شهاب احمدی / طرفداری گرچه روزنامه های کاتالان سعی کردند به روی خودشان نیاورند که چه اتفاق مهم و متفاوتی در لالیگا رخ داده است اما کمتر کسی وجود دارد که بتواند مورد هیجان انگیز «اتلتیکو مادرید» را انکار کند. در لیگی که دو ابر قدرت دنیای فوتبال مدت هاست جولان می دهند ظهور پدیده ای که بتواند غرور این دو ابر قدرت را به چالش بکشد حقیقتا اتفاق بزرگ و مهمی تلقی می شود. مدت هاست در محافل فوتبالی سخن از توانایی ها و موفقیت های مربیانی همچون یورگن کلوپ، آنتونیو کنته، ژوره مورینیو و یا پلگرینی است اما در این بین مردی وجود دارد که شاید در مقایسه با مابقی همکارانش «مانور رسانه ای» زیادی در اطرافش نداشته باشد، اما از لحاظ تاثیر گذاری و موفقیت به هیچ وجه از دیگر همکاران برجسته اش چیزی کم ندارد. 3 سال پیش شاید اکثر فوتبال دوستان با شنیدن نام دیگو سیمئونه یاد فیلم هنرمندانه ای می افتادند که او در یک هشتم نهایی جام جهانی 98 در برابر دیوید بکام بازی کرده بود اما اکنون همه ی دنیا با شنیدن نام این مرد آرژانتینی اتلتیکو مادریدی را به یاد می آورند که توانست در بین رئال و بارسا آقایی کند. برای درک کردن فلسفه ای که سیمئونه در تیمش پیاده می کند باید به گذشته ی وی رجوع کرد. زمانی که سیمئونه در مرکز میدان برای تیم هایی همچون اتلتیکو مادرید، لازیو و یا اینتر «جانفشانی» می کرد. یک هافبک میانی مقتدر و ایثارگر که نقش یک رهبر واقعی را در میانه ی میدان ایفا می کرد. بازیکنی شجاع و نیرومند که از لحاظ قوای بدنی هیچ گاه کم نمی آورد. چه در حمله و چه در دفاع حضوری فعال داشت. سیمئونه تک تک این خصوصیت ها را در تیمش پیاده کرده است. «جنگندگی» شاید بارز ترین خصوصیتی باشد که سیمئونه توانسته است آن را به معنای واقعی کلمه ملکه ی ذهن تک تک بازیکنانش کند. کافی است به دو بازی این تیم در برابر رئال مادرید و بارسلونا نگاه کنید. در سراسر 90 دقیقه شاهد 11 مردی بودیم که با تمام وجود «ایثار گرانه» دویدند، جنگیدند و حتی لحظه ای هم پا پس نکشیدند. بازیکنان اتلتیکو مادرید در این فصل بیش تر از هر تیم دیگری در اسپانیا «تکل» زده اند، این مسئله به هیچ عنوان از تیمی که سیمئونه ساخته باشد بعید نیست چرا که زمانی خود او رکورد دار «تکل زدن» و جنگیدن بوده است. اگر فکر می کنید که تمامی هنر سیمئونه در مسائل روحی و فیزیکی خلاصه می شود سخت در اشتباهید!! سیمئونه در مسائل «تاکتیکی» نیز فوق العاده است. سیمئونه این فصل به تناوب از دو سیستم 2-4-4 و 1-3-2-4 بهره برده است اما این دو سیستم عملا تنها برای «لاین آپ» شبکه های تلویزیونی کاربرد دارند!! درون زمین تیمی متفاوت وجود دارد. تمامی بازیکنان مادامی که تیم در حمله باشد، حمله می کنند و زمانی که توپ را از دست می دهند همگی پشت به توپ از همان نقطه ی اول، شروع به پرس و دفاع می کنند. دیگو کاستا و داوید ویا که معمولا 2 مهاجم اتلتیکو در خط جلو هستند شاید بیش تر از هر مهاجم دیگری در لالیگا و حتی اروپا جنگندگی داشته باشند. کمتر پیش می آید که این دو مهاجم را در حالت «ایستا» در زمین پیدا کنیم، فشاری که داوید ویا و دیگو کاستا بر خط دفاعی حریفان وارد می آورند بدون شک یکی از مهم ترین ارکان بازی اتلتیکو مادرید محسوب می شود. در خط هافبک نیز سیمئونه ترجیح می دهد از بازیکنانی استفاده کند که بیش تر با فلسفه اش سازگار باشند. کوکه و آردا به خوبی جنبه ی فانتزی لازم را به تیم تزیق می کنند و امثال گابی نیز همان نقشی را ایفا می کنند که سیمئونه در تیم هایش داشته است. به هیچ عنوان اهمیتی ندارد که اتلتیکو مادرید این فصل قهرمان لالیگا می شود یا خیر، بزرگی و عظمت این تیم و سرمربی فوق العاده اش به خوبی اثبات شده است. آرژانتین همیشه تئوریسین های بزرگی را به دنیای فوتبال معرفی کرده است. از پکرمن گرفته تا مارچلو بیلسا همگی از بزرگان عرصه ی مربی گری محسوب می شوند. دیگو سیمئونه اما تئوریسین جدید فوتبال آرژانتین است. مربی متفاوت با سبک و اندیشه هایی متفاوت. فلسفه ی «سیمئونه» این روزها بر تمامی فلسفه های گران قیمت دو غول فوتبال دنیا می چربد و این چربش حتی اگر مقطعی هم باشد در این وسعت، انصافا تاریخی است...

فلسفه ای به نام سیمئونه؛ تاریک روشن هایی از صدر نشینی تاریخی اتلتیکو مادرید
۲٬۵۵۰ بازدیددوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۸


