طرفداری- موزارت، آهنگ ساز اتریشی در اواخر عمر خود یک قطعه موسیقی تحت عنوان جوک موزیک پدید آورد. کار او به دلیل عدم هم آهنگی خنده دار و مضحک به نظر می رسید. در تاریخ 1780 میلادی، قطعه او شبیه به گوش دادن به آهنگ گریه ای در عین خندیدن است اما در حال حاضر قطعه جوک موزیک به دلیل خوب و پرطرفدار بودنش اکنون دیگر تنها در آلارم تلفن های موبایل یافت نمی شود. با اطلاع از وضعیت موزارت در ساخت چنین قطعه ای، باز هم بسیاری از افراد جوک موزیک را پست مدرن تلقی می کنند. در واقع جهت مرتبط سازی با ادامه داستان این گونه باید گفت که موزارت حتی وقتی که تلاش می کرد بسیار بد و احمق به نظر بیاید اما کار او باز هم جز جالب تر و شنیدنی تر از هر آهنگ ساز دیگری است.

آوردن چنین استدلالی برای لیونل مسی بسیار وسوسه انگیز است. مهاجم آرژانتینی بارسلونا در شب حذف تیمش از لیگ قهرمانان برابر یوونتوس در نیوکمپ، بی تعارف می توان گفت عملکرد بدی داشت. او از بازی خارج نبود، بلکه تنها، نمایشش کیفیت همیشگی را نداشت. با این تفاسیر، باز هم او هفت شوت روانه دروازه بوفون کرد و کار هایی که انجام می داد فوق العاده به نظر می رسید. مسی آن شب آن طراوت لازم را نداشت که با هوش فرا زمینیش، پاس های زیبای بی رحمانه اش و جادوی پاهایش به چشم بیاید. این طور نمایان بود که بیش از حالت طبیعی می خواهد در زمین قدم بزند. این مسئله نگران کننده ای بود، درست مثل اینکه گربه دوست داشتنی و مورد علاقه خود را به خاطر بیماری به دامپزشک ببرید. پاهای لرزان، بی حالی چشمان و برخی ناراحتی های دیگر. مسی اما نسخه بدش هم عجیب و نیمه خوب است. درست مثل قطعه ناسازگار موزارت که کارش ضعیف است، اما همان معایب نیز دل ربا و به درد بخور است. 

لیونل مسی

این حس وسوسه وجود دارد که پس از حذف بارسلونا در نیوکمپ از لیگ قهرمانان، عنوان کنیم که شاهد تمام شدن عصر لیونل مسی هستیم. اما دقیقا مسئله چیست؟

به طور واضح، مسی تمام نشده است. او همچنان به شکل درخشان موثر است و توانسته با زدن 45 گل تا بدینجای فصل جز بهترین گلزنان لقب بگیرد. لئو کمتر از دو ماه دیگر (ژوئن) به سن 30 سالگی می رسد، اما به حدی با مغز بازی می کند که حتی اگر در مسیر سراشیبی قرار گیرد باز هم نمی توان احتمال سقوطش را داد. این تعاریف برای بارسلونا نیز صدق می کند. کلودیو رانیری اخیرا پس از حذف بارسلونا از لیگ قهرمانان، عنوان نمود که بارسا در انتهای دوران قدرتش بر فوتبال است، اما بیشتر این طور به نظر می رسید که در دوئل با یوونتوس این حریف ایتالیایی است که عملکردی کم نظیر دارد. یووه در دیدار برگشت به ویژه، فوق العاده ظاهر شد. جایی که در جهنم نیوکمپ، دو مدافع میانی آن ها هوشیارانه عمل کردند و استحکام دیوار دفاعی ایتالیایی را به رخ کشیدند. نمایش یوونتوس برابر بارسلونا بیانگر عیب های تیم کاتالانی بود که بهترین های ترکیبش پیر شده اند، خرید های ضعیفی انجام داده و با آکادمی مشهور خود فاصله گرفته اند.

زیبایی های بارسلونا از همان موقعی فروکش کرد که ژاوی رفته رفته به انتهای دوران فوتبالش نزدیک شد. او تنها یک هافبک میانی معمولی نبود، بلکه شعار فراتر از یک باشگاه را برای بارسلونا با شخصیت خود معنی می کرد. به طور خلاصه خرید دو فوق ستاره به نام های نیمار و سوارز به بارسلونا کمک کرد که از مسیر سقوط فاصله گیرد. این حرکت کهکشانی از سوی باشگاه عظیم و قدرتمند بارسلونا باز هم می تواند صورت گیرد تا از پر شدن پیمانه مرگ مجددا دور شوند. سرمایه گذاری ها برای ساخت تیم به نظر ادامه خواهد داشت و شاید خرید دوباره تیاگو آلکانتارا بتواند بارسا را برای چند سالی دیگر نجات داده و یاد گذشته طلاییش بیاندازد. چیزی که مشخص است، بارسلونا قادر به بازگشت است اما به طور حتم تکرار گذشته امکان ناپذیر است. 

طی 9 سال گذشته، حکمرانی مسی و رونالدو در فوتبال جهان غیر طبیعی بوده است. آن ها هر گونه پیش بینی و برنامه ریزی را کنار زدند و در این سال ها استعداد خارق العاده خود را به نمایش گذاشتند. با قرار گیری این دو در جمع سه کاندید نهایی توپ طلای پیش رو و برنده شدن یکی، درست رقابت 5 (مسی) به 4 (رونالدو) ـشان در کسب توپ طلا به یک دهه می رسد. امشب، ال کلاسیکو قرار است برگزار شود، صف آرایی تکراری اما لذت بخش بین مسی و رونالدو. سوال برانگیز است که این رقابت تنگاتنگ دو قطبی طی سالیان اخیر چه زمانی قرار است تمام شود؟ قطعا برای ما همه ما دیگر عادی شده که که هر هفته از رکورد ها و کار های بزرگ آن ها ببینیم و بشنویم. دو مهره بدون جانشینی که که بیش از حد خوب هستند و دستاورد هایشان جنون آمیز و پایدار است. ورزش یا به عبارتی بهتر فوتبال، تا به حال چیزی شبیه به این را به خود با این وضوح ندیده است. کافی است به برندگان توپ طلا یعنی به 10 سال قبل نگاه کنیم تا متوجه شویم قبل از آن دو، کاکا، رونالدینیو، شوچنکو و پاول ندودی که در عین عالی بودن برنده این عنوان شده اند، با وجود حضور در میدان تهاجمی، به ترتیب 16، 16، 17 و 6 گل طی آن فصل زده اند.

کریستیانو رونالدو مسی در 267 بازی برای بارسلونا 287 گل و رونالدو برای رئال مادرید 279 گل در 260 بازی به ثمر رسانده است. آن ها مثال بارز همان قطعه جوکی هستند که در سبک آن ها باید جوک فوتبالی قلمداد شود. برنامه ریزی ها این چنین نبود که روزی جهان فوتبال این گونه حرکت کند. زمانی که مسی به شکل نه چندان جدی فوتبال را پی می گرفت، فابیو کاناوارو با تیم ملی ایتالیا موفق به فتح جام جهانی شد. یونان به تازگی توانسته بود قهرمان یورو شود. تاکتیک و ارنج های تیمی نیز به نظر می رسید شبیه به سبک این دو تیم در آینده پیش بروند تا ضامن موفقیت شوند. البته نمایش یوونتوس در نیوکمپ ثابت کرد که پس از گذشت سال ها، مشکلی پیش نیامده و با عملکرد دفاعی بی نقص امکان نتیجه گیری وجود دارد. شاید همین برهه، زمانی برای یک تغییر اساسی باشد. احتمال قهرمانی دو تیم یوونتوس و اتلتیکو مادرید که از خط دفاعی مستحکمی سود می برند وجود دارد و دست یابی بوفون به توپ طلا ممکن است آغازی بر پایان دوره حکمرانی فردی باشد. 

لیونل مسی - جانلوییجی بوفون