داستان ما از اینجا آغاز شد در سال 1996 هوادارن خریدی را دیدند که لاماسیای نبودکه هیچ بلکه از قلب رقیب آمده بود مردی اهل خیخون ابتدا نسبت به اون دید خوبی نبود اما رفته رفته در قلب هوادار ها جا باز کرد تا تبدیل به یک بازیکن محبوب شد در سال اول آنچنان موفقیتی کسب نکرد ولی درسال دوم دوبار پشت سرهم قهرمان لالیگا شده شاید از دو صحنه از او تا ابد به یاد بماند اولی الکلاسیکویی که بارسا در دیدار رفت بازخته بود و نیاز شدیدی به برد داشت و با گل او توانست رقیب را ببرد شادی پس گل انریکه در برنابئو ویران کننده بود دومی درگیری مشهور او با زیدان که همیشه در یاد خواهد ماند ! علاقه خاصی به خط حمله داشت فرقی نمیکرد کجا !وینگر ،مهاجم نوک یا کاذب هافبک هجومی دوست داشت در خط حمله عشق خود را به بارسا نشان دهد یکی از جالب ترین مثلث هجومی بارسا را او با رونالدو و کوکو تشکیل داده بوند شاید به اندازه MSN زهر دار نبود ولی سروقتش هر بیننده ای را به وجد می آورد انریکه در طول هشت سال در بارسا 7جام کسب کرد و در 207 بازی 73 گل به ثمر رساند سر انجام در سال 2004 از بارسا جدا شد : (ادامه داستان بازکشت دوباره به بارسا : شاید بتوان گفت انریکه خاص ترین و شجاع ترین مربی دوران اوج بارسا می باشد چرا ؟!!!شرایط بارسا را درسال های قبل انریکه و بعد از پپ بررسی میکنیم تیم با تیتو فقید خوب نتیجه گرفته اما به یکباره بیماری تیتو در حساس ترین مقطع تشدید شده و ضربه سختی به تیم وارد میشود ضربه ای که به قیمت از دست رفت کوپا دل ری و لیگ قهرمان بود و فقط لالیگا را برای بارسا به ارمغان داشت اما این پایان کار نبود یکی از بهترین بازیکنان نسل طلایی بارسا و کاپیتان تیم به دلیل مصدومیت برای همیشه از فوتبال خداحافظی میکند بله پویول دیگر درلباس بارسا دیده نمیشود !!!! بخاطر بازی های ضعیف تیاگو آلکانترا در نوکمپ هو می شود و در آخر فصل بارسا رو به مقصد بایرن ترک می کند فصل 2012-2013 با سختی هایش تمام میشود اما برای ادامه شاید یک انتخاب عجولانه یا شاید گزینه احساسی مدیران تاتا را راهی نوکمپ می کند در این بین یکی از ستاره های دنیا فوتبال به استخدام بارسا درمی آید یعنی نیمار پرنسس نوکمپ ولی همچنان جای خالی پویول باقی می ماند فصل 2013-2014 به بد ترین شکل ممکن برای بارسا با ناکامی کامل به پایان می رسد والدز دروازه بان چندین ساله بارسا از تیم جدا می شود فابرگاس به سرنوشت تیاگو آلکانترا دچار می شود و با هو شدن در نیوکمپ بارسا رو به مقصد چلسی ترک می کند اما اینبار ماجرای مدیریت راسل و روی کار آمد بارتمئو شروع می شود مدیریت سعی درجبران ناکامی سال قبل به بهترین شکل ممکن را دارد از طرفی امکان محرومیت بارسا از نقل انتقالات پیش می آید که بدترین خبر ممکن برای بارسا می باشد تا اینکه داستان ما دوباره شکل میگیرد 19 می 2014 انریکه رسما بعنوان مربی بارسا معرفی میشود از نسل طلایی بارسا که از زمان فنخال و ریکارد و پپ ساخته شده بود پویول والدز از تیم جدا شده اند موتور و قلب تپنده تیم ژاوی با توجه به سن بالا به فکر جدا شدن از تیم افتاده اما با مشورت با انریکه برای یک سال از تصمیم خود منصرف می شود گویا میدانست ماجراجویی در پیش است!! انیستا هم کم کم با بالا رفتن سن از لحاض بدنی تحت فشار قرار گرفته مدام مصدوم میشود !! شزایط واقعا پیچیده است انریکه در بدو ورود اول از همه شروع به ترمیم نقاط ضعف تیم از لحاظ بازیکن کرد او به همراه مدیر ورزشی تیم زوبی برای دروازه براوو از سوسیداد و ترشتگن را از گلادباخ خرید در خط دفاعی با توجه به شرایط بلاتکلیفی از سوی فیفا که هر لحظه امکان صدور رای محرومیت برای بارسا وجود داشت گزینه هایی مانند مت هوملز- مارکینیوش و... حاضر به مذاکره با بارسا نشدند و در آخر متیو از والنسیا و فرمالن از آرسنال در نظر گرفته میشود برای دفاع های کنار به منظور جایگزین آلوز و آلبا ،داگلاس پدیده برزیلی و مارتین مونتویا و آدریانو در نظر گرفته میشود در خط هافبک سرجی روبرتو و رافینیا از لاماسیا و راکتیچ از سویا به تیم اضافه میشود اما درخط حمله انریکه وبارسا یک ریسک بزرگ می کنند ریسکی که جواب داد آنها الکسیس سانچز مهاجم توانمند خود را به آرسنال داده و در عوض از محرومیتی که فیفابرای لوئیز سوارز در نظر گرفته استفاده کرده وبه لیورپول پیشنهاد خرید سوارز را می دهند و اورا به خدمت میگیرند خب تیم از لحاظ نفرات کامل شده اما !!! تیمی که گواردیولا و ریکارد و... ساخته بودند تقریبا نابود شده بود. در این میان چیزی باید عوض می‌شد و انریکه چند ماه اول حضورش را صرف تحقیق و پیدا کردن آن "چیز" کرد. او در ۲۸ مسابقه نخست بارسلونا، ۲۸ ترکیب متفاوت را به زمین فرستاد تا فرمول جادویی را پیدا کند؛ طبیعتا نتایج افتضاح بود و انتقادها فراوان!! سرانجام او تاکتیک مورد نظرش را پیدا کرد: مسی از پست شماره ۹ کاذب به بال راست رفت، سوارز در میانه قرار گرفت و نیمار در بال چپ. ترکیب میانه میدان نیز قربانی یک هدف شد: در سریع‌ترین شکل ممکن توپ باید به مردان خطرناک خط حمله برسد. تاکتیک جدید در ژانویه ۲۰۱۵ مقابل اتلتیکو مادرید چیده شد. نتیجه بازی پیروزی ۱-۳ بود و برای نخستین بار هم مسی، هم سوارز و هم نیمار گل زدند. پنج ماه بعد آن‌ها تمام عناوین را برده بودند و یکسال بعد از آن افتخارات دو برابر شده بود. انریکه به خوبی تیمش را ترمیم کرده بود و نتایج بارسا بازهم در میان تیم‌های بزرگ می‌درخشید.فصل 2014-2015 به بهترین شکل ممکن برای بارسا و انریکه به اتمام رسید اما مشکلی بزرگ به وجود آمد فیفا بارسا را از نقل انتقال محروم کرد !!ژاوی از تیم رفت و برخی از خرید های فصل قبل کیفیت قبل را نداشتند برخی بازیکنان لاماسیای نظیر سمپرو گامبائو و...چند بار امتحان شدند ولی مرد میدان های بزرگ نبودند هیچ بازیکن حاضر به قبول شرایط بارسا مبنی بر عدم بازی تا ژانویه نبود به جز دو بازیکن که هردو دو پسته بودند آلکس ویدال مدافع راست سویا که یک هافبک مدافع بود و دیگری خرید خنثی آردا توران بود که یک وینگر و هافبک جنگنده بود بارسا تا ژانویه نمیتوانست از بازیکن هایی که خریده بود استفاده کند دست بسته انریکه بر روی نیمکت از یک طرف و شناخت کامل تیم ها از بارسا و نفرات آنها یک طرف باعث شد انریکه از تاکتیک های خاص و غیر قابل پیش بینی نظیر حتی بازی دفاعی برای تیمی مانند بارسا استفاده کند فصل 2015-2016 با یک افت مقطعی برای بارسا همراه بود که به دلیل استفاده بیش از حد از بازیکنان اصلی بود که قابل پیش بینی بود افتی که به قیمت از دست رفتن لیگ قهرمان بود ولی با این وجود بارسا توانست دوگانه داخلی را فتح کند فصل 2016-2017 شروع شد محرومیت فیفا دیگر نبود انریکه این بار ریسک دیگری انجام داد میخواست ترکیب تیم را ترمیم در عین حال جوان کند بعبارتی دوباره نسل جدیدی بسازد ولی میدانست دقیقا مانند زمان های قبل ساختن نسل هزینه بر است و هزینه آن از دست رفتن جام می باشد شاید قبلا از بارسا چنین سطح توقعی نبود ولی الان انتظارت به مراتب بالا بود پس یعنی باید خود را آماده شدید ترین فشار ها و حملات رسانه ها و هواداران میکرد !!تصمیم گرفته شد با نگاهی به وضعیت تیم ب بارسا که وضعیت خوبی نداشت امکان استفاده از بازیکنانی که در لاماسیا بودند تقریبا وجود نداشت و حداقل یک فصل لازم بود تا دوباره لاماسیا راه بیوفتد پس به دنبال جوانان از سایر تیم ها افتادند اما دو مشکل گریبان بارسا را گرفته بود اولی هزینه ای سنگین بازسازی نوکمپ دومی هزینه دستمزد MSN باعث شد مدیران از میان گزینه های مطرح شده سراغ گزینه ای متوسط به پایین از لحاظ قیمت بروند و همچنین قوانین فرپلی مالی یوفا در برخی موارد اجاز هزینه بیشتر را به بارسا نمی داد بس از بررسی های مختلف امتیتی و دینیه برای خط دفاع دنیس سوارز و آندره گومز برای خط هافبک و پاکو آلکاسر برای ذخیره MSN در نظر گرفته شد با شروع فصل انریکه شروع به امتحان انواع و اقسام ترکیب ها کرد طبیعی بود که MSN ثابت بوده و خط هافبک و خط دفاع دچار تغییرات شوند نزدیک به 30 ترکیب مختلف در بازی ها همراه با عملکرد و آنالیز آنها امتحان شد تا بهترین ترکیب از میان نفرات موجود به دست بیاید انریکه میراثی را برای مربی بعدی بارسا برجای گذاشت که با تحمل شدید ترین فشار ها و انتقاد ها همراه بوده حال ترکیب به دست آمده ولی یک اشکال عمده در ترکیب وجود دارد ترکیب تیم مانند پازل نیست و بازیکنان همدیگر را کامل نمیکنند و بالانس تیمی برقرار نیست تاکید به استفاده از سیستم 433 با در نظر گرفتن نداشتن هافبک های مناسب نتایج تیم را متزلزل کرده و اوج فاجعه بازی سردرگم تیم در مقابل پاریس بوده که با باخت غیر منظره به پاریس همراه بوده وچند روز بعد با برد خفیف تیم ته جدولی لگانس همراه است تیم انگیزه و روحیه میخواهد همراه با داروی برای بهتر شدن در نتیجه انریکه دست به کار میشود تغییر سیستم آن هم در حساس ترین بازی فصل و ان هم درمقابل تیمی مانند اتلتیک درحالی بارسا مهمان هست گویا انریکه به سیم آخر زده و چیزی برای از دست دادن ندارد اگر ببازد تیم تا اخر فصل در بحران میماند اما اگر ببرد بمب انگیزه در جبه بارسا منفجر میشود بازی شروع میشود نیمه اول بارسا بادرخشش دروازه بان مساوی به رختکن میرود ولی نیمه دوم آغاز دوباره ای بارسا بود اتلتیک جز 3 حمله که حاصل اشتباهات خود بازیکنان بارسا بود دیگر توان حمله کردن را نداشت انگار ریسک جواب داده بود بله بارسا برد !!بازی بعدی بازی با تیمی بود که اسمش یادآور همیشگی تو خواهد بود خیخون!!! دوباره همان سیستم یک برد با بازی قاطع که همه هوادارن را سرخوش از روند صعودی تیم کرد ولی چیزی نگذشته بود که این خوشی به غم و اندوه تبدیل شد انریکه اعلام کرد که دیگر داستان به پایانش نزدیک شده و درحال نوشتن آخر آن می باشد از حالت چهره اش در کنفرانس خبری معلوم بود آن سنگی که در سال اول به بارسا رسیده بود زیر فشار کمر شکن تبدیل به الماس سفید شده بود درست به مانند مو هایش که سیاه آمد سفید می رود نمیدانم چگونه از تو بخاطر زحماتت بخاطر افتخارتی که کسب کردی تشکر کنم و قدر دان باشم اصلا کلمه ای را پیدا نکردم که بتواند این چند سال توام با موفقیت را برای قدر دانی از تو بیان کند ولی فقط می توانم این جمله بگوییم که تو برای ما معنی واقعی یک جمله بودی آن هم : ♥♥♥(((انریکه برنده ای از دیار خیخون )))♥♥♥