هفت هشت سالم که بود چیز زیادی از فوتبال نمیدونستم فقط بازیای استقلالو گه گداری نگاه میکردم بدون اینکه کسیشونو بشناسم حتی:) اصلا تصور اینکه فوتبال خارجیودنبال کنم و طرفدار تیمی بشم برام غیر ممکن بود فقط گاهی اوقات با دیدن کلیپای رونالدینیو خرکیف میشدم :) این ماجرا ادامه داشت تا وقتی که یه بعدازظهر بعد مدرسه مــثل همیشه پای تلوزیون کوچیک مشکیمون که اتفاقا سامسونگ هم بود(مراجعه شود به عکس بالا) نشسته بودم و تلوزیون هم یه برنامه کارشناسی نسبتا مفصل داشت و بعدشم بازی شروع شد و دیدم دوتا تیم با هم بازی میکنن و من هم هیچ شناختی از هیچ کدومشون نداشتم ولی اون تیمی که آبی پوشیده بود ؛لعنتی؛ بدجوری به دلم نشست یه مدافع داشتن که اقتداری داشت برای خودش(بعدا فهمیدم جان تریه)یه دروازه‌بان داشت که کم نمیزاشت برای تیم و یک بار هم مـثل جان جونشو برای باشگاه به خطر انداخت(پیتر چک) یه هافبک داشت که جزو باهوش‌ترین بازیکنای دنیا بود(که اسمش لمپارد بود) یه مهاجم به اسم دروگبا داشت که کل مدافعای دنیا ازش میترسیدن و به هیچ توپی نه نمیگفت. اینا بازیکنای اصلی تیم بودن بگذریم از بازیکنای دیگه مثل بالاک و اشلی کول که حسابی روی تیم غیرت و تعصب داشتن. از اون موقع تا حالا که 18 سالم شده عاشق این تیم هستم ؛ گاهی اوقات براش شاد شدم و گاهی اوقات براش گریه کردم حالا تنها بازمونده از اون نسل کاپتان تریه که احتمالا سال دیگه میره و من میمونم و یه مشت بازیکن غریبه؛که هرگز تعصبی مثل اونا ندارن