اگر طرفدار پاریس یا رئال مادرید باشید برد کامبک تاریخی بارسا چیزی نیست جز اشتباه داوری اما واقعیت چیست در شب رویایی بارسا جایی که پس از گل وراتي امیدهای لئو مسی هم تمام می شود نه اشتباه داوری و نه تاکتیک انریکه که ساق های پرانگیزه نيمار دلیل پیروزی آبی اناری هاست و البته توهم برنده بودن در نگاه های تک تک بازیکنان پاریس ايبرا اما ملغمه ایست از نکات منفی که گفته شد توهم برنده بودن و به تبع آن نداشتن انگیزه در کنار خود محوری و عدم تاکتیک پذیری ايبرا باعث شده منچستر قدرت یک تیم برنده را نداشته باشد سانترهاي تکراری برای زلاتان پاس هایی که در هر حالتی به او ختم می شود و عدم وجود تحرک کافی زلاتان در موقع از دست دادن توپ نقص هایی ست که منچستر را علیرغم داشتن توپ میدان ناکام گذاشته است و همه اینها دلیلی ندارد جز اینکه او خداست خدایی که انتظار دارد همه پاس ها به او ختم شود خدایی که سطح خود را بسیار فراتر از بقیه میبیند و خدایی که در کار پرسينگ شرکت نمیکند ستاره منچستر گرچه با قدرت بدنی بالا تکنیک نسبتا خوب و قدرت سرزنی عالی گره گشای خوبی برای مو بوده اما همیشه یک ایراد بزرگ دارد و آن این است همیشه باید یک گره وجود داشته باشد اگر از ابتدای بازی تا دقیقه ۷۰ منچستر باشید و در حال حمله حتی اگر گلی نزده باشید گره ای در کار نیست پس زلاتان به کار خدایی خود مشغول است و خود را تا سطح دیگر بازیکنان پایین نمی آورد اما اگر در همین دقایق یک گل عقب باشید تیم به معجزه نیاز دارد پس زلاتان وارد عمل خواهد شد و گل مساوی را خواهد زد و بدتر از همه این است که این موضوع را دیگر بازیکنان نیز قبول کرده اند پس از ابتدای بازی به امید معجزه مشغول خراب کردن موقعیت یا منتظر محض باقی خواهند ماند اما چیزی که باید مورينيو از مربیان جوانتر یاد بگیرد این است که فوتبال امروز حتی مسی هازارد و رونالدو را نه یک ستاره بلکه کارگران نمونه داخل زمین می خواهد کارگرانی از جنس نيمار ،سوارز ،راموس ،ایگواین،گريزمان و حتی مسی و رونالدو .ستارگانی که درک کنند معجزه فقط در یک تیم رخ میدهد فقط وقتی انگیزه کافی داشته باشند نه در ساق پای آنها و این شاید همان دلیل باشد که ايبرا را از بارسا نيز دور کرد فوتبال امروز تئوری مربیانی همچون پوچتينو سيمئونه و الگريست تئوری که یک تیم را می سازد و حتی در صورت از دست رفتن ستارگانی همچون پوگبا کورتوا و آردا معجزه را در تیم نگه خواهد داشت