شاید به طرق مختلف باختهای بارسا قضاوت شود ، از بی انگیزگی و سن بالای بازیکنان گرفته تا اشتباهات مربی . پاریس قربانی شد تا بحث در این مورد یک ماه تاخیر داشته باشد ، تا حداقل به مدت یک ماه هیچکس ایرادات بارسا را نبیند ، اما دقیقا از لحظه شکست دوباره مقابل مالاگا ، مقابل کامنی ، هر بارسایی ته دل خودش احساس میکرد اتفاقات خوبی در راه نیست، این باشگاه به این آسانی تاب مواجه شدن با این نتایج را ندارد . آنها تلاش کردند تا دوباره تیم معمولی شده شان را به این مرحله برسانند ، بعد از اواخر دهه 90 تلاش شروع شد ، باختند ، حذف شدند ، اما دست از تلاش برنداشتند ، برای خود فلسفه ای ساختند ، Total football ، اصطلاحی آشنا بین هر بارسایی ، آنها با 433 معروف خود به هرچیزی که یک باشگاه احتیاج دارد رسیدند . 6 جام در یک سال ، به مربیگری کسی که خود بازیکنی رهبر در این تیم بوده ، کسی که کاپیتان بوده و کسی که از جنس کاتالان بوده . بارسا به هرآنچه که میخواست رسید ، به مربی بومی ، برگشتن اعتبار از دست رفته ، رسیدن به تمامی جام های ممکن . اما این روزها ... این روزها همه میدانند راه پیروزی بر بارسای بزرگ چیست. پرس سنگین تا دقیقه 20 ، زدن یک گل در زمان مورد نظر ، لایه های دفاعی تا پایان بازی و پیروزی ... بارسا فراموش کرده برای جاویدان شدن ، برای همیشه مدعی بودن باید منعطف بود . پایبندی به اصول باشگاه زیباست ، دلنشین است باشگاه را فراتر از یک باشگاه میکند اما... اما باید دید فلسفه باشگاه فقط 433 است ؟ فقط بازی مالکانه ؟ فلسفه باشگاه بارسلونا نیاز به تکامل دارد ، این باشگاه با قدمتی بیشتر از رقیب دیرینه ، با گذشته ای پر از رنج و سختی به اینجا رسیده که همه از شکست آن متعجب و نگران میشوند . این فلسفه تمام نشدنیست ، فقط با یک تکامل ساده ، با یک دید هوشمندانه تر . آیا با چند دقیقه عقب بازی کردن فلسفه باشگاه از بین میرود ؟ آیا برای بارسا زمین حریف و خودی نباید تفاوت داشته باشد ؟ فلسفه ماندگار نیست مگر با موفقیت . قطعا نمیتوان همواره پیروز بود ، نمیتوان هر سال سی ال را به خانه برد ، لالیگا را فتح کرد و کوپا دل ری را ربود . اما میتوان یک شکل نباخت ، از فصل 2008-2009 به بعد تمامی شکست های بارسا ساده و قابل پیش بینی بوده. حمله ، دریافت گل سریع ، تلاش برای جبران ، عدم خلق موقعیت ، دریافت گل بعدی ، خلاص . این غول دوست داشتنی باید غیر قابل پیش بینی تر از اینها باشد . باید سورپرایز کند ، باید دفاع کند ، از گل زده از نام و فلسفه باشگاه ، از غرور و اعتبار کسب شده . دفاع کردن عیب نیست ، تنها تکامل بخش یک اصل است ، اصل پیروزی . تصور شکست های یک شکل برای تمام هواداران دردآور و اذیت کننده است ، چه هواداران بارسا چه رئال و حتی لستر . کم نیستند هوادارانی که بعد از گل اول یووه ایمان داشتند بارسلونا گل نخواهد زد و حتی بیشتر از این دریافت خواهد کرد ، شاید تمام هواداران . شکست در دیدار قبل سنگین بود ، تلخ بود ، تکرار سریع یک حادثه بود و نمایانگر ضعف های فراوان ، اما پایان دنیا نبود ، بارسا بازخواهد گشت ، فتح خواهد کرد و تحسین خواهد شد ، حتی با همین شیوه ی به ظاهر تکراری . شکست خواهد خورد ، دستش از جام کوتاه خواهد ماند و وظیفه عاشقان این تیم حمایت است . اما تحمل یک شکست مشابه دیگر ، نشدنیست .