هاني، قرباني مديريت جنابخاني
هنوز چند ساعت از بالا رفتن جام قهرماني پرسپوليس نگذشته است كه هاني نوروزي يك تنه شادي قهرماني قرمزها را به يك تراژدي تمام عيار تبديل مي كند. تماشاي پدرهاي قهرمان و نوزادان بهت زده بر روي سكوي قهرماني از يك طرف و چشمان اشك بار كودكي كه اين صحنه را بارها در خواب ها و روياهايش مرور كرده است از طرف ديگر، دل هر انساني را به درد مي آورد. خانه آرزوهايش را همان ها كه ساخته بودند خراب مي كنند و تبر دسته اش را اين بار بر ذهن يك كودك معصوم فرود مي آورد.
راستش را بخواهيد اصلا از اين اتفاق متعجب نشدم؛ اين دقيقا سبك مديريت رايجي است كه من آن را #مديريت_جنابخاني نام گذاري كرده ام. مديريت جناب خاني مصداق عيني همان گاو نه من شير است و در لحظه آخر همه چيز را به دليل كج_سليقگي خراب كرده و به فنا مي دهد. مثال بارز آن همان شخصيت عروسكي جنابخان است؛ سيستمي كه شخصيت عروسكي #جناب_خان را با سال ها زحمت و تلاش پرورش مي دهد و درست در لحظه اي كه آن را به اوج رسانده و بايد به بهره برداري برساند، به اتوبوس هاي شركت واحد هبه كرده و در نهايت به فنا مي دهد.
در ماجراي هاني، دو سال به قول خودشان براي شادي روح هادي نوروزي تلاش كردند و در لحظه آخر با آلزايمري لحظه اي، همه چيز را به دست فراموشي سپردند و خاطره فوت ٢٤ ابدي را به خاطره اي تلخ تر تبديل كردند.
آن ستاره بزرگ بر پيراهن قرمزها ديگر يادآور دهمين قهرماني پرسپوليس نخواهد بود، داغي خواهد بود كه تا ابد بر سينه هاني و پيراهن بازيكنان سنگيني خواهد كرد.