بعنوان یک ایرانی ، همیشه از بسیاری باورهای غلط رنج برده ام . در تمامی زمینه ها ، و بخصوص فوتبال . شاید در مورد طرفداری از تیمهای مختلف دلایل مربوط به خودشان را داشته باشیم و اما به نظر شما اینها باید چه دلایلی باشند ؟ قدیمی تر ها برایمان تعریف کرده اند از مارادونا ، از بکن بائر ، از آرژانتین و آلمان و هلند ... هریک دلایل خاص خود را داشتند . یکی عاشق خشک و جدی بودن آلمانی ها در زمین بود ، دیگری عاشق حرکات موزون با توپ . اینها میشدند سرچشمه ی علاقمندی آنها به یک تیم . زمان گذشت ، تیمهای مورد علاقه شان هم پیر شدند ، دیدند قوی یا ضعیف شدن تیمشان را و امروز به آن افتخار میکنند. و اما نکته ی مشترک همه آنها شروع علاقمندی بود ، ما امروزی ها اواخر دهه نود با فوتبال کاملا انس گرفتیم و آلوده شدیم . طبیعتا هر ایرانی که متولد سال 92 میلادی به قبل باشد ابتدا با فوتبال داخلی آشنا شده و به مرور بواسطه جامجهانی ها با فوتبال خارجی و فوتبال باشگاهی در اروپا . فلسفه طرفداری داخلی کاملا متفاوت از مدل خارجی آن است . ممکن است در خانواده ای استقلالی به دنیا بیایم و یا برعکس ، ممکن است از بازیکنان پرسپولیس خوشمان آمده باشد ، ممکن است تیم ملی یار بیشتری از یکی از دو تیم پایتخت داشته باشد و در علاقه ما به آن تیم تاثیر گذار باشد ، و حتی ممکن است عاشق تیم شهر خودمان باشیم . اما داستان طرفداری تیم های خارجی متفاوت است ، قطعا در طرفداری تیم های خارجی از هر چیز بیشتر علایق شخصی و چشم خود انسان به او کمک میکند. هرکس عاشق کسی میشد ، از باجو گرفته تا رونالدوی اورجینال ، گاهی اوقات تیمها به تنهایی باعث جذب هوادار میشدند؛ به واسطه ی بزرگی و تعدد قهرمانی : رئال به واسطه چندین بازیکنان کاریزماتیک یکجا : یووه به واسطه ی مربی دوست داشتنی : منچستر به واسطه جنجال ، مخالفت ، بازیکن و تاریخ غنی : بارسا به واسطه ستاره : میلان و ... به نظر شما کدامیک ایراد است ؟ کدام یک مشکل دارد ؟ کدامیک چیزی از ادله ی کافی برای علاقه به یک تیم کم میکند ؟ هر چیزی میتواند باعث علاقه به یک تیم شود حتی رنگ پیراهن و این جرم نیست این کمبود اطلاعات فوتبالی نیست ، این صرفاً یک علاقه است که اتفاقاً شخصی هم هست . با نگاه کردن به اطراف و به کری های رد و بدل شده توسط فوتبال دوستان ایرانی به صحنه های جالبی نمیرسیم و زجر آور ترین کری مسئله تیم مورد حمایت است . یاد بگیریم اگر کسی از تیمی حمایت میکند کری در چهارچوب فوتبال باشد نه تیم مورد علاقه او . خیلی جاها بعد از کلی کری و جر و بحث میرسیم به جمله ناقص و نچسب : «شما سنت قد نمیده واس همین من طرفدار یووه ام » یا : «اون زمان که میلان بهترین تیم دنیا بود تو کجا بودی؟» حتی : «بارسا هم شد تیم ؟ تا ده سال پیش کسی بارسا رو نمیشناخت ، بارسا فنای دبیرستانی ! » و جملات دیگه ای که بارها دیده شده و همه حفظیم . فکر نمیکنم طرفداری از یک تیم که تاریخ غنی هم ندارد مثل PSG ایرادی داشته باشد ، طرفداری دو ماهه از یک تیم و کوچ کردن به تیم دیگر هم ایراد ندارد . با 15 سال سن طرفدار افسانه فوتبال دنیا بودن و حامی تیم او بودن هم کاملا قانونیست . بیاید خودمان را تغییر دهیم . اینکه هرکسی از چلسی یا هر تیم تازه بزرگ شده ی دیگری حمایت میکند کاملا شخصی و موجه است ، هر نفر میتواند از دیروز عاشق یک تیم باشد یا از 20 سال پیش ، مهم این است که هیچ کدام از ما اولین روز طرفداری از تیممان 30 ساله و پخته نبوده ایم و هیچ کدام از تیمها از اول بزرگ نبوده اند . طرفداری ، شخصیست به شخصیت هم احترام بگذاریم.