نشد با شاخه‌هام بغل کنم تو رو نشد نشد نشد ؛ برو برو برو اراده داشتم به دونه کاشتن که عادتت بدم به ریشه داشتن که عادتت بدم یه گوشه بند شی به مبتلا شدن علاقه‌مند شی قدیما هر گلی شناسنامه داشت تموم می‌شد و بازم ادامه داشت تو شیشه‌ی گلاب، تو شعر شاعرا تو گل‌فروشیا، تو جیب عابرا همون کسا که از تو باغچه چیدنت توی خیالشون ادامه می‌دنت تو داری از خودت فرار می‌کنی داری با ریشه‌هات چیکار می‌کنی ؟ برو برو ولی به رسم یادگار شناسنامتو تو خونه جا بذار شاعر : حسین صفا