خبری که چند روز پیش روی خبرگزاری ها آمد و حاکی از اصرار آرژانتینی ها برای بازگشت ولاسکو به کشورشان و هدایت تیم ملی این کشور بود خیلی سریع اهالی ورزش را به تکاپو انداخت. سرمربی تیم ملی والیبال کشورمان به قدری موفق و محبوب شده بود که خبر رفتنش برای هیچکس قابل هضم نبود. تصور تیم ملی والیبال بدون سرمربی بزرگی چون ولاسکو بسیار دشوار و ناخوشایند است ولی این اتفاق روزی باید می افتاد. بدون شک حضور ولاسکو در ایران پدیده ای به نام والیبال را در بین مردم ایران بیش از پیش مورد توجه قرار داد و مردم و رسانه ها را به سمت ورزشی سوق داد که همیشه در میان هیاهوی خبری فوتبال و کشتی در انزوا به سر می برد.
مغز متفکر آرژانتینی- ایتالیایی خیلی بی سر و صدا آمد و کارش را شروع کرد. روزهای خوش با ولاسکو چندان دور نبود، روزگار مقابله با تیم های آسیایی مثل ژاپن و کره جنوبی و چین با هدف شکست آبرومندانه و سعی برای بردن تیم های درجه دوی آسیایی چون هند به پایان رسیده بود و تیم تحت هدایت ولاسکو به راحتی هرچه تمام تر غول های آسیایی را به زانو در می آورد. قدم دوم، قدمی شگفت انگیزی بود؛ راهیابی به میادین جهانی و رویارویی با بزرگان والیبال جهان! چیزی فراتر از حد تصور برای اکثر والیبالی ها که امروز دیگر به یک عادت تبدیل شده و مردم از بردن تیم هایی چون صربستان و ایتالیا راضی نمی شوند و به پیروزی برابر برزیل و روسیه می اندیشند. به راستی ولاسکو چه با این تیم کرد که در عرض چند سال چنین خیز بلندی در نتیجه گیری و بازی اش ایجاد شد؟
رو کردن ستاره های جوان و میدان دادن به آنها در بازی های بزرگ یکی از هنرهای ولاسکو بود. روزی که در تهران شیمیزوی ژاپنی چندین و چند بار توسط جوانانی چون فرهاد قائمی تک دفاع شد اقتدار تزریق شده به تیم توسط سرمربی بزرگش به خوبی نمایان شد. نارضایتی پس از برخی مسائل تاکتیکی و اکتفا نکردن به نتایج آنی پس از بردهای بزرگ برابر تیم های اروپایی نشان از عطش بالای این سرمربی داشت. ستاره های جوان ولاسکو خیلی سریع پخته شدند و دست به کار بزرگی زدند که در تاریخ ورزش ایران ثبت شد؛ صعود به لیگ جهانی و رقابت در بالاترین سطح والیبال جهان دستاورد نهایی تیم ایران بود که توام بود با حضوری پر قدرت و نتایجی شیرین و به دور از انتظار...
حال پس از حدود چهار سال خولیو ولاسکو تیم ایران را ترک خواهد کرد. تیمی که وی تحویل گرفته بود تیمی معمولی در سطح آسیا بود و همینطور که اشاره شد ادعای چندانی در سطح بازی های قاره ای نیز نداشت. اینک تیم تحت هدایت او با کسب تمامی عناوین قهرمانی در بازی های قاره ای و حضوری موفق در بازی های جهانی و بین قاره ای هیچ شباهتی با آن تیم سابق ندارد و اهدافش با اهداف چهار سال قبل فرسنگ ها تفاوت دارد. روحیه مبارزه طلبی بالا و ایجاد انگیزش فوق العاده در بازیکنان مهم ترین کاری بود که ولاسکو در تیم ایران انجام داد و از والیبالیست های ایرانی، حرفه ای هایی ساخت که خودشان را در سطح بزرگان دنیا می بینند و با تفکر پیروزی برابر این تیم ها پای به میدان می گذارند. از لحاظ فنی نیز سرمربی بزرگی چون ولاسکو جای بحث و نقد ندارد و آنچه در موردش می توان گفت فقط ستایش است و بس!
بد نیست در این مطلب سخنی هم از فدراسیون والیبال به میان آوریم و تشکری کنیم از رئیس این فدراسیون آقای داور زنی و یادی هم بکنیم از آقای یزدانی خرم که خشت اول بنای والیبال را سال ها قبل نهاد و اینک شاهد به ثمر رسیدن این بنای زیبا هستیم. تشکر آخر هم از خولیو ولاسکو می کنیم که تیم ما را به یک تیم جهانی تبدیل کرد و خاطره ای سراسر شیرین از خود در ذهن ما ایجاد نمود. پس به سبک ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی : I LOVE YOU VELASCOOOOOO….!


