او درباره تفاوت دستیار و سرمربی میگوید: «وقتی دستیار بودم نظراتم را میگفتم که گاهی مخالف نظر آنچلوتی بود. همچنین بخشی از تمرینات بر عهده من بود. همین. ولی به عنوان سرمربی تنها هستید و روزانه باید با 20 مشکل مختلف روبهرو شوید. یک روز بازیکنتان مصدوم است، روز دیگر آن یکی مشکل خانوادگی دارد، یک روز مشکل زمین دارید...»
زیدان مجبور شده روی شخصیتش هم کار کند. روابط عمومی تنها بخشی از این ماجراست. کسی که در دوران فوتبالش 14 بار اخراج شده، روی نیمکت رئال به خوبی خودش را کنترل کرده و تا امروز مشکل انضباطی نداشته است.
یکی از دلایل موفقیت زیدان در رئال که همه دربارهاش اتفاق نظر دارند، مدیریت خوب ستارههای تیم است. او رونالدو را متقاعد کرده که در برخی بازیها لازم است استراحت کند و گاهی تعویض شود. خامس رودریگس را تا زمانی که کیفیت مناسبی نداشت نیمکتنشین کرد. همچنین موفق شد از کواچیچ و مودریچ که ذاتا هافبکهای هجومی هستند هافبکهایی مسوولیتپذیر با وظایف دفاعی پیچیده بسازد.
وقتی زیدان از دنیای فوتبال کنار رفت، همه از خودشان میپرسیدند که چرا او با وجود پیشنهادات مختلف وارد دنیای مربیگری نمیشود؟ ولی او اعتبارش را حراج نکرد و زمانی وارد این کار شد که کاملا آماده شده باشد. بیدلیل نیست که زیدان وقتی جانشین بنیتس شد و تیم بحرانزدهای تحویل گرفت توانست رئال را به ساحل آرامش برساند و فصل را با قهرمانی لیگ قهرمانان به پایان برد. او در دومین فصل مربیگریاش امیدوار است رئال را پس از چند سال ناکامی به قهرمانی لالیگا برساند. فلورنتینو پرس که به انتخابهای احساسی و پرخطر شهرت دارد، این بار میتواند به انتخاب زیدان بنازد.