پپ گواردیولا پس از سوت پایان تأکید کرد: "هیچ فوتبال کاملی وجود ندارد." شاید این برای تسلی بخشی به حریف بود – با این منظور که هیچ تیمی کاملاً شکست ناپذیر نیست – اما سخن وی به اندازه کافی قانع کننده نبود. حتی مربی کاتالان، که به سختی از عملکرد تیم خوشحال می‌شود، نتوانست جلوی خود را بگیرد و تخریب روتین 0-5 اینتراخت فراکفورت را "بهترین عملکرد در بوندسلیگا" در دوران حضور خود معرفی کرد. این نتیجه واقعاً به برد کامل نزدیک شد، مخصوصاً از منظر شخصی تسلط‌طلبانه او. پس از یک سری نمایش بی‌روح و کم‌تلاش، بایرن به ایده‌های گواردیولا در یکشنبه بار دیگر تجسم بخشید.

میزبان توپ را با احساس راحتی و هدف‌مندی به گردش درآورد، چیزی که از زمان بالاترین سطح گواردیولا-ایسم باواریایی، برد 1-3 برابر سیتی، دیده نشده بود. گل‌های گوتزه، ریبری، روبن، دانته و مانژوکیچ، نتیجه حتمی چیرگی ناباورانه آن‌ها بود. سرمربی تیم مقابل، آرمین وه، گفت: "بایرن در سطح دیگری است. بازیکنان آن‌ها کاملاً ارزش پولی که می‌گیرند را دارند."

احتمالاً این حقیقت که وونچسپیلرِ مربی (بازیکنی که از مدیریت خواست تا برای او بخرند)، تیاگو آلکانتارا، یک نمایش مستر-کلاس در آلیانز آرنا به ثبت رساند، گواردیولا را بیش‌تر خوشحال کرده است. وی در تابستان به بایرن گفت: "تیاگو یا هیچ." و این بازی در لحظاتی به "تیاگو و هیچ" نزدیک شد: ملی‌پوش اسپانیایی با ثبت 185 لمس توپ (این که توپ توسط هم‌تیمی‌ها به او برسد) و 148 پاس صحیح، یک رکورد جدید در بوندسلیگا به ثبت رساند. چیرگی بی‌سابقه این بازیکن 22 ساله در نبود کروس رخ داد؛ کسی که پس از رفتاری نادرست بر روی نیمکت رها شده بود. هافبک آلمانی، که در مذاکرات تمدید قرارداد با بایرن به مشکل خورده، طی برد 1-2 چهارشنبه برابر اشتوتگارت هنگام تعویض دست‌کش‌هایش را به زمین پرت کرده بود. فوق العادگی تیاگو نه تنها درستی تصمیم پپ را اثبات کرد، بلکه به تقویت پیامی که این حرکت به کروس و مشاورین‌اش ارسال کرد نیز کمک نمود: زیاده‌روی نکن.

غروبی به شدت خوشحال کننده برای دوست‌داران قرمز با پیامی تأثیرگذار و سیاسی از سوی اولتراهای بایرن تکمیل شد. آن‌ها با هنر رقص، رئیس یهودی سابق باشگاه، کورت لنداور را، که به وسیله نازی‌ها مورد آزار و اذیت قرار گرفت، بزرگ داشتند و هم چنین از یک بنر کوچک نیز رونمایی کردند: "فوتبال همه چیز است، از جمله هم‌جنس‌گرایی."

آن‌ها قسمت‌های خوب بودند. اما متأسفانه این بازی احتمالاً به خاطر چیزی کاملاً متفاوت و بسیار دردسرساز به یاد خواهد ماند؛ زیرا وه کاری را انجام داد که این سال‌ها در لیگ برتر رایج است اما تا به حال در بوندسلیگا مشاهده نشده بود: او دو بازیکن اصلی تیم را، سباستین رود و کارلوس زمبرانو، برای آن که بتوانند در بازی شش امتیازی تعیین کننده برای بقا در لیگ برابر براونشواگ در هفته بعد بازی کنند، از ترکیب بیرون نهاد. هر دو آن‌ها یک کارت زرد تا محرومیت فاصله داشتند.

شاید بگویید این تصمیمی عمل‌گرایانه و زیرکانه بود و پربیراه نگفته‌اید. اما این موضوع، از غمی که آن تصمیم به همراه می‌آورد کم نمی‌کند. برای اولین بار در تاریخ، یک سرمربی در بوندسلیگا، قبل از شروع بازی به وضوح تسلیم شد. ریویراسپورت در یک مقاله قوی نوشت: "این پیغامی وحشتناک است. وه عملاً هرگونه شانس تیم‌اش برای موفقیت را رد کرد. این یک تیم حاضر در یورو لیگ بود که بزدلانه در برابر یک صدرنشین به زمین نشست – رفتاری رقت‌انگیز در گفتمان ورزشی."

این یک دیدگاه است. حرکت وه هم چنین می‌تواند به عنوان یک اعتراض در برابر تسلط بایرن در لیگ خوانده شود. او می‌دانست که اگر بتواند نتیجه‌ای از بایرن بگیرد، اثر خاصی در رابطه‌اش با سایر رقبای بایرن برای قهرمانی ندارد چرا که اصلاً آن‌ها دیگر خود را رقیب بااعتباری نمی‌بینند. بایرن بدون شکست 13 امتیاز از لورکوزن (که 1-2 اشتوتگارات را برد) و 17 امتیاز از دورتموند (که 1-2 برابر براونشواگ پیروز شد) پیش است، پس غیر از براونشواگ، نتیجه برای کدام تیم می‌توانست مهم باشد؟ اگر بخواهیم به واکنش‌ها در رسانه‌های اجتماعی اشاره کنیم، حمایت بسیاری از صداقت – یا رواقی‌گری – وه و اشتهای زیادی برای تکرار این کار وجود دارد. سایر تیم‌های لیگ می‌توانند عملاً با فرستادن رزروهای خود در بازی‌های باقی‌مانده، بایرن را بایکوت کنند و در این صورت قهرمانی گواردیولا بی‌معنی می‌شود.

دیدگاه پذیرفته شده مبنی بر سوء استفاده بایرن از پول‌های خود برای تضعیف سیستماتیک رقبا، تماشاگران رقیب را بیش از قدرت مالی این تیم عصبانی می‌کند. تهمت اخیر هانس-یواخیم واتزکه مبنی بر این که بایرن با خرید گوتزه و روبرت لواندوفسکی در تلاش برای "تخریب دورتموند" است، مهر تأییدی بر این دیدگاه قدیمی است. این موضوع آن قدر تکرار شده که به عنوان یک حقیقت فوتبالی جهانی توسط همه به جز خود بایرن پذیرفته شده است. سفیر بایرن، پل برایتنر، یکشنبه با عصبانیت در پاسخ واتزکه گفت: "سال پیش، گوتزه و لواندوفسکی برای دورتموند بازی می‌کردند و آن‌ها 25 امتیاز از ما عقب‌تر بودند."

حقیقت قطعاً اندکی پیچیده‌تر است. از تیم کنونی بایرن، گوتزه تنها بازیکنی است که به راحتی با تهمت وارده هم‌خوانی دارد. بحث در مورد این که اگر آن ترانسفر رخ نمی‌داد، اکنون جای بایرن و دورتموند در لیگ به شدت متفاوت بود، بیهوده است. اما حتی اگر کسی بپذیرد که مشکی و زرد‌ها دلیل کافی برای احساس غم دارند، این موضوع دلیلی برای ضعف سایرین نمی‌شود. دو قهرمان اخیر دیگر، اشتوتگارت (2007) و ولفسبورگ (2009)، نیازی نداشتند تا بایرن طی شش ماه پس از قهرمانی‌شان برای جلو رفتن بازیکنی از آن‌ها بخرد. آیا واقعاً پیشرفت شالکه پس از خراشیدن دروازه‌های نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان 2011 به خاطر فروش چند ماه بعد مانوئل نویر به بایرن، کند شده است؟ هیچ کس در هامبورگ، باشگاهی که در سال 1983 از بایرن ثروت‌مندتر و موفق‌تر بود، هنوز سه دهه شکست متوالی پس از آن سال را به خاطر فروش دنیل فن بویتن در سال 2006 به بایرن نمی‌داند.

برمن؟ دائماً و با خوشحالی به بسیاری از تیم‌ها، مخصوصاً شالکه، بازیکن فروخت. و هرگاه که مثال لورکوزن زده می‌شود، که لوسیو، زی روبرتو و بالاک را در سال 2002 به بایرن داد، به راحتی دلیل اصلی و منطقی‌تر پشت فروپاشی آن تیم فراموش می‌شود؛ این که کمپانی بایر، پس از فاجعه کِرچ، جلوی جریان بی‌پایان پول خود به لورکوزن را گرفت.

جالب است که ناکامی‌های بایرن در اروپا را بین سال‌های 2001 تا 2010، مدام به این خاطر می‌دانستند که این تیم فقط بهترین‌های بوندسلیگا را می‌خرد و به این خاطر بایرن سرزنش می‌شد. حال که آن‌ها می‌توانند تور خود را بر محدوده بسیار گسترده‌تری پهن کنند و بیش از گذشته بر بازیکنان بومی تکیه کنند، در حقیقت باید بازیکنان خوب بیش‌تری در سایر تیم‌های لیگ نسبت به قبل باقی مانده باشد. در هر صورت بازیکنان بیش‌تری در حال تولید هستند.

بنابراین، مشکل اصلی بوندسلیگا نه تخریب سیستماتیک رقبا و نه ثروت خفه‌کننده بایرن است. عدم تعادل مالی هنوز در بوندسلیگا نسبت به سری آ و اسپانیا کم‌تر است، جایی که رئال مادرید و بارسلونا 20 برابر بیش‌تر از کوچک‌ترین تیم لیگ به بازیکنان خود پول می‌پردازند. در آلمان این فاکتور به 13 نزدیک‌تر است.

خیر، موضوع چیز دیگری است. بر خلاف تیم‌های دهه 70 متشکل از سپ مایر، فرانتز بکن‌باور و گرد مولر، که بی‌تردید در بازی‌های داخلی شکست پذیر بودند، و بر خلاف تیم‌های پرستاره بی‌شمار دیگر بایرن، که به شکلی روتین راهی برای تخریب نتیجه خود پیدا می‌کردند، تیم کنونی از یک سری بازیکن حرفه‌ای که به شکلی خاص انگیخته شده‌اند تشکیل شده که در سطحی متناسب با توانایی‌هایشان مربی‌گری می‌شوند. این یک ساختار کم‌یاب و شاد است و تاریخ می‌گوید تا ابد دوام نخواهد داشت. در این حین، وظیفه سایرین است که سطح بازی خود را بالا ببرند، حتی اگر پرچم سفید به عنوان گزینه بسیار ساده‌تری دیده شود.

نتایج این هفته بوندسلیگا:

براونشواگ 1-2 دورتموند

لورکوزن 2-1 اشتوتگارت

شالکه 2-1 ولفسبورگ

آگزبورگ 3-1 برمن

ماینز 2-0 فرایبورگ

هانوفر 3-1 گلادباخ

هرتا 1-1 نورنبرگ

هافنهایم 3-0 هامبورگ

بایرن 5-0 فرانکفورت