پ دربي ميلان، پايتخت مد ايتاليا را از هر لحاظ زير و رو مي‌کند. اگر قبول کنيم که ايتاليا، جهان سوم اروپاست، پس حتما يک سري ضرب المثل‌هاي عاميانه جهان سومي بايد در سرزمين چکمه‌اي هم مصداق داشته باشد.مثلا اينکه پسر بايد حتما نشاني از پدر داشته باشد. درميلاني که کمي مدرن تر از بقيه ايتاليا به نظر مي‌رسد، سال‌هاي سال، پدر ميلاني، پسر، دختر و همسر ميلاني داشت و يک اينتري هم مي‌گشت تا يک اينتري ديگر را پيدا کند. مرامنامه‌هاي متفاوت دربي ميلان با ميلان کمونيسم و چپ گرا و اينتر دست راستي و جهان وطن، يک دربي خانوادگي بود. در سطح کلان‌تر هم ماجرا همين شکلي به نظر مي‌رسيد. موراتي، پسر درسخوان يک عاشق اينتر به جاي پدرش آمد و برلوسکوني هم ادعا کرد عشق به ميلان را از پدرش آموخته.اين 2 اما با مرام سياسي خود، يه ساختار قديمي را برهم زدند. برلوسکوني راستگرا با راه اندازي حزب دست راستي «فورزا ايتاليا» ارکان ميلان ذاتا چپ گرا را به راست مايل کرد و موراتي که حتي همسرش هم الان يک چپ گراي فعال است، اينتر روشنفکران را تيم محبوب جامعه متوسط شهر ميلان،جا زد؛هرچند هنوزدر اصل قضيه تفاوت خاصي ايجاد نشده.نتايج يک تحقيق نشان مي دهد، حدود يک سوم خانواده‌هاي ساکن شهر ميلان،حداقل يک يا 2 عضو مخالف با جو هواداري خانواده فوتبالي خودشان دارند؛ مثلا اگر 4 عضو خانواده اينتري باشند، 2 نفر ميلاني هم حضور دارند.ديگر کم‌تر پسري نشان از پدرش دارد.به همين دليل پدر و پسر معمولا فقط تا دم در ورزشگاه سن سيرو با هم مي روند و از آنجا به بعد به سمت جايگاه مخصوص تيم خودشان هدايت مي شوند. جهت‌دهي اجتماعي آمارفوتبالي شهر ميلان از جهت دادن تيم‌ها به طبقات اجتماعي شهر حکايت مي‌کند؛ 64 درصد جامعه معلمان و فرهنگيان شهر طرفدار اينتر هستند و صاحبان سرمايه و مردم عادي به ميلان تعلق خاطر دارند. حالا در آستانه دويست و هجدهمين مادونيناي تاريخ، شهري که فوتبالش به خاطر دوري چند ساله از ليگ قهرمانان، افسرده ترين بخش شهر است با يک بازي خاص، تنوع علايق و تغيير بافت خانوادگي به خاطر فوتبال را به رخ مي کشد؛ اتفاقي که شايد هيچ دربي ديگري رقم نزند.