همچنان که در المپیک مشهور شده که جای آزمون و خطا وجود ندارد و باید از بهترین ها سود جست، الکلاسیکو را نیز می توان نوعی المپیک باشگاهی دانست که در بالاترین سطح فوتبال جهان برگزار می شود. خاصه اینکه در این دهه رقابت این دو تیم بسیار بالا گرفته و هر دو رقیب بازی الکلاسیکو را مثل دربی خودمان فراتر از یک بازی می دانند. چیزی مثل نبردی حیثیتی که پای جان و آبرو در میان است. با این حال دیشب اثری از شور و شعف برای پیروزی و تاکتیک مشخص نزد زیدان و یارانش برای بازی سرنوشت ساز وجود نداشت و زیدان همانند بازی های دیگر می خواست با آزمون و خطا راه را پیش ببرد. عدم استقلال رأی زیدان در بازی دادن به بنزمای ناآماده و بازی ندادن به موراتا که تصمیماتی مستقیم پرز هستند مشهود بود و مثلث BBC در مأیوس کننده ترین روزهای خود همچنان فیکس بوده و تنها مصدومیت از پیش محتمل گرت بیل بود که راه را برای تغییری اجباری فراهم کرد. با ارفاق فراوان شاید رونالدو تنها از بنزما و بیل کمی بهتر بازی کرد و نباید از او در نیمه دوم استفاده می شد. موراتا و ایسکو مغضوبان نیمکت نشین رئال اگر از ابتدا در ترکیب بودند می توانستند دفاع در حال احتضار بارسلونا را با دردسر روبرو کنند. روی گلهای رئال غفلت چندباره مدافعان تیر بارسلونا اثرگذار بود و رئال نتوانست و نخواست که از یاران تازه نفس برای راه یابی به دفاع بارسا استفاده کند. آقای زیدان نمیداند که عدم نتیجه گیری در رئال چه عواقبی دارد و حتی دل بوسکه که پرافتخارترین مربی اخیر نیز قربانی جاه طلبی مدیران رئال شد تا چه رسد به مورینیو و آنجلوتی و اینک زیدان. تنها راهی که پیش روی زیدان است انقلابی در افکار خود و استفاده از پتانسیل های رو به نابودی نیمکت رئال است که تا پایان فصل اجازه ریسک کردن ندارد.