برای دیکتاتور بودن لازم نیست سیبیل دو انگشتی بر لب و صلیب شکسته بر بازو و‌ رولوور در دست باشی، میتوان با چشمان رنگی و موهای جوگندمی هم دیکتاتور بود، برای زورگویی و قلدری و لمپنی لازم نیست گردن کلفت و خط چاقوی کنار چشم و نام مادر بر ساعد داشت، با کت و شلوار و کراوات هم میشود لمپن و قلدر بود، برای عوام فریبی و پوپولیسم لازم نیست که قد کوتاه و چهره ای تکامل نیافته داشت و کاپشن پنج هزارتومانی پوشید، با چهره جذاب و ‌زنجیر طلا بر گردن هم میشود عوام را فریب داد، رویه ای که کارلوس کیروش در پیش گرفته است ترکیبی از دیکتاتوری و پروپاگاندا و لمپنیسم و زورگویست، تلفیقی از هیتلر و استالین و شعبان بی مخ و رمضان یخی و احمدی نژاد و کیم جونگ ایل مردی که با استفاده از بی کفایتی مسئولین فدراسیون و‌حمایت رسانه ای وسیع هر کاری دلش میخواهد میکند و هر حرفی بخواهد میزند، بدون اینکه کوچکترین جوابی بابت اظهارات و رفتارش پس دهد، در اینکه فوتبال ایران دارای مشکلات شدید سخت افزاری و ارتباطی است هیچ شکی نیست ولی کیروش باید بداند که مبلغی عظیمی از پولی که از ایران میگیرد بابت پوشش دادن این نوع کمبودهاست نه اینکه هربار آنرا چماقی کرده و بر سر ایران و ایرانی بکوبد، آنهم با علم به این موضوع که هیچگاه فدراسیون برای هیچ کدام از مربیان قبل از او شرایطی اینچنینی فراهم نکرده و مرعوب آنها نبوده است، جنجال ها و قهر و استعفا کردن ها و بیانیه دادنها و توهین و تهمت های کیروش که آخرین نمونه آن اخراج تحقیر آمیز دستیاران ایرانیش بود باید با واکنش فدراسیون مواجه شود سرمربی تیم ملی با دامن زدن به این جنجالها به دنبال اهداف خاص خودش است اهدافی که کمترین آن فرار کردن از زیر بار مسئولیت نتیجه گیری تیم ملی است، رفتن به جام جهانی مطلوب هر ایرانی است ولی رفتن به چه قیمتی؟! .