«سپ هربرگر» در آن سالهای دور، زندگی را به ما آموخت و البته به زبان فوتبال. در مقیاسی بسیار پایینتر، آقای برانکو همینکار را کرد. تیمی نامدار را که فقط نامش مانده بود و پیراهن سرخش، به زندگی بازگرداند. وقتی به جدول نگاه میکردی و پرسپولیس را در ردههای پایین جدول مییافتی، دچار حسرت و دریغ میشدی. حالا میتوانی روح زندگی را در پرسپولیس ببینی. سلطه یک مدیریت فنی قدرتمند، همراه با پایبندی به اصول اعتقادی.
او با بعضی خردهفرهنگهای ما کنار نیامد. بازیکنان سرکش و بیظرفیت را در یک بازه زمانی مناسب کنار گذاشت. ضمن احترام به موسفیدان باشگاه، خردهفرهنگ ریشسفیدی و پادرمیانیهای خانه خرابکن را نپذیرفت و در مسیری که باورهای او را شکل میداد به حرکت خود ادامه داد.
ایمان و قدرت ذهنی ایشان همراه با رفتار و گفتاری مؤدبانه، در راستای منافع فوتبال ملی ما قرار گرفت و سرانجام مانع از مرگ زودرس تیمی شد که میلیونها ایرانی قلبشان به خاطر آن میتپد.
ما در فوتبال کشورمان نیازمند این نگرش هستیم. طبیعی است که فقط یک تیم جام را میگیرد و طبیعیتر از آن، سقوط چند تیم به دسته پایینتر است. این قانون فوتبال و حکم جدول بوده که ابدی است.
این نوشته میکوشد القا نماید که فوتبال را نباید یک بعدی نگاه کرد و آن را محصور در حوزه فنی قرار داد و این تنها قهرمان نیست که باید بدان احترام گذاشت.
اصولا نشانه بینش علمی، چندجانبه دیدن و نسبی قضاوت کردن است. در جامعه بسته فوتبال ما، همهچیز قربانی آن سه امتیاز عزیزتر از جان است. مدیر، صندلیاش و مربی، سمتش در گرو همین مسأله است.
بودن یا نبودنشان در لحن است. آنها برای خلاصی از گروگان بودن خود به ملزوماتی نیاز دارند که بیشتر غیراخلاقی و ضدفرهنگی است که حتی از ردیف کردنشان روی صفحه کاغذ هم ابا دارم. آنچه که من از نوشتنش پرهیز میکنم برای این گروه، سریشی است برای چسباندن زورکی آن به علاقهمندان فوتبال و به نوعی تحمیق جامعه فوتبال. اما اقلیت شریفی هم در این فوتبال زندگی میکنند و صدایشان به جایی نمیرسد.
فوتبالی که مثل بازارمسگرهاست و در این هیاهوی چکشهاُ فریاد هم که بزنی در پژواک آن صداها گم میشوی. هفته فوتبالهای ناب است. رئال مادرید ـ اتلتیکو در اسپانیا که با تساوی به پایان رسید. دورتموند ـ بایرن مونیخ در آلمان که به پیروزی پرگل بایرن منجر شد.نبرد دو تیم لندنی چلسی و تاتنهام بر سر عنوان قهرمانی لیگ برتر جزیره با رقبای خود. اما حواشی فوتبال پرسپولیس ـ پیکان، صبا ـ تراکتورسازی، گسترش ـ استقلال که حالا دیگر به متن فوتبال ما تبدیل شده است، مرا از پرداختن به آنها دور کرد.
اردیبهشتماه، لیگ به پایان میرسد. پیشنهاد تکراری خودم را برای چندمین بار به فدراسیون فخیمه فوتبال و سازمان لیگ ارائه میکنم.
در فاصله پایان لیگ شانزدهم و آغاز لیگ هفدهم در همایشی به نقد آسیبهای فرهنگی این فوتبال بپردازید. با حضور کارشناسانی از حوزههای مختلف؛ روانشناسان، حقوقدانان، جامعهشناسان، جرمشناسان، اقتصاددانان، حوزههای ژورنالیسم و فوتبال و مدیران شایسته و کارآمد تا به کاهش نابسامانیهای این فوتبال کمک شود.
خودشیفته نباشید و عاشق افکار خود، چرا که تجربه نشان داده است در حوزه اندیشه، ناکارامد هستید و نیاز به یاری دارید.