این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
??:
برای این هوادار جان باید داد...
حکایت عجیبی است، وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد! کیلومترها طی میشود، ساعتها در ازدحام و هیاهوی اطراف ورزشگاه میگذرد، بالاخره به سکوها میرسی، باران عجیبی شروع به باریدن گرفته، عدهای از آن طرف شروع به تحلیل میکنند که سکوها خالی میماند، اما آنها نمیدانند که تو در انتهای راه عاشقی هستی!
چندین ساعت روی سکوهای بیرحم و بیحفاظ بارانی را که همچون شلاق میبارد تحمل میکنی، کنترلش دست خودت نیست دستها و پاها هم به لرزه افتادند، اما هنوز هم دلیل کافی وجود ندارد تا به تماشای نمایش عشقت ننشینی. آری! این هواداران انتهای راه عاشقی هستند فقط میتوان برای آنها جان داد...
⭐?⭐ @Esteghlal