شدن فيلم هايم شد. به او كمك مي كردم ، اما او هم به من كمك می كرد .
جون كالينز :
براندو؟ فريبنده و ترسناك بود. او آدمی نيست كه بخواهم حتی براي يك ثانيه با او درگير شوم .
آنتونی كويين :
ما فراموش كرده ايم كه اين مرد چه انقلابی در حيطه بازيگری به وجود آورد .
لی ماردين :
من عاشق مارلون براندو هستم . البته گاهی بازی هايش يك درجه از خوب پايين تر بوده ، اما هرگز بازی بد از او نديده ام و كسی هم چنين بازی يی از او نديده و نخواهد ديد .
جك نيكلسن :
به نظر من در حرفه بازيگری رقابت مشهوری ميان بازيگرها در خصوص گفتن بهترين جمله ستايش آميز درباره مارلون براندو وجود دارد .
پل نيومن:
ويژگی متمركز مارلون توانايي اش برای فوران ناگهانی است .
جان وين :
براندو يكی از بهترين بازيگرانی است كه ما داريم . بسيار متاسفم كه او از داشتن دوستان مسن تر و باتجربه تر بهره مند نيست درست برعكس من تا اين دوستان بتوانند او را در خصوص انتخاب زمينه مناسبی جهت بهره برداری درست از نبوغش ياری كنند .
آنتونی هاپكينز :
حتی حالا هم كه آن صحنه معروف تاكسی را در فيلم «در بارانداز» می بينی ، نفس در سينه ات حبس می شود .
جان هيوستن :
آيا جوليوس سزار را ديده اید ؟! يا حضرت مسيح ! هرگز فراموشش نخواهم كرد. شبيه باز كردن در يك كوره بود. هرم گرما از پرده بيرون زد. نمی دانم آيا بازيگر ديگری جز براندو می تواند اينقدر خوب بازی كند .
جك نيكلسن (در جايي ديگر) :
براندو هنرمندی فناناپذير مثل ميكل آنژ و پيكاسو است . او سرآغاز و سرانجام انقلابي بود كه خودش به پا كرد. اگرچه بازيگران زيادی تاكنون سعي كرده اند از اين هنرپيشه بزرگ تقليد كنند، ولی امكان نداشت و ندارد كسی بتواند جای او را بگيرد و پا جای پاي او بگذارد. او واقعا بزرگ و دست نيافتنی بود، واقعا دنيا را تكان داد و تاثير او تا آينده نيز همچنان پابرجا خواهد بود .
رابرت دووال :
براندو قطعاً يكي از منحصر به فردترين بازيگران دوران ما بود. او نوعی هوشمندی ذاتی داشت و بهتر از همه راه هايی بديع برای انجام كارها پيدا می كرد. تراژدی بزرگ زندگی او اين است كه اين هنرپيشه هيچ گاه توانايی های عظيمش را توسعه نداد. او بازيگری را روش خوبی برای گذران زندگی نمی دانست . بچه هايش را سرصحنه نمی آورد. هميشه بهش می گفتم كه بايد نقش اتللو را روی صحنه بازی كند، ولی او اسم تئاتر را هم نمی توانست بشنود. شايد وقتی خيلی جوان بود آنقدر مجيزش را گفته بودند كه ديگر از همه چيز زده شده بود .
وارن بيتی :
براندو چيزی فراتر از بازيگری تاثيرگذار، با استعدادی منحصر به فرد بود. او در عين حال شهروندی خشمگين بود كه ديدگاه های فراگير اجتماعی داشت . براندو در دوستی ، بخشنده و سخاوتمند بود، آدم صادقی بود و در كل در همه چيز بی اندازه عالی بود .
فرانسيس فورد كاپولا :
مارلون از تصور اينكه مردم در مورد او نظر بدهند هم متنفر بود. فقط همين را می گويم كه رفتن او مرا و همه را غمگين كرده است .
جيمز كان :
او بيش از هر بازيگر ديگری بر بازيگران جوان نسل من تاثير گذاشت . هركس كه اين را انكار كند، هيچ چيزی در مورد اين قضايا دستگيرش نشده است .
استلا آدلر (استاد بازیگری ):
من هيچ چيزی به براندو ياد ندادم . فقط امكانات مربوط به فكر كردن ، احساس كردن و تجربه كردن را به روی او گشودم ، پس از آن ديگر هيچ احتياجی به من نداشت .
پيتر رينر (منتقد):
بازی براندو در «آخرين تانگو در پاريس » و «دربارانداز» در ميان چهار پنج نقش آفرينی برتر كل تاريخ سينما جای دارد، اما تعداد اين گونه نقش های براندو می توانست خيلی بهتر باشد كه حالا، نبود اين همه نقش خوب در كارنامه كسی با استعداد براندو يك فاجعه فرهنگی است .
كنت توران :
ديگر به نظر می رسد بازيگری برای براندو تفريحی باشد كه بابتش پول خوبی هم به او می پردازند، اما براندو حتی وقتی كه كمی هم كارش را جدی می گيرد آن را فوق العاده انجام می دهد. براندو وقتي جلوی دوربين می آيد نمی تواند بازی نكند، حتی اگر دلش هم نخواهد. او حتی وقتی هيچ كاری هم نمی كند، مشغول انجام كاری است و تماشای اين كار هميشه سحرآميز و مسحور كننده است