شهاب احمدی / طرفداری شاید بهترین تعبیر از برتری چلسی در برابر منچستر سیتی متعلق به روزنامه ی تلگراف باشد: " ذهن برتر." به نظر نمی رسد برای اقیانوس عظیم تفکرات خارق العاده ی مورینیو بتوان پایانی را متصور شد. ژوره مورینیو در حالی پلگرینی را مغلوب کرد که بیش از یک هفته تفکرات دفاعی احتمالی او در برابر سیتی نقل همه ی محافل بود. اما "ذهن برتر" باز هم شرایط را عوض کرد. مورینیو بار دیگر با هنر نمایی تاکتیکی خود کلاس کاری اش را به رخ جهانیان کشید تا ثابت کند «آقای خاص بودن» تنها ختم به واژه ها نمی شود. آنالیز فوق العاده ی سیتی اهمیتی ندارد که بعضی طرفداران فوتبال به طعنه به او «آنالیزور» می گویند. آنالیز کردن به هیچ وجه کار ساده ای نیست. مورینیو شاید حتی بخش عظیمی از موفقیت هایش را مدیون همین قدرت آنالیز بالایش باشد. آنالیزی که مورینیو نسبت به حریفان دارد از کمتر مربی در نسل او بر می آید. مورینیو بهترین آنالیز ممکن را از بازی های سیتی در فصل جاری داشت. سبک بازی سیتی بعد از مانچینی زیر نظر پلگرینی تغییرات عمده ای کرده بود. بازی در کناره ها شاید مهم ترین این تغییرات بود که با پیوستن مهره ای همچون ناواس رنگ و بوی دیگری به خود گرفته بود. درک تاکتیکی بالایی که ناواس و زابالتا نسبت به هم پیدا کرده بودند سمت راست سیتی را به یکی از خطرناک ترین خطوط این تیم تبدیل کرده بود. اما بازی سیتی در کناره ها تنها ختم به سمت راست نمی شد. احیای کولارف دفاع چپ قدرتمند سیتی نیز از دیگر مسائلی بود که سیتی را نسبت به گذشته متمایز می کرد. قدرت نفوذ و شوت زنی بالای کولارف باعث شده بود تا سیتی در سمت چپ نیز بسیار زهر دار ظاهر شود. مکمل این بازیکنان کناری خوب وجود مهاجمینی فیزیکی و قدرتی در نوک خط حمله است که سیتی در این مورد هم وضعیت فوق العاده ای دارد. نگردو، ژگو و آگوئرو همگی بهترین گزینه ها برای سیتی محسوب می شوند. پادشاهی یحیی توره در میانه ی میدان نیز که دیگر به امری کاملا طبیعی تبدیل شده است. با توجه به غیبت آگوئرو و همچنین توجه به این نکته که یووتیچ به تازگی از بند مصدومیت رهایی یافته بود، پیش بینی می شد که ژکو و نگردو در نوک خط حمله ی سیتی قرار گیرند. این مسئله به این معنی بود که خلاقیت از خط حمله ی سیتی دور خواهد شد چرا که ژکو و نگردو بیشتر مهاجمینی هستند که نیاز به تغذیه شدن دارند و کمتر پا به توپ توانایی نفوذ و خلق موقعیت را دارا هستند. با این تفاسیر اگر مورینیو می توانست حملات سیتی را در نطفه خفه کند، شانس بسیار بالایی برای موفقیت در بازی می داشت. هنر نمایی آغاز می شود!! به کار گیری آنالیز حریف در ترکیب تیم خود، از دیگر مسائلی است که مورینیو استاد انجام دادن آن است. ترکیب ابتدایی چلسی حاوی نکات جدیدی بود: نیمکت نشینی اسکار و فیکس بودن ماتیچ. سیستم همان 1-3-2-4 معروف بود با این تفاوت که لوئیز و ماتیچ دو هافبک دفاعی تیم بودند و رامیرس در پشت مهاجم در سمت راست انجام وظیفه می کرد. مورینیو برای مهار قدرت فوق العاده ی سیتی در کناره ها دو تفکر متضاد داشت. در سمت چپ سیتی برای خنثی کردن قدرت نفوذ کولارف و همچنین حرکات طولی و عرضی سیلوا از رامیرس استفاده کرد تا با توجه به قدرت بالای جنگندگی او مانع حرکات این دو بازیکن شود. اما مورینیو برای خنثی کردن سمت راست فوق العاده ی سیتی بهترین دفاع را در حمله دید. جایی که هازارد شاید بیشترین دستور حمله را در طول دوران بازی اش دریافت کرده بود!! هازارد به قدری از سمت چپ نفوذ کرد، حمله کرد و انواع اقسام حرکات عرضی و طولی انجام داد که دیگر مجالی برای نفوذ های زابالتا باقی نمانده بود. زابالتا چاره ای هم نداشت. اگر قرار بود همچون همیشه در حملات تیم شرکت کند، هازارد در ضد حملات احتمالی بلایی خانمان سوز بر سر سیتی می آورد!! عدم شرکت زابالتا در حملات، ناواس را در سمت راست سردرگم کرده بود. زابالتا و ناواس قطعات یک پازل بودند که در صورت عدم حضور یکی از این قطعات، پازل کامل نمی شد. یایا توره برای ادامه ی دوران سلطنتش در لیگ برتر شب آسانی را نداشت. ماتیچ و لوئیز همچون دو لایه ی سنگین عمل می کردند. ماتیچ کمی جلوتر و لوئیز عقب تر از او، فرصتی چندانی برای خود نمایی به توره ندادند. ماتیچ نشان داد که چلسی بی سر و صدا ترین و احتمالا فوق العاده ترین خرید ژانویه را انجام داده است. اتوئو همچون همیشه پر تلاش و دونده ظاهر می شد و به تنهایی از همان ابتدا فشاری را بر خط دفاع سیتی وارد آورده بود که بازیسازی را برای مدافعان این تیم مشکل می کرد. ویلیان نیز از همیشه دونده تر و درگیرانه تر بازی می کرد. و اما هازارد. هازارد، هازارد و باز هم هازارد. مورینیو بیراه نگفته بود. هازارد نشان داد که اگر همین فرمش را حفظ کند بسیار باید بد شانس باشد که به توپ طلا دست پیدا نکند!! تکنیک نابش و قدرت فوق العاده ی حمل توپ او دیوانه کننده به نظر می رسید. باید پذیرفت وجود جواهری همچون هازارد به مورینیو کمک بسیاری برای اجرا کردن هر چه بهتر تاکتیک های بی تقصش در زمین کرد. خفه کردن حملات سیتی در نطفه، راهکاری بود که مورینیو به بهترین نحو ممکن برای انجام دادنش برنامه ریزی کرده بود. به راستی به جز او چه کسی می توانست بی رحم ترین تیم اروپا را در خانه اش این چنین در چنگال خود داشته باشد؟! هواداران سیتی که با پلاکارد های طعنه آمیزی وارد ورزشگاه شده بودند پس از بازی بی سر و صدا تمام تلاششان را برای مخفی کردن پلاکارد های خود انجام دادند!! مورینیو بار دیگر نشان داد که عملکرد قرن بیست و یکمی چه نشانه هایی دارد. مهم نیست که عاشق مورینیو هستید یا خیر، عشق یا نفرت سلیقه ای است و می توان 6 میلیارد سلیقه ی مختلف برای آن در نظر گرفت. مهم این است که نمی توانید عاشق فوتبال باشید و «ذهن برتر» مورینیو را «قبول» نداشته باشید...

ذهن برتر؛ تاریک روشن هایی از هنرنمایی دوباره ی مورینیو در دنیای فوتبال
۲٬۹۱۶ بازدیدسهشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۵


