/ یادداشتی از شاهین شهبازلی / تیم فوتبال ملوان انزلی در شرایطی که یکی از جدی ترین گزینه های صعود به لیگ برتر بود, با تساوی مقابل خونه به خونه ی بابل, شانس رسیدن خود به فصل آینده ی لیگ برتر را کمرنگ کرد. ملوان پس از کش و قوس های فراوان که نتوانست سهمیه ی حضور در لیگ برتر را خریداری کند, شروع پرحاشیه ای با مایلی کهن داشت و بازیکنان خروجی و ورودی تیم, از همان ابتدا شکافی عمیق میان هواداران و سرمربی ایجاد کرد و حتی نتایج قابل قبول ملوان با ترکیبی از بازیکنان جوان نیز باعث نشد تا مایلی کهن محبوب هواداران شود. اوج درگیری میان مایلی کهن و هواداران ملوان به تصمیم مربی سابق تیم ملی مبنی بر کنار گذاشتن چهره های محبوب و پرتجربه ی قوهای سپید و جایگزینی بازیکنانی بی نام و نشان و کم تجربه بر میگشت. مازیار زارع و پژمان نوری دیگر جایی در لیست فصل جدید ملوان نداشتند و بازیکنان جوان ورودی نیز خبر از یک پوست اندازی در ملوانِ مایلی می دادند. اتخاذ چنین تصمیمی را نمی توان تنها با نظر مایلی کهن دانست; شاید وی تنها گزینه ی مناسب برای کادر مدیریتی ملوان بود تا به واسطه ی یک مربی بتوانند موانع را از سر راه خود بردارند. به ظاهر سرمربی تیم بر این عقیده بود که بازیکنان کنار گذاشته شده برای ملوان کارایی لازم را ندارند و شاید در باطن, کادر مدیریتی در پی برداشتن موانع سد راهشان بودند که باعث می شد تا حرف اول و آخر را در تیم آنها نزنند و به نوعی از دو قطبی شدن تیم جلوگیری کنند. خط زدن چهره های شاخص ملوان آن هم در انزلی تصمیمی شجاعانه بود که خط خوردن از قلب هواداران ملوان, تاوان آن برای مایلی کهن و کادر مدیریتی تیم بود. در واقع وی با این تصمیم از خط قرمز هوادارن متعصب ملوان عبور کرد اما نتایج قابل قبول این تیم جوان باعث می شد تا نیمکت ملوان همچنان با مایلی به مسیر خود ادامه دهد. به نظر می رسد پروژه ی جوان گرایی ملوان با یک تساوی بدهنگام در آستانه ی شکست قرار دارد; پروژه ای که شاید با جذب یک مهاجم گلزن به خصوص در نیم فصل دوم می توانست غیرممکن را ممکن کند. مایلی کهن با جسارتی قابل تحسین ملوان را جوان کرد و چه بسا با صعود می توانست خود را نیز "مایلی جوان" کند. ملوان در هفته ی آخر به چیزی فراتر از معجزه نیاز دارد.