به هر کسی که اشتباه می کند فحش می دهد، می جهد، شیرجه می رود، توی پای حریفان می پرد، دفاع می کند، توپ ها را می گیرد، دفع می کند و توپ هایی را که انگار با یک منجنیق به طرفش شلیک می شود، بر می گرداند.» و با این حال؛ کامو سه گل می خورد. حریف «ناجوانمرد» یاد گرفته بود که برای مغبون کردن این دروازه بان کوچک باید توپ ها را بالا بزند. کامو سه بار دستانش را به سمت تیر افقی دراز کرد تا توپ ها را بگیرد، اما بی فایده بود. یک دروازه بان، مضحک بودنِ هستی بشری را در روبرو شدن با «توپ های مهارناپذیر» تجربه می کند. اینکه ناتوان بودن در برابر چیزی، چه تقدیر نکبت باری است. اما کامو و تیمش در این روز تصمیم گرفته اند به راحتی تن به این تقدیر ندهند و در برابر این شکست ظاهرا محتوم قد علم کنند. گارسیا، یک مهاجم باتکنیک، سه گل برای بچه یتیم ها می زند. کامو و درون دروازه اش سر از پا نمی شناسد اما حریف که از لحاظ بدنی چغرتر است، فشار می آورد. چیزی به پایان بازی نمانده که کامو برای چهارمین بار مغلوب می شود. توپ و دروازه بان با لگدهایی جانانه با هم توی دروازه قرار می گیرند. شکست تلخی است، به خصوص اینکه قهرمان بازی، مجروح و آسیب دیده از زمین به بیرون حمل می شود. کامو بعد از هر گلی که می خورد، تسلی ناپذیر به نظر می رسد. بعدها هم به عنوان دروازه بان باشگاهی همین جور است. فقط به یک نقطه زل می زند، دنبال بهانه ای نمی گردد، به دلداری دوستانش هم اعتنایی نمی کند. آنژه زاقران، دفاع آن تیم، دروازه بان تیم شان در «در خود مانده» می بیند. کامو هر بار احساس می کند این تقصیر او بوده که نتوانسته یک شوت را بگیرد، غرورش جریحه دار می شود. به زودی او رقابت با بزرگسالان را می جوید. او می خواهد از یک دروازه درست و حسابی محافظت کند. 1928 به «اتحادیه ورزشی مون پنسیه» ملحق می شود. یک باشگاه کم اهمیت متعلق به محله ای از شهر که به گفته کامو، «برآمدگی های زمین چمنش از ورم های ساق پای یک مهاجم نوک بیشتر بود.» در همان سال او به «راسینگ اونیورزیتر آلژیر» می پیوندد که به تازگی یک تیم نوجوانان تشکیل داده است. کامو باور دارد که در ار.او.آ، «علمی» فوتبال بازی می شود. عضویت در ار.او.آی با کلاس، ترفیع اجتماعی آلبر را در پی دارد. هم تیمی هایش جزو قشرهای بالاترند و کامو آنها را اغلب تا در خانه شان همراهی می کند. او به عنوان بازیکن «سفید و آبی آسمانی ها»، به «کلوب یاخت» کنار بندر الجزیره دسترسی پیدا می کند. نه یهودی ها و نه عرب ها چنین حقی ندارند. فقرا هم بیرون می مانند. اعضای سرشناس ار.او.آ برای دروازه بان با استعداد تیم جوانان استثنا قائل می شوند. ....ادامه دارد....