طرفداری- ژوزه مورینیو سرمربی پرتغالی منچستریونایتد از تفاوت های میان تیمش در رئال مادرید و تیم فعلی اش در جمع شیاطین سرخ گفته است. آقای خاص در دوران حضورش در اسپانیا تیمی را در مادرید سازماندهی کرد که بابت ضدحملات طوفانی اش زبانزد عام و خاص بود. رئال مادرید به لطف تاکتیک های وی توانست در یک فصل از لالیگا 121 گل به ثمر برساند که این رکورد جدیدی در آن باشگاه به شمار می رفت.
به گزارش تارنمای گل، از دید مورینیو منچستریونایتد فاقد سرعت لازمه برای اجرای چنان نمایش هایی است. او در پاسخ به این که آیا بازی مالکانه مورد پسند وی نیست، گفته است:
چنین چیزی درست نیست. در فصل جاری ما در تقریبا کلیه مسابقات مان، میانگین مالکیت توپ عظیمی داشته ایم. با این حال، این مسئله باز هم به توانایی های بازیکنان تیم تان باز می گردد؛ به این که چه رویکردی تیم تان را به پیروزی می رساند. مردم گاهی مالکیت توپ را با تعداد گل زده قاطی می کنند. آن ها فراموش می کنند که هدف همواره گلزنی و برنده شدن است. در رئال من تیمی داشتم که رکورد تعداد گل زده در تاریخ لالیگا را شکست: 121 گل طی یک فصل. آن تیم در زمینه انتقال توپ در جهان بهترین بود، در زمینه کارایی بازیابی و همچنین در زمینه رساندن توپ به دروازه حریف.
آن زمان کریستیانو رونالدو 27، آنخل دی ماریا 23 و کریم بنزما و گونزالو هیگواین 23 یا 24 ساله بودند. آن تیم همه را از لب تیغ می گذراند؛ چرا باید آن روش را کنار بگذارم؟ چون منچستریونایتد تیمی متفاوت است؛ تیمی کندتر. آن ها بازیکنانی سرعتی در اختیار ندارند و مایلند به جای برتری در بازی، توپ را در اختیار داشته باشند. زلاتان ابراهیموویچ بازیکنی است که می خواهد توپ را در اختیار داشته باشد. آندر هررا، مایکل کریک و پل پوگبا نیز همین گونه اند. گاهی در 20 دقیقه پایانی من روال کار را تغییر می دهم و از مارکوس رشفورد می خواهم که تیم را به مسیر دیگری هدایت کند. اما در مجموع تلاشم بر این است که بر طبق توانایی های تیم خود پیش بروم.
تیم من به طبق توانایی های بازیکنانم به این سبک یا فلان سبک بازی می کند. اگر تلاش کنم با منچستریونایتد بازی مبتنی بر ضدحملات را انجام دهم، به فنا خواهم رفت. اگر در پی بازی مالکانه با تیمی باشیم که بسیار دریبل می دهد، خطر پذیر است و سریعا پیشروی می کند، یعنی این که توانایی های بازیکنانم را می کُشم. من می توانستم به دی ماریا که سریع تر از تیر است بگویم که دریبل نده، تک ضرب بازی کن، توپ را پاس بده چرا که من دوست ندارم شکست بخورم. اما من ترجیح دادم که بر طبق توانایی های بازیکنانم کار کنم.
من به افرادی مطیع نیاز ندارم. من کسانی را می خواهم که نظر خود را داشته باشند. این را حتی در مورد کسانی می گویم که به تصمیمات من معترض هستند. همیشه به دستیارانم می گویم که هنگام بازی می خواهم تنهایی فکر کنم. دوست ندارم کسی کنار من بیاید و چیزی را به من بگوید. در آن لحظات، مایلم که فوت و فن و غرایز و احساساتم را در هم بیامیزم. می خواهم خودم هدایت شان کنم. در طول هفته فرقی نمی کند که قبل یا بعد از بازی باشد، از دستیارانم انتظار دارم که همچون یک سرمربی کار کنند؛ این که در کنار من، طرز فکر خودشان را داشته باشند. می خواهم که از من انتقاد کنند و از من بپرسند که دارم تیم را به کدام سو می برم. من این ها را در بارسلونا از آقای فن خال آموختم. این چیزی بود که وی از دستیارانش می خواست.



