اختصاصی طرفداری-  شعار. چیزی است که از بدو تولد با آن عجین می شویم و متاسفانه جزئی لاینفک از ذهنیتمان می شود. از بدو تولد می گوییم ان شالله فرزندتان بزرگ نام شود.  اما تنها 20 سال بعد، آن کودک در حال قدم گذاشتن به ورطه بزرگ نامی است و هر کاری می کنیم تا پایش بلغزد، حتی اگر لغزش او سبب پیشرفت ما نشود. از همان عنفوان کودکی می آموزیم با شعار، می توانیم پیشرفت کنیم. با شعار، می توانیم پل هایی شکننده بر روی آب بسازیم که تنها خودمان بتوانیم از روی آن رد شویم، حتی اگر شعارمان  "متحد ماندن" بوده باشد. یادمان باشد تا وقتی  دست به "عمل کردن" نزنیم نه خودمان پیشرفت می کنیم نه دیگران، چراکه پلی که بروی آب ساخته ایم تا تنها از روی آن عبور کنیم روزی به پایان می رسد و روزی باید از روی پلی عبور کنیم که شخص دیگری ساخته است. حالا باید آزمون و خطا کنیم که آن فرد، تنها شعار داده یا به آن جامه عمل نیز پوشانده است؟

شعار می دهیم زن ها و مرد ها حقوق برابری دارند و فطرت ها برابرند. بله برابرند اما تنها بر روی کاغذ. تنها در شعار های مختلف برای مقاصد مختلف. اما وقت عمل حتی مرد ها هم با مرد ها برابر نیستند. بیشتر به لطیفه ای تلخ می ماند که بانوان خارجی می توانند در استادیوم های ورزشی حضور به هم رسانند ولی بانوان وطنم خیر. این یک واقعیت است. شاید بانوان کشور ما در جامعه های خودشان زندگی نمی کنند، شاید آن ها بلد نیستند از کلمات رکیک استفاده کنند، شاید آن ها از فقر، فحشا و هزاران فساد دیگر بی خبرند. اما بانوان خارجی کاملا این موضوعات را می دانند و با آن کنار آمده اند. پس آن ها رفتار مناسب تری در ورزشگاه ها خواهند داشت. اگر به این موضوع استناد می کنید یا می کنند، بدانید با این اسنتاد به این امر، ورزشگاه های ایران برای مردان هم مناسب نیست. در ورزشگاه هایی که هر لحظه ممکن است فرو بریزد، در ورزشگاه هایی که وسیله حمل و نقل عمومی مناسبی برای رسیدن به آن وجود ندارد، در ورزشگاه هایی که محیطی کاملا ورزشی دارد اما در آن چند ساعت حضور در آن ، مدام باید بوی سیگاری را تحمل کنید که حتی شاید آن را از نزدیک ندیده باشید. آری، در کشوری که مردم از روز ها قبل برای دیدن بازی باید سفر کنند، در خیابان بخوابند با هر فرد مناسب یا نامناسبی سر و کله بزنند ،محیط ورزشگاه برای هیچ کس مناسب نیست حتی برای خود ورزشکاران!

هوادار فوتبال

 یادمان باشد همه ما یک پل می سازیم. همه ما به فرزندان دیگران می گوییم بزرگ نام شوند اما روزی به فکر خالی کردن زیر پایش می افتیم. بیایید یک بار هم که شده به خودمان بنگریم، یک بار هم که شده خودمان را عوض کنیم، بیایید یک بار هم که شده دست از هل دادن  و زدن یکدیگر بر زمین برای خندیدن و خالی کردن عقده هایمان دست برداریم. بعد هر کس در این بازه کم کاری کردو هر کس که نخواست پیشرفت و خوشی ما را ببیند، مشخص می شود و می توانیم درست و با استدلال و با نیت خیر انتقاد کنیم.

حالا دوباره روز زن رسیده است. روز مادران، خواهران و همسران، اما جز یک تبریک نصف و نیمه و یک کادوی گاه بی ارزش از لحظا مادی و معنوی چه به بانوان کشورمان می دهیم؟ شعار ها را هم فاکتور بگیرید. بانویی که سال ها با لباسی نامناسب با ورزش تلاش می کند یا حتی به خاطر لباسشان نمی توانند ورزشی را انجام دهد را چگونه با شعار و کادویی بی ارزش آرام کنیم؟ باور کنید لباس آن بانو حتی برای کثیف ترین مردان جهان هم مهم نیست. چرا که آن ها هم می دانند که زمین ورزش برای ورزش است و نه فحشا و هزاران فساد دیگر.

بانوان هوادار فوتبال

بیاییم سود خودمان را درشعار دادن و چسباندن مسائل مختلف به هم نبینیم. چرا که فردا هر چقدر هم مال اندوزی کرده باشیم در همین دنیا کسی سر راهمان قرار می گیرد شعار می دهد و پلی سست روی آب ساخته و به دنبال لغزاندن پای ما است. درس بگیریم از وقتی در حال غرق شدن هستیم دیگر مهم نیست شرمنده ایم یا ناراحت. دیگر فرصتی نیست و شعار های زیبایمان راهی شده است برای ادامه کار های زشت.همه موجودات در وهله اول به خاطر موجود بودن با هم برابر اند و حق زندگی طبیعی باب میل طبعیت خویش را دارند. هیچ کس حق زمین زدن ما را ندارد.

به امید روزی که روز جهانی زن را به حق تبریک بگوییم. بانویی که می تواند دوشادوش مردان ورزش کند، از حق تماشای مسابقات در ورزشگاه ها برخوردار است و محدود نیست. به امید آن روز زیبا...