جیمی ریچارد واردی، یازدهم ژانویه ۱۹۸۷ درحالی که پدرش مشغول زعفرانی کردن جوجه ها برای سیزده بدر دو روز بعدش بود، در بیمارستانی مذهبی متولد شد. واردی در زبان آذری به معنی دارا بودن چیزی است (حالا نمنه سی واردی بیز دا بیلمیریخ!) از همین رو او را می توان جیمیِ دارا نیز صدا کرد که احتمالاً برای قشنگی داستان، خواهری با نام سارا نیز باید داشته باشد ولی ما با او فعلاً کاری نداریم. القصه… جیمی پله هایی ترقی را یکی پس از دیگری می نمود! او فکرش را هم نمی کرد روزی در یک تیم لیگ برتری، شماره نه بپوشد و توپ بزند ولی هیچ کدام از توپ هایش گل نشود. او از کودکی عاشق بازیکنان بزرگی چون آرش برهانی، مهدی طارمی و کاوه رضایی و… یک لحظه صبر کنید! کی این اسم ها رو داخل متن من گذاشته؟ خودش دستشو بلند کنه قول میدم کاری باهاش نداشته باشم. آخه این بازیکن هایی که نوشتید نه قدیمی هستن که به سن بچگی های واردی بخورن نه خارجی، تازه اصلاً بزرگ هم نیستن! بگذریم… جیمی چهارده بازی است که گلی نزده، البته یکی زده ها ولی آفساید بوده و حساب نشده. جالب است بدانید سوشا مکانی هم در همین مدت یک گل زد ولی مردود اعلام شد، به هرحال مهاجمان بزرگ سرنوشتی شبیه به هم دارند! کلودیو رانیری مربی جیمی می گوید: “او در این مدت حتی در تمرینات هم گلی نزده”. رانیری ادامه می دهد: در این مدت خیلی زحمت کشیده ایم تا واردی حداقل در تمرین گل بزند، حتی یک بار دروازه را خالی کردیم و او رفت تا طلسم را بشکند اما مسئول سانس آمد و چراغ ها را خاموش کرد، جیمی هم شوتی زد در تاریکی شاید گل شود، اما از بخت بد، ضربه اش به کله ی مسئول مذکور برخورد کرد تا تبدیل به مسئول مصدوم شود و ما هم مغموم و مغضوب! خلاصه کلی “مایه خالی” کردیم، تا مسئول، سانس را از ما نگیرد! سرانجام جیمی پریروز و در سن ۲۹ سالگی موفق به گلزنی در تمرینات شد و تمام بازیکنان را چنان به وجد آورد که همگی یک صدا فریاد زدند “آرش آقای گل، همینه، همینه” و سپس قرار گذاشتند تا بعد از ماه صفر مقدار زیادی شیرینی و شربت بخورند و بیاشامند ولی اسراف نکنند! نتیجه اخلاقی: کسانی که ماه بعد هم می خوان بیان سالن، این هفته پول هاشون رو بیارن که قرارداد ببندیم.