رائول آسوده بخواب، راموس همیشه هست
نمیدانم نام کامبک را تغییر دهیم، برای فرگی تایم نام جدیدی بگذاریم، از نام او به جای لغت سرسختی استفاده کنیم یا معنای انگیزه را از نام او برداشت کنیم!
هر چه هست به نظرم باید نام راموس به ادبیات فوتبال اضافه شود، حال به جای لغاتی که در گذشته بود یا به عنوان لغتی جدید با معنیهایی که در آخر به پیروزی ختم میشوند. راموس بارها و بارها نشان داده که هیچوقت از جنگ برای پیروزی دست نمیکشد، همواره به دنبال انگیزاندن یاران خود است و برایش فرقی نمیکند که چند گل از حریف عقب است یا جلو، یا اینکه در دقیقهی یک بازی است یا بالاتر از نود، راموس در تمام ثاتیهها برد را طلب میکند و به فوتبال جان میبخشد.
از شاهکارهای راموس میتوان به سال 2014 اشاره کرد، بازی برگشت نیمهنهایی لیگ قهرمانان با بایرن مونیخ، موقعی که نزدیک به 20 دقیقه زمان نیاز داشت تا با دو گل پروندهی بازی را ببند و یا آن دقیقه 92:48 معروف که باخت یک به هیچ را در فینال لیگ قهرمانان به تساوی تبدیل کرد و در ادامه بعد از سالّها تیمش را به قهرمانی رساند. گلزنی در فینال کار تکراری راموس بود که در فینال باشگاههای جهان هم انجام شد، فینال بعدی لیگ قهرمانان هم دوباره گل مساوی را زد و با نواختن پنالتی چهارم تیمش بازهم نقشی پر رنگ در قهرمانی باشگاهش داشت. همینطور در سوپر کاپ اروپا که برای چندمین بار در همان دقایق معروف متعلق به خودش با به ثمر رساندن گل تساوی زمینهی برد تیمش و قهرمانی دیگری را فراهم کرد. حالا خیال هواداران راحت است، نگران نیستند، آنها با خیال راحت به تماشای تیم محبوبشان مینشینند و راموس آنها را پیش میبرد. شاید بتوان اینطور گفت که فوتبال 90 دقیقهاست و در آخر راموس برنده را مشخص میکند.
در دورانی که سوپر استار تمام تیمها و بازیکنهای مورد علاقهی جوانان و نوجوانان محدود به افرادی هستند که در نوک پیکان حمله هستند و پس از دست دادن موقعیتهای بسیار و گلهای گاه و بیگاه چهره شدهاند و حتی کارشناسان هم جایزههای بزرگ را محدود به نام آنها کردهاند، راموس شکل جدیدی از فوتبال را به نمایش میگذارد تا دوربینها به سمت او بچرخد. یک بار فابیو کاناوارو نشان داد که میتوان توپ طلا را در دستان یک مدافع هم دید، درست است که به عقیدهی بعضی ها ممکن است توپ طلا برای افرادی مثل ژاوی و زلاتان و مالدینی و بوفون کم باشد و آنها ارزشی بالاتر از این جایزههای ساده و نمایشی دارند و البته ممکن است بتوان راموس را هم در زمرهی آنان قرار داد که اگر توپ طلا هم نگیرد همواره جاودانه خواهد ماند، در این دوران که پس از کاکا پسر طلایی میلان، کسی نتوانسته این توپ طلایی را از دستان مسی و رونالدو برباید، در دورانی که این توپ طلایی از دستان ژاوی و روبن و اسنایدر و سوارز و نیمار و بیل و گریزمان گذشت تا دو ابَر انسان که گویی از سیارهی دیگری آمدهاند همواره این توپ را بهم پاس بدهند و صاحب آن باشند، شاید دیدن توپ طلا در دستان راموس جان تازهای به فوتبال ببخشد و چهقدر جذاب است دیدن این تیتر «راموس توپ طلا را به کرهی زمین برگرداند».
مجتبی تاج
کارشناسی ارشد روانشناسی ورزشی