بچه که بودم عاشق کتاب "داستان های نیکولا کوچولو" بودم.یک شاهکار هنری که توسط گوسینی در سال 1954 خلق شد.مردی که همیشه میپرستمش.نیکولا کوچولو داستان پسر کوچولوی فرانسوی بود که با پدر و مادرش زندگی میکرد و داستان های جالب و بامزه ای را خلق میکرد.یکی از داستان های جالب ان زمانی به وجود امد که پدر نیکولا به او پول زیادی داد و گفت که او پسر بزرگی شده و میتواند پولش را درست خرج کند.نیکولا که نمیدانست با ان پول چکار کند میخواست همه را خرج شکلات و اسباب بازی کند و در اخر پدرش فهمید که دادن این پول زیاد به نیکولا برای نیکولا زود بوده و پول را از او گرفت و یک 90 سنتی به او داد تا برای خودش شکلات بخرد. درباره ی کتابhttp://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7_%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88 حال بگذارید از فضای داستان بیرون بیاییم و درباره ی واقعیت صحبت کنیم.درباره ی پسر بچه ای به نام رومن.پسری که در 18 ماهگی مادرش و در 4 سالگی پدرش را از دست داد و توسط عمویش با فقر و تنگ دستی بزرگ شد.در جوانی رومن, و با فروپاشی کمونیسم و خصوصی شدن صنایع دولتی ابراموویچ که تا ان موقع سرمایه ی خوبی جمع کرده بود توانست سهام بسیاری از کمپانی های تازه استقلال یافته را خریداری کند.سهامی که در زمانی اندک ارزش طلا پیدا کرد و با چاشنی شانس رومن به یک سرمایه دار بزرگ تبدیل شد. او همیشه طرفدار فوتبال بود و روزی پس از دیدن بازی زیبای دو تیم منچستر یونایتد و رئال مادرید که هفت گل داشت، تصمیم گرفت که برای خود یک باشگاه بخرد. به او گفته شده بود که چند باشگاه انگلیسی برای خرید وجود دارد؛ منچستر یونایتد، تاتنهام هاتسپر و چلسی! کنترل باشگاه منچستر یونایتد ساده نبود، تاتنهام در رقابت های اروپایی حرفی برای گفتن نداشت و همین باعث شد علاقه آبرامویچ کم شود. چلسی که داشت با رانیری جانی تازه می گرفت، تنها عامل عدم موفقیتش بدهی های عظیمش بود که آبرامویچ می توانست با پرداخت آن ها چلسی را بار دیگر به اوج باز گرداند. باشگاهی که در دهه هفتاد پس از قهرمانی و نتایج درخشان، به طور ناگهانی به مشکلات شدید مالی برخورد کرده بود، باشگاهی که تمامی ستارگانش به دلیل این که باشگاه توان پرداخت حقوقشان را نداشت، رفته بودند. باشگاهی که به قدری ثروتش قلیل بود و توان بازیکن گرفتن را نداشت که ری ویلکینز 18 ساله کاپیتانش بود. او به راحتی چلسی را خریداری کرد و تحول بزرگی در باشگاه به وجود اورد.او در ابتدا مانند پسر بچه ای بود که پول زیادی داشت و فقط میخواست ان را خرج کند.خرج های پشت هم و توقف ناپذیر. او در سال اول 172 و در سال دوم 161 میلیون برای جذب بازیکن خرج کرد و طی این دو سال 23 بازیکن را ابی پوش کرد بدون انکه خروجی درامد زایی داشته باشد و خیلی سریع هم نتیجه گرفت.دو قهرمانی پیاپی در لیگ برتر و رکورد زنی.صد البته که این خرج ها او و تیمش را در نزد بسیاری از بزرگان منفور کرد و شاید حذف چلسی با ناداوری در برابر لیورپول و ان هم بعد از تحقیر بایرن و بارسا خیلی ها را خوشحال کرد. اما امروز باید این سوال را از خود بپرسیم که ایا چیزی در او و سیاست هایش عوض شده؟ باید به امارها رجوع کرد.چلسی امسال 127 میلیون خرید داشت و 71 میلیون فروش داشت که این دو عدد را از هم کم کنیم عدد 56 میلیون به دست می اید که قابل مقایسه با سال های اول نیست.نکته ی جالب این جاست که همین عدد برای من سیتی 104 میلیون و برای منچستر یونایتد 77 میلیون بوده است و با کمی دقت میتوان فهمید که این عدد در اینده خیلی کمتر هم خواهد شد. سرمایه گذاری چلسی بر روی استعداد های جوان در نوع خود بی نظیر است.به گونه ای که چلسی برای تمامی پست ها بازیکنی اینده دار دارد و به جرئت میتوان گفت شاید تنها یک یا دو تیم دیگر این گونه باشند.در زمانی که بارسلونا هنوز وضعیتش برای دروازه بان فصل بعدش مشخص نیست چلسی کورتوا را دارد که درا تلتیکو میدرخشد و فقط 8 میلیون برای چلسی خرج داشت.زمانی که یوونتوس از نبود وینگر رنج میبرد چلسی صلاح هازارد و شورله را در داخل و پیازون و تورگان هازارد وموزس را در خارج دارد که میخواهند بخشی از اینده ی چلسی باشند. چلسی دیگر مجبور نیست ولخرجی کند.ان ها مدافع اماده ای مانند کیهیل را تنها 7 میلیون خریدند ان هم در سن اوج دوران فوتبالش.یادمان نرود که چلسی در سال 2004 برای کاروالیو 30 میلیون یورو پرداخت کرد. نگاهی به دیگر کار های ابراموویچ نشان میدهد که او برای خدمت به فوتیال امده.بی شک احداث کمپ تمرینی کوبهام یکی از بزرگ ترین پروژه های او بود. ساختن کمپ تمرینی کوبهام به مربیان چلسی کمک کرد که دسترسی سریع به جوانان آکادمی داشته باشند. همچنین هواداران و بازیکنان جوان می توانستند ستارگان چلسی را از نزدیک ببینند و از آن ها درس بگیرند. کمپ تمرینی کوبهام بی هیچ شک و تردیدی یکی از عوامل اصلی موفقیت چلسی در یک دهه اخیر می باشد، شاید تمام تمرکز ها بر روی ستارگان باشگاه باشد با این حال چنین خدماتی حتی شاید ارزششان بیش از بازیکنان گران قیمت اروپایی باشد. چرا که ستارگان فراوانی در سال های آینده از همین آکادمی و با این امکانات رشد خواهند کرد. نگاهی به عملکرد چلسی در این چند سال نشان میدهد که بازیکنان باارزش نمیشوند که به چلسی بیایند.بلکه به چلسی می ایند که باارزش شوند http://www.transfermarkt.com/en/kevin-de-bruyne/mwverlaufgraph/spieler_88755.html http://www.transfermarkt.com/en/gary-cahill/mwverlaufgraph/spieler_27511.html http://www.transfermarkt.com/en/thibaut-courtois/mwverlaufgraph/spieler_108390.html http://www.transfermarkt.com/en/eden-hazard/mwverlaufgraph/spieler_50202.html http://www.transfermarkt.com/en/oscar/mwverlaufgraph/spieler_85314.html البته همیشه نکات منفی در عملکرد همه ی باشگاه ها دیده میشود و چلسی هم از این قاعده جدا نیست.ولی اندکی تامل ما را وادار میکند که بپذیریم که "باید"به ابراموویچ و سیاست هایش به گونه ای دیگر نگاه کرد.او دیگر ولخرج نیست و رفته رفته دارد به فوتبال خدمت میکند و باید گفت این پسر کوچک یاد گرفته که چگونه پولش را خرج کند منابع کمکی: سایت ترنسفر مارکت کانون هواداران چلسی ویکیپدیا سایت ترو بلو منتظر نظراتتان هستم