طرفداری - منچستریونایتد 19 بازی است که به رهبری ژوزه مورینیو در لیگ برتر انگلیس شکست نخورده اما این رکورد اگر قرار است همراه با تساوی های مضحک در الدترافورد مقابل امثال بورنموث و وست بروم باشد، مفت هم نمی ارزد. تا دیروز بودند کسانی که معتقد بودند پیشرفت یونایتد زیر نظر مورینیو کافی بوده، اما بعید است این تعداد پس از تساوی مقابل وست بروم دیگر قابل توجه باشند. بله، صد البته یونایتد زیر نظر مورینیو نسبت به تیم فن خال پیشرفت کرده اما این پیشرفت به هیچ عنوان در حد و اندازه های مربی همچون مورینیو نمی تواند باشد. یونایتد به وضوح پیشرفت کرده اما این کافی نیست، حتی برای همین فصلِ اول مورینیو هم کافی نیست. تساوی های ناباورانه در خانه مقابل تیم های متوسط اگر1 یا 2 یا حتی 3 بار اتفاق می افتاد، می شد اسمش را بدشانسی مطلق گذاشت اما وقتی این عدد نزدیک به 10 می شود، خیر، دیگر اسمش بد شانسی مطلق نیست. حتی اگر یونایتد در تمامی این 10 بازی حاکم مطلق 90 دقیقه بوده باشد(که بوده) اما باز هم این اسمش بدشانسی مطلق نیست. ایراد از ذهنیت یونایتد است که آن ها نمی توانند در بازی هایی که باید 10-0 پیروز شوند، 3 امتیاز  را کسب کنند.

وقتی در دقیقه 93 دیدار یونایتد مقابل وست بروم، اشلی یانگ در سمت چپ صاحب توپ شد و در تدارک آخرین حمله برای فرار از تساوی بود، می شد انبوهی از  استرس، عدم اعتماد به نفس و ناامیدی را در ساق های مجموعه بازیکنان مشاهده کرد. جالب است که برای من این استرس، عدم اعتماد به نفس و ناامیدی، در دقیقه 10 بازی هم ملموس بود و ایراد دقیقا از همین مساله شروع می شود. از جایی که بازیکنان یونایتد پس از انبوهی از تساوی ها ناامید کننده در خانه مقابل تیم های متوسط، بازی را با عدم اعتماد به نفس و استرس ناشی از ترسِ یک تساوی دیگر  آغاز می کنند. آن ها حاکم مطلق هستند، حمله، توپ و دروازه را در اختیار دارند و تا یک قدمی گل پیش می روند، اما در  زدن ضربه کاری ناموفق عمل می کنند. تقریبا 90 درصد مطمئن بودم زمانی که مخیتاریان با فاستر در دیدار مقابل وست بروم در نیمه دوم تک به تک شد، او نمی تواند توپ را گل کند و همین مسئله ایراد تیم را مشخص می کند. اینکه همه از جمله بینندگان، طرفداران، کارشناسان، خبرنگاران و از همه فاجعه تر تیم حریف، می دانند که یونایتد از عدم اعتماد به نفس برای غلبه بر تیم های متوسط رنج می برد. این مسئله ای نیست که اسمش بدشانسی مطلق باشد، این مسئله مربوط به ذهنیت می شود که تمامی مجموعه تیم(بازیکنان و کادر فنی) به یک اندازه در آن مقصر هستند.

تساوی مقابل وست بروم عملا به ما می گوید که این یونایتد لیاقت کسب سهمیه لیگ قهرمانان از طریق لیگ برتر انگلیس را ندارد. آن ها دقیقا در روزهایی در خانه به تیم های متوسط هدیه می دهند که رقیبان مستقیمشان با یکدیگر بازی دارند و اتفاقا مساوی هم می کنند. پس خیلی واضح است در شرایطی که یونایتد بازی هایش مقابل تاتنهام، آرسنال، سیتی و چلسی باقی مانده و باقی رقبا هم تقریبا بازی های سختشان را انجام داده اند، این تیم فرصت بزرگ کسب سهمیه را به راحتی از دست داده است. شما وقتی علی رغم داشتن موقعیت 3 رقمی صد در صد گل(در مجموع)، مقابل استوک، هال سیتی، بورنموث، برنلی، وست بروم، آرسنال و وست هام در الدترافورد مساوی می کنید عملا یک منچستریونایتدِ «بی مصرف» هستید که حتی لیاقت کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را نیز ندارید.

روند پیشرفت یونایتد زیر نظر مورینیو از لحاظ فنی همچنان صعودی است اما این کافی نیست و تیم چه در بعد فنی و چه در بعد ذهنیتی جای کار بسیار دارد. در هر صورت کسب سهمیه لیگ قهرمانان(چه از طریق لیگ چه لیگ اروپا) برای مورینیو حجت خواهد بود و او از این طریق می تواند در فصل آینده روند ساخت تیم مورد نظرش را تسریع دهد. با این حال برایِ من که از مطالعه کنندگان ژوزه مورینیو هستم، بسیار حیاتی خواهد بود که فارغ از نتیجه تا انتهای فصل نشانه های واضح از پیشرفت ذهنیتی را نیز  از بازیکنان یونایتد در زمین مسابقه ببینم...