Mr ??:
وقتي ششم مي سال ٢٠٠٩ فرا رسيد و هيجان و تپش قلب طرفداران فوتبال براي بازي برگشت نيمه نهايي ليگ قهرمانان بالا رفت شايد هيچ كس جز خود تام هنينگ هيچ تصوري از فاجعه اي كه در شرف رخ دادن بود نداشت.
چلسي فصل نسبتا خوبي را سپري مي كرد به فينال جام حذفي رسيده بود و از كسب سهميه اطمينان داشت اما ليگ قهرمانان براي همه متفاوت بود آن سال با همه سال هاي ديگر فرق داشت چون چلسي و طرفدارانش با تمام وجود خواهان جام بودند.
مانند تشنه هايي بوديم كه نزديكي چشمه رسيده ايم اما از آن ننوشيده ايم. تقريبا يك سال از تراژدي موسكو گذشته بود. اما نسل طلايي نميخواست بدون افتخار اروپايي بماند آنها بايد بر قله فوتبال اروپا مي ايستادند.
آن روز تمام لندن در كنار چلسي بود. حتي آرسنالي ها در آن شب دوست داشتند حذف شدن كاتالان ها را به خاطر فينال ٢٠٠٦ جشن بگيرند.
بازي شروع شد بريج مملو از تماشاگراني بود كه آمده بودند صعود به فينال را جشن بگيرند.اما تام هنينگ وسط ميدان ايستاده بود امده بود كه بهم بريزد روياها را خراب كند اميد را نا اميد كند و تيم محبوبش را به فينال ببرد.
وقتي اسين زيبا ترين گلش براي چلسي زد بريج به مرز انفجار رسيد ما در حال تاريخ سازي بوديم ! دومين فينال پياپي بزودي انتقام ٢٠٠٨ را خواهيم گرفت و بر قله اروپا خواهيم ايستاد ! ما ...
شايد وقتي خطاي دني آلوز روي مالودا بيرون از محوطه گرفته شد به خاطر برتري سكوت كرديم . شايد پنالتي روي دروگبا را به حساب اشتباه انساني گذاشتيم اما وقتي هند پيكه گرفته نشد فهميديم كه يك جاي كار ميلنگد... اما كار تام هنينگ هنوز تمام نشده بود.
وقتي ضربه اينيستا گل شد دنيا روي سرمان خراب شد . حالا او ميتوانست لبخند بزند ولي هنوز وقت بود و بايد هنوز ناديده ميگرفت ...
هند اتوئو روي ضربه بالاك را ناديده گرفت،فرياد هاي بالاك را ناديده گرفت،سكوت بهت آور طرفداران را ناديده گرفت تا زماني كه سوت را زد و بارسلونا صعود كرد.
او اگر ميخواست ميتوانست انسان باشد ولي ...
#MrJeff
__
? @Chelseairanianfans