بارسا باخت ... اتفاقی که شاید همه آن را پیش بینی کرده بودند ، بخصوص پس از آن نیمه اول لعنتی در تورین ، درست است که بارسا بارساست و همه انتظار قهرمانی مکرر دارند اما فوتبال هم فوتبال است و همواره خطر شکست درست کنار شماست ، تیمی وجود نداشته و نخواهد داشت که همواره فتح کند حتی رئال ، 12 سال انتظار برای دوباره فتح کردن جامی که خودشان رکورد دار فتح آن هستند ، بودند و احتمالاً خواهند بود . تیمی وجود ندارد که از شکست فرار کند . به برزیل نگاه کنید ، ایتالیا ، انگلیس و... در عرصه ملی ، و اینتر ، میلان ، لیورپول و منچستر در رده باشگاهی . اما نکته ی اصلی اینجاست ؛ دوره ی این باشگاه به پایان رسیده ... امکان دارد ؟ درست همانگونه که شکست همواره با ماست ، نباید فراموش کرد پایانی بر دوره هیچ تیمی وجود ندارد . تیمها بسته به شرایط مدیریتی ، مالی و انگیزشی صعود میکنند و افول ، رشد میکنند و کوچک میشوند ، شکست را قبول کرده اما دوباره بلند میشوند . در این بین جمله ی پر تکراری که سالهاست آن را میشنویم اما فقط در حد حرف باقی میماند : «دوره بارسا به پایان رسیده» جمله ای که بعد از : -شکست های بارسا با رایکارد -از دست دادن قهرمانی لالیگا و چمپیونزلیگ با پپ -شکست سنگین مقابل بایرن با ویلانووا -یک سال بدون جام با تاتا مارتینو همواره شنیده شد. اما هر بار پس از این جمله اتفاقات خوبی افتاد ؛ -کسب 6 گانه بعد از رایکارد -کسب قهرمانی لالیگا بعد از پپ -کسب سه گانه بعد از تاتا تمامی اینها درست بعد از جمله ی «دوره ی بارشا به پایان رسیده»اتفاق افتاد . و دقیقاً چهارشنبه گذشته رانیری در برنامه گری لینه کر ، بار دیگر این جمله را بر زبان آورد . انگار بارسا حق شکست ندارد ، همه جا منتظر شکست های متوالی و از دست رفتن موفقیتهای بارسا هستند تا این جمله ی کلیشه ای را تکرار کنند . آنها فکر میکنند بارسا تیمی خواهد شد که اواخر 90 و اوایل 2000 برای کسب سهمیه میجنگید و در مرحله گروهی حذف میشد ، آنها تغییر و مدیریت سازمان یافته ی باشگاه را ندیده اند ... آنها تماشاگرانی که پس از حذف مقابل یووه ایستاده تشویق میکردنند را ندیده اند . دوره ی بارسا تمام شدنی نیست ،تنها اتفاقی که برای بارسا می افتد تغییر است، بارسا تغییر میکند و دوباره برمیخیزد .