طرفداری- تفاوت بازخوردها به یک بازی فوتبال که از سوی تماشاگران داخل زمین و آن هایی که آن را از راه دور تماشا کرده اند، احتمالاً تِز دکتری پیچیده ای برای نوشتن خواهد بود. وین رونی به طور معمول در اولدترافورد مورد تشویق قرار می گیرد. خارج از آن، او پدیده ای تفرقه انداز بین جمعیت های مختلف هواداری یونایتد است_ شاید یک قربانیِ موضع گیری های منفی تلویزیونی و بیننده های بی حوصله فوتبال. باخت ها معمولاً در درون زمین فوتبال با تشویق هواداران حاضر در استادیوم و واکنش گرم آن ها همراه می شود، پدیده ای که نشان دهنده آگاهی تماشاگران از تلاش انجام شده به وسیله تیم مورد علاقه شان بوده است. همان نتیجه، اگر فقط با اعداد پایانی روی اسکوربرد سنجیده شود، با عوض شدن شبکه تلویزیونی مورد خیانت قرار خواهد گرفت.  در حالتی مشابه، کسب یک امتیاز در خانه منچسترسیتی که در دیداری خسته کننده از مقطع پایانی فصل اتفاق افتاد، تشویق مستمر و پایدار بخش بزرگی از هواداران منچستریونایتد در 'اتحاد' را به همراه داشت. در حالت طبیعی، این دیدار باید با اوورلپ ها و نفوذ وینگر ها به داخل محوطه جریمه حریف همراه می شد، اما هواداران منچستریونایتد حاضر در 'اتحاد' شاهد سرسختی و جنگندگی در دیداری بودند که برای تماشاگر تلویزیونی یک بازی نا امید کننده محسوب می شد؛ دیداری که جمعاً 150 تکل، خطا، دفع توپ و توپگیری را به خود دید. اما این درگیری ها چندان جذاب و پر حرارت نبودند، که اگر این طور بود، همچون تماشای شعبده بازی فردی می شد که روی صحنه با شنل مخملی اش، سرویسِ شامِ چینیِ ساخته شده از خاکستر استخوان را به هوا پرتاب می کند و دوباره به دست می گیرد. این منچستریونایتدِ حقیقتاً گیج کننده دارای خاصیتی است با دو پیکان کاملاً متفاوت: تیمی که سخت شکست می خورد، اما تماشای بازی اش هم سخت است. تیمی که چندان با اشتیاق نیست، اما همچنان برای رسیدن به قدرت تلاش می کند. تیمی سرشار از بازیکنان سرعتی، اما به طرز عجیبی مبتلا به یبوست. هر برداشتی که از مسائل مربوط به شیوه بازی و ساختار تیمی در فوتبال داشته باشیم، نتایج خوب منچستریونایتد در 4 دیدار اخیرشان در لیگ برتر و لیگ اروپا، اولین نسخه از تیم های ژوزه مورینیو در منچستریونایتد را در منطقه خطر عجیبی قرار می دهد. همچون اغلب اوقات، از اینجا به بعدِ داستان با نتایج کسب شده نوشته خواهد شد. منچستریونایتد تا فصلی عالی برای سرمربی جدیدش تنها به روندی کوتاه از چند پیروزی و تساوی نیاز دارد که در زمان های مناسب کسب شوند. در دنیایی موازی، حذف از لیگ اروپا و محو شدن از جمع بالانشینان جدول کافی است تا تصویری کاملاً متفاوت را ببینیم. در مقایسه با فصلی که چلسی می گذراند، آیا قهرمانی منچستریونایتد در لیگ اروپا و لیگ کاپ و کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا خواهد توانست قهرمانی آبی پوشان لندنی در لیگ برتر را_بدون اینکه مجبور باشند در مسابقات اروپایی حضور یابند_کمرنگ جلوه دهد؟ احتمالاً خیر. اگر آنتونیو کونته بتواند با قهرمانی در جام حذفی انگلستان، تیمش را به کسب عنوان دوگانه برسد، قطعاً این گونه مقایسه ها اجتناپ ناپذیر خواهند بود. در هر صورت، منچستریونایتد تا تبدیل کردن این فصل به بهترین فصل دوران پسا-فرگوسن_آن هم با اختلاف زیاد نسبت به سایر فصول این دوران_با چند  فوتبال-کُشتی دیگر در پنج شنبه شب ها فاصله دارد. در چنین حالتی، فصل جاری به اولین فصلی تبدیل خواهد شد که آن ها نشانه هایی واقعی را از یک تیم منسجمِ حاصل از تغییرات پی در پی نشان داده اند. اریک بایی - لروی سانه اما این به هیچ وجه به معنای به پایان رسیدن کار آن ها نخواهد بود. به نظر محتمل می رسد که هرگونه موفقیت احتمالی در این فصل به عنوان ابزاری برای جذب بازیکنان جدید و ارتقای ترکیب تیم استفاده شود. در همین حال، نکته های مثبت زیادی هم در این تیم وجود دارد. نخست، و بر خلاف طبیعت لیگ برتر، یونایتد در 3 بازی اخیر خود با مهارت و قدرت در امور تدافعی کار کرده است. هرچقدر هم که این مساله باعث رنجش افرادی شود که دوست دارند درباره اتوبوس های پارک شده حرف بزنند، فوتبال تدافعی هم فوتبال است، همانطور که دفاع عالی هم یک چیز عالی محسوب می شود. عملکردهای اریک بایی به طرز چشمگیری امیدوار کننده بوده است. بایی یک مهار کننده مناسب است، یک ورزشکار، یک مانعِ متعهدِ خستگی ناپذیر که به نظر می آید از محضِ دفاع کردن لذت می برد، از خواندن حرکات حریف، از متوقف کردن جریان، از زمان بندی بی نقص آن تکل های سرِ بزنگاه، تکل هایی که حداقل 2 تا از آن ها را در نیمه دوم بازی در استادیوم اتحاد دیدیم. احتمالاً لیگ برتر در فصل آینده لیگ قهرمانان، از لحاظ تدافعی حضوری سرسختانه، گره خورده و فشرده را خواهد داشت. مارکوس رشفورد مارکوس رشفورد در 10 دقیقه ابتدایی دربی منچستر شروع خوبی داشت، اما پس از آن با حضور پر رنگ مدافعان کناری سیتی در جریان بازی_که از قضا به خوبی نیز دفاع کردند_محو شد. علاقه مورینیو به استفاده از خط حمله 3 نفره ای که به شدت سریع هستند، نشانگر این است که همچنان ممکن است دوران هیجان انگیزی در انتظار این تیم باشد، هرچند این سیستم تقریبا به طور کامل شکست خورده است. در میانه میدان، آندر هررا که به طرز تعجب آوری این بار عصبانی به نظر می رسید، همچنان کارا عمل کرد و مایکل کریک همچون همیشه آرام ترین بازیکن زمین بود_مردی که در میان آن برخوردهای خشن و کبود کننده چنان با آرامش حرکت می کرد که گویی دارد کشوی لباسش را مرتب می کند. یونایتد قطعاً تمدید قرارداد را به او پیشنهاد خواهد کرد. مایکل کریک گذشته از این ها، مشاهده شکل گیری یک تیم با تفکرات مورینیو، مسحور کننده بوده است؛ حتی اگر این عمل فقط در سطحی بیرونی رخ داده باشد. 3 سال پیش، مورینیو چلسی را به آنفیلد برد و 0-2 پیروز شد. به نظر می رسید آن بازی یک روحیه جدید، یک شاکله و در نهایت یک الگو را برای دستیابی به قهرمانی فصل بعد چلسی عرضه کرده است. احتمالاً دو هفته اخیر، و مهم تر از همه خنثی سازی استادانه چلسی، می تواند چیز مشابهی را به منچستریونایتد عرضه کند. ژوزه مورینیو از یک جایی به بعد باید مسائل مربوط به شیوه بازی و قدرت تهاجمی در این تیم حل و فصل شود. یونایتد در نیمه دوم دیدار مقابل منچسترسیتی از لحاظ تهاجمی چیزی در چنته نداشت، مدافعان کناری آن ها در زمین خودی میخکوب شده بودند، خط میانی از مهارت در اختیار داشتن توپ و رسیدن به توپ حریف برخوردار نبود. این چیز جدیدی نیست. کیفیت یونایتد در دوران پسا-فرگوسن، نازل بوده است. با3  تغییر پیاپی مربی و چند صد میلیون پوند هزینه شده، آن ها همچنان به شکل مشابهی نا امید کننده ظاهر شده اند: محتاط، سنگین، جریان بازی غیر روان؛ تیمی که گویا با وزنه ای بسته شده به پاهایش بازی می کند. احتمالاً مورینیو درست فکر می کند و چیز مورد نیاز، کمی موفقیت است تا گرفتگی ها را روغن کاری کرده و غرور و میل به پیروزی را وارد تیم کند. به نظر می رسد که این همان تفکری است که بر مبنای آن زلاتان ابراهیموویچ به خدمت گرفته شد؛ یک نیروی محرکه فوری برای بازی های بزرگ، گل های تضمین شده و راهی برای روشن کردن دوباره موتورهای تیم. آنتوان گریزمان با این وجود، تغییراتی مورد نیاز خواهند بود. ورود یک مهاجم ستاره در تابستان محتمل به نظر می رسد؛ احتمالاً آنتوان گریزمان. خروجی های وعده داده شده از خط میانی و دفاعی خواهند بود، هرچند این احساس به آدم دست می دهد که مروانه فلینی_معادل فوتبالی چکمه هایی گِلی که مورینیو آن را در صندوق عقب اتومبیلش نگه می دارد_از لیست خروجی ها جان سالم به در خواهد برد. وقتی که صحبت از سرعت، هیجان و نشاط فوتبالی می شود، فکر کردن به باقی ماندن فلینی در تیمتان لحظه ای تیره و تار را رقم می زند. روندی که منچستریونایتد از اینجا به بعد در پیش می گیرد می تواند تعیین کننده باشد.