دست نوشته هام و مطالبمو همینطور سر سری مرور میکردم. رسیدم به یکی از صحبتای کرایف عزیز. دوباره خوندنش برای من خالی از لطف نبود واسه همین تصمیم گرفتم اینجا هم بزارم تا شما هم از این استاد بزرگ یه فیضی ببرین. یعنی به خدا تا حالا نشده حرفیو بزنه و من چیز تازه ای یاد نگیرم. البته این یه جاهاییشو خودم به عمد دخل و تصرف توش بردم ولی کمتر از 5درصده نترسید اصل مطلبو از قلم نمیندازم :)). در ضمن دوستای ایتالیایی عصبی شدین خودتونو کنترل کنین :|.
کرایف و جام جهانی 82:
کرایف به عنوان یک تحلیلگر در سال 1982 یک سری اصول و قوانین ثابت داشت و در حاشیه ی یک برنامه ی تلویزیونی هم به آنها اشاره می کند:
"در ابتدا باید اشاره کنم که به نظر من برزیل با شکست ایتالیا راهی مرحله ی بعد می شد." کرایف در ادامه اشاره می کند که به نظر او تیم های اروپایی (آلمان و ایتالیا) جام را نابود کرده بودند. البته در ادامه یک استثنا را برای فرانسه قائل می شود:
"فرانسه به طرز غیر قابل باوری و به شکلی دوست داشتنی مرا تحت تاثیر قرار داده بود. من نام نحوه ی بازی آنها را "فوتبال مدرن" گذاشتم. به نظر من آلن ژیرس بهترین بازیکن جام بود."
اصول کرایف همیشه ثابت و پابرجا هستند. ژیرس در 82 همان ژاوی بارساست. کرایف همیشه به این نکته اشاره می کند که مهمترین بازیکن نسل طلایی بارسلونا ژاوی است. همانطور که سال 82 ژیرس را حتی بهترین بازیکن جام نامید. البته فرانسه تنها تیمی نیست که بازیش چشم کرایف را می گیرد:"من نمیتوانستم از بازی چک، لهستان، شوروی یا حتی بلژیک لذت نبرم. حتی هلندی که در جام حاضر نبود هم با فوتبالی که در آن زمان بازی می کرد مرا به وجد می آورد. من مطمئن بودم 4سال بعد چیزهای زیادی را از آنها می بینم. البته انتظارم برای هلند 6سال طول کشید."
از دیدگاه کرایف، تمام تیم های بالا بسیار محق تر از دو تیم آلمان و ایتالیا برای دیدار فینال بودند:
"من نمیتوانستم باور کنم این دو تیم به فینال راه یافتند. دو دشمن، با بیشترین خطاها و کمترین نشانه ای از فوتبال."
کرایف البته از دو ستاره ای که به نظر او رقابت ها میتوانست عرصه ی نبرد تن به تن آنها باشد هم نام می برد:
"من جام را به این شکل به تصویر کشیدم. مارادونا در مقابل زیکو."
البته او قبلا هم به این نکته اشاره کرده بود:
"من قبل از جام هم در یک مصاحبه عنوان کردم که این جام نبرد مارادونا و زیکو خواهد بود. شاید عصر مارادونا روزی در آینده هم خودش را نشان می داد اما این آخرین فرصت برای زیکو بود."
به نظر کرایف افزایش تعداد تیم های شرکت کننده به هیچ وجه قدم درستی برای افزایش کیفیت جام نبود و در یک مصاحبه ی جنجالی عنوان می کند:
"فوتبال از مشکلات و بیماری های سازمانی رنج می برد."
و با کمی تندی (فقط کمی:)) ) باز تصمیمات فیفا را زیر سوال می برد:
"من هنوز شاهد این بودم که گروه ها مثل همیشه تعادل لازم را ندارند."
نقل قول پایانی کرایف:
"این غیر قابل قابل انکار است که تعداد بازیکنان خوب این جام بسیار زیاد بودند. اما تنها تعداد کمی ازآنها برجسته بودند. کسانی که همه انتظار داشتند درخشان ظاهر شوند کمی نا امید شدند که اکثرا نیز به دلایلی بود که خارج از کنترل آنها بود. اما نیاز داشتند تا ذره ای مهربانتر با آنها برخورد شود."
حرف نهایی خود من:
جام جهانی 1982 بیش از حد با تاکتیک پیچیده شده بود و حتی بازیکنای بزرگ جام هم به اسیر تاکتیک های مربیان شدن. نمونه ی کامل و بهترین مثال قهرمان این جامه که با یک سویپر (یا لیبرو) و سه مدافع مرکزی بازی می کرد. حتی میشه گفت این جام اونقدر تاکتیکی، در گیرانه و نتیجه گرا بود که هیچ بازیکنی درخشش صرف عنوان بهترین بازیکن جام رو نداشت و بالاجبار این عنوان رو به کسی دادن که از همه بیشتر گل زده.
امتیازات تعلق گرفته به بازیکنا برای کسب عنوان بهترین بازیکن جام:
Rossi - 437 points
Falcao - 252 points
Rummenigge - 207 points
Boniek - 179 points
Zico - 170 points
Socrates 156 points
Giresse - 140 points
Dasaev - 67 points
Maradona - 67 points [both ended on same place]
Platini - 61 points
http://www.rsssf.com/miscellaneous/fifa-gb82.html
سزار منوتی تنها کسی بود که تو این جام حاظر به آزادی دادن به ستاره های تیم می شد و البته جلوی ایتالیای سراپا تاکتیک و برزیل سرزنده و سرحال کم آورد. برزیل به همراه فرانسه آبروی این جام رو خریدند. در حقیقت میشه گفت که برزیل بهترین تیم جام بود که نبوغ فردی و نظم تاکتیکی رو به زیباترین شکل ممکن تو جام به نمایش میزاشت. زیکو تو آخرین شانسش کم آورد و مارادونا به خوبی 4 سال بعدش اسمشو جاویدان کرد.
و در پایان:
نه توان اینجا گذاشتن توضیحاتی که در مورد تاکتیکای برتر جام بود رو دارم و نه حوصلشو. تاکتیک و سیستم اونقدر تو سرم هست که دیگه از صحبت کردن راجبش بدم میاد. برعکس وقتایی که تنهایی فوتبال میبینم و کوچکترین نکته ای رو که به چشم بیاد میارمش رو کاغذ وقتی تو جمعم از این جور بحثا اصلا لذت میبرم. قفس تاکتیک و زندانی کردن فوتبال رو چن تا خطی که کاغذ رو سیاه کرده جوری دلمو زده که نمیتونم تحلیلی که ازش دارم رو واسه چن نفر توضیح بدم. ولی وقتی توضیحات کس دیگه ای رو می بینم هنوز اون لذتی رو می برم که بار اول می بردم. برعکس صحبت در مورد فوتبال با دیدی ورای تاکتیک، با دیدی که شامل فلسفه ی فوتبال باشه اونقدر برام لذت بخشه که ساعت ها هم در موردش صحبت کنم احساس خستگی نمی کنم. از این دست نوشته ها و مطالب زیاد انبار کردم واسه خودم(که عمده ی اونا هم الان دارن گرد و خاک میخورن :)) ) و از این به بعد شاید هر از چند گاهی با گذاشتنش رو سایت سرتونو به درد بیارم. دیگه به بزرگی خودتون ببخشین.