چند سال پیش زمانی که اتلتیکو به دلیل اشتباهات داوری بازی را که میتوانست دو هیچ ببرد دو دو با رئال مساوی کرد یکی از دستیاران سیمئونه گفت در لالیگا همه چیز حول رقابت مسی و رونالدو میگردد و آنها نمیخواهند این رقابت به هم بخورد. نیمه نهایی ۲۰۰۹ که یکی از کاملترین تیم های دنیا تحت هدایت یکی از کاملترین مربیان دو دهه اخیر چلسی گاس هیدینگ بارسا را حبس کرده بود .داور ۵ پنالتی برای چلسی نگرفت مبرهن بود که بازیکنان بارسا که چنین بی پروایانه در محوطه خود خطا میکنند از تصمیمات داور مطمئن بودند.تا شروع افسانه شبه ژاپنی مسی آغاز شود. در سال آخر مورینیو اخراج نانی توسط چاکلز ترکیه ای فرگوسن را در برابری کردن با رکورد باب پیزلی لیورپولی و تقویت اسطوره فرگوسن ناکام گذاشت. در فینال رئال اتلتیکو گل چهارم از پنالتی تماما کاذبی به دست آمد که فقط برای گذاشتن رونالدو در لیست گلزنان فینال بود. در توپ طلای ۲۰۱۳ رای گیری را دو هفته عقب انداختند تا با خرید رای آفریقایی ها و آسیایی ها ریبری که توپ طلای اروپا رو برده بود به توپ طلای جهان نرسد. در ۲۰۱۴ سالی که آلمان ها درخشیدند توپ طلای جام جهانی را به مسی دادند تا باز هم این تعادل به هم نخورد. در بازی پاریسن ژرمن مهاجمین بارسا چند بار خودشان را بر زمین انداختند (آیا این همه زمین انداخت اتفاقی بود یا چیزی هماهنگ شده از قبل بود؟)دو پنالتی بحث برانگیز برای بارسا گرفته شد و یک پانلتی پی اس جی گرفته نشد(البته من منکر بازی خوب نیمار و راکیتیچ و بازی بد پاریسن ژرمن و تعویض های بد امری نمیشوم) اما همه اینها برای حفط تعادل دو قطبی کاذب بچه گانه،پولساز و مبتذل مسینالدو که بیشتر شبیه برنامه کودک های ژاپنیست میباشد.امیدوارم هر چه زودتر سرطان مبتذل مسینالدو که فقط دخترهای نوجوان و پسر بچه ها را سرگرم کرده است نابود شود و فوتبال به مسیر اصلیش باز گردد.تا دیگر شاهد تلف شدن استعدادهایی مثل بیل نیمار روبن اینیستا دی ماریا لمپارد و ...نباشیم.