بارسلونا در این فصل، که روزهای پایانی آن را پشت سر می گذاریم، یک تیم آرام، با ثبات و معلومی نبود؛ در واقع فاصله زیادی با این مفاهیم داشت. مردان لوئیز انریکه حدود یک ماه پیش به عرش رسیدند و آسمان را لمس کردند اما در هفته ای گذشت، با دو شکست مقابل تیم های مالاگا (لیگا) و یوونتوس (لیگ قهرمانان)، سقوط پر سرعتی را تجربه کردند و قهرمانی در این دو رقابت را باز هم به دست اما و اگر ها سپردند. هنوز هیچ چیز کاملاً از دست نرفته اما باید پذیرفت که آبی و اناری ها در هفته پیش رو کار بسیار دشواری برای جبران شکست های 2-0 و 3-0 خود دارند. بدیهی است هنگامی که تیمی شکست می خورد، یک مقصر ندارد، همه در این شکست سهیم اند؛ همانطور که در پیروزی! در اختیار نداشتن بوسکتس در بازی مقابل یوونتوس، لوئیز انریکه را مجاب کرد که از ماسکرانو به عنوان هافبک استفاده کند و متئو را از ابتدا به میدان بفرستد. اینکه این یک ترکیب مناسب بوده یا خیر بحث دیگری است اما خط دفاعی تیم نتوانست مقابل ضربات دیبالا - که هر یک از آنها ضربه مهلکی بود بر پیکر بارسا و آرزوی های آن - مقابله کند. در نیمه دوم بازی آندره گومز به جای متئو به میدان آمد و در شرایطی که اوضاع برای تغییر نتیجه به 2-1 فراهم بود، جورجیو کیلینی تیر خلاص را رها کرد و خاطره تلخ شکست 4-0 پاریس برای معدود هواداران بارسایی حاضر در ورزشگاه، تداعی شد. اینیستا در نیمه اول و سوارز در نیمه دوم، مسلم ترین شانس های گلزنی را داشتند که هیچ کدام درون دروازه جای نگرفت. مسی نیز دو موقعیت دیگر داشت که یکی از آنها توسط بوفون سیو شد و دیگری به بیرون رفت. مبالغه نکرده ایم اگر بگوییم توپ های ورزشگاه یوونتوس با تور دروازه بوفون قهر بودند! زمان را نمی توان به عقب برد و از فرصت ها درست استفاده کرد، اما می توان به آینده امیدوار بود و برای پیروزی جنگید. می توان در انتظار یک غیر ممکن دیگر ماند و برای ممکن کردن آن جنگید، می توان در انتظار یک هفت دقیقه اعجاز انگیز دیگر ماند و به آن دل بست. واقعیت این است که برای بارسا، هیچ چیز غیر ممکن نیست. شاید معجزه ای دیگر در راه باشد... مبینا پولایی FCBarcelona.ir