امروز بونوچي سي ساله شد . كسي كه بعد از ماركيزيو ، كيه ليني و بوفون كه جدا از يوونتوس نمي دونمشون و در واقع برام خودِ يوونتوسن نه بازيكن فوتبالي ْجدا از يووه ، از همه بيشتر بهش علاقه دارم . بازيكني كه يكي از قويترين فوتباليست هاي قرن بيست و يكم بوده . يادتون مياد دزد مسلح رفته بود خونشون و به جاي اينكه بترسه آقا دزده رو زده بود ؟ ميدونستين هر وقت محرومه نميره تو قسمت ويژه بشينه ميره بين دروگي ها ايستاده با گاز و اينا تيم رو تشويق ميكنه ؟ اما قوي بودنش به اين ها نيست فقط ؛ پسر كوچكش متئو سرطان داشت و تقريبا يك در ميون بازي ها رو داشت از دست ميداد ، حتي عنوان شد ممكنه از فوتبال خداحافظي بكنه ولي بعد از سلامتيش برگشت و چه برگشتي ؟! با كلي كلين شيت و گل هاي خوب . عشق بودن بونوچي اونجا بيشتر ميشه كه ميفهمي لورنزو پسر بزرگش طرفدار توروئه ، و بونوچي نه تنها بهش اجازه ميده طرفدار رقيب باشه به جاي پدرش ، بلكه مثل هر پدر ايتاليايي ديگه بچش رو ميبره استاديوم تا بازي تيم محبوبش رو ببينه ، و اين قضيه رو مخفي نكرده و هميشه عكس لورنزو با لباس عنابي ميذاره توييتر و اينستاگرم . از لحاظ فني فوتبالي هم حرف خاصي نيست ، قطعا در حال حاضر بين ده يا پنج مدافع برتر دنياس . ------ البته فراموش نميكنيم چقد سال اول كنته ما رو جون به لب ميكرد با سوتياش ??? ---- عكس هم يه گريز ريز به مشكلش با الگري داره . مشكلي كه ديگه وجود نداره