اختصاصی طرفداری همه ما به وضوح شاهد این هستیم که پرسپولیس در این فصل به آن موفقیت موعود نرسیده است و نخواهد رسید. پرسپولیسی که با وعده­های بسیاری در آغاز فصل برای قهرمانی بسته شد، تا کنون فصلی افتان و خیزان را پشت سر گذاشته است.

پرسپولیس با تعداد زیادی بازیکن سرشناس فصل را آغاز کرد. سرمربی تیم، مانوئل ژوزه 66 ساله، تنها چند روز پیش از آغاز فصل به تیم پیوست. تغییرات بسیاری از آن زمان تا کنون رخ داده است. پرسپولیس از انتهای جدول به بالا صعود کرده است اما رتبه ششم و اختلاف 17 امتیازی با صدر، در شأن تیمی به بزرگی پرسپولیس نیست. در این مقاله قصد داریم چند نکته را که معتقدم برای موفقیت تیم در فصل 92-93 لازم­اند، بیان کنم.

1. ثبات مدیریتی= حفظ سردار

سردار رویانیان از ابتدای دوران مدیریت خود تا به حال تغییرات بسیاری را در تیم اعمال کرده است و مشتاق ساختن تیمی « بین المللی » است. بحث بر سر بین المللی شدن تیم­های ایرانی بحثی طولانی و وقت­گیر خواهد شد که از حوصله صحبت ما خارج است، اما آن چه نظر را جلب کرده این است که سردار در حال انجام کارهایی اصولی است؛ و مسلماً هر انسانی خطاهایی خواهد داشت و او نیز مستثنی نبوده، نیست و نخواهد بود! پس اشتباهاتش را با صبر و حوصله بپذیریم چرا که این مرد دارد کار می­کند. کمتر به او خرده بگیریم و بگذاریم پروژه­اش را ادامه دهد. همه می­دانیم تغییرات مستمر مدیریتی چه نتیجه­ای در بر دارد؛ در حقیقت تضمین شکست است. پس به سردار ایمان داشته باشیم، مردی که از سال 90 تا کنون این کارها را انجام داده است:

کارهای او خود بیان­گر همه چیز است. این مرد می­تواند پرسپولیس را به اوج بازگرداند.

 

2. ثبات سرمربی­گری= حفظ یحیی

آیا کسی هست که به فاکتور ثبات سرمربی، به عنوان یکی از عوامل موفقیت تیم، شکی داشته باشد؟ بعید می­دانم. اگر یک سرمربی وقت و حمایت لازم را دریافت کند، و صد البته استعداد نیز داشته باشد، موفقیت را به ارمغان می­آورد. آری بارها شده که با تمام این اوصاف، موفقیت هرگز به تیم روی نیاورده و شکست­های پی در پی سبب اخراج سرمربی شده است، اما من در یحیی استعداد می­بینم. چرا؟

چون او بود که کشتی طوفان زده پرسپولیس را از گرداب نابودی نجات داد و با این بازیکنانی که در اختیار دارد، تیم را تا رتبه ششم بالا کشید. پس باید به او وقت داد و حمایتش کرد. در این جا این مثال در مورد وقت دادن به یک سرمربی برای پیاده سازی افکارش شاید جالب باشد (البته قیاسی غیر عقلانی به نظر می­رسد، اما می­توان در مقیاسی کوچک­تر آن را پذیرفت):

یکی از سرمربی­هایی که در حال حاضر نیز در حال فعالیت است، در 6 سال آغازین حضور در تیم جدیدش، موفقیتی در لیگ به دست نیاورد تا این که در فصل 1992-1993 موفق شد لیگ را پس از 26 سال برای تیم خود به ارمغان بیاورد. و از آن زمان تا کنون او موفق به کسب 37 جام برای یارانش شده است. این مرد کسی نیست جز: سر الکس فرگوسن!

 

3. ادامه جوان­گرایی

در ایران کمی نادر است. اکثر تیم­ها ترجیح می­دهند بازیکنانی را که دیگر جایی برای رشد و پیشرفت ندارند به خدمت بگیرند. چرا؟ به این دلیل که این بازیکنان امتحان خود را پس داده­اند، با تجربه­اند و نامی برای خود دست و پا کرده­اند. اما سوال من این است: تا چه زمان می­توان از زوج سید جلال (31 ساله) و بنگر (33 ساله) در قلب خط دفاعی پرسپولیس استفاده کرد؟ تا کی می­توان به توان جادوگر 34 ساله برای بازی سازی دل بست؟ یحیی به خوبی از این موضوع آگاه است. ما در حال حاضر شاهد این هستیم که خان زاده 21 ساله در خط دفاعی برای تیم به میدان می­رود. این نشانه بسیار خوبی است. صبر کنید، می­دانم که در این بازی­ها اشتباهاتی داشته، اما یادمان باشد که او فقط 21 ساله است! تجربه­ای ندارد! انتظاراتمان را پایین بیاوریم. می­گویید پرسپولیس جایی برای کسب تجربه نیست؟ آیا پرسپولیس بزرگ­تر از منچستر یونایتد، بارسلونا، میلان یا آرسنال است؟ آیا می­دانستید یونایتد از 23 اکتبر 1937 تا کنون، حداقل یک بازیکن از تیم­های پایه خود را در هر بازی در لیست بازیکنان آن بازی داشته است؟ همه ما به خوبی در این سال­ها دیده­ایم که آرسنال چگونه به جوانان بازی داد و آن­ها به چه ستاره­هایی تبدیل شدند. به خاطر دارم چند سال پیش در یک بازی دوستانه جک ویلشر 16 ساله را دیدم که برای آرسنال و در برابر رئال مادرید به میدان رفت! من باور نمی­کردم که نوجوانی با آن سن و سال در ترکیب آرسنال قرار بگیرد. در حال حاضر می­توان گفت ویلشر بهترین بازیکن آرسنال است. میلان که زمانی به ایستگاه آخر پیرمردها تبدیل شده بود، اکنون یکی از جوان­ترین و بانشاط­ترین تیم­ها را در کل اروپا است. در مورد بارسلونا یک نکته کفایت می­کند آن هم این است که 7 بازیکن از این تیم در ترکیب تیم ملی اسپانیا در یورو 2012 حضور داشتند و اکثر بازیکنان حال حاضر این تیم از آکادمی باشگاه آمده­اند.

شاید بگویید نمونه­های بالا قیاس مع الفارق­اند. درک می­کنم اما به خاطر داشته باشیم که رقبای یونایتد و بارسا قوی­تر هستند یا پرسپولیس؟! آن­ها در برابر تیم­هایی بسیار قوی از جوانان خود استفاده کرده­اند و ما در برابر تیم­های ایرانی این کار را نمی­توانیم انجام دهیم؟!

قضاوت با شما.

4. فروش بازیکنان ناکارآمد و جذب بازیکنان لازم

آخرین نکته هم مربوط به نقل و انتقالات است. اگر دلال­ها بگذارند (که خیال خام است) دیگر بازیکن تمام شده­ای مانند مهرزاد معدنچی 30 ساله پس از آن که طی 2 سال فقط 21 بار به میدان رفته، به پرسپولیس نمی­پیوندد. این­ها فقط هزینه­هایی گزاف و سنگین برای باشگاه به همراه دارد و امیدوارم سردار و یحیی گل محمدی به این موضوع رسیدگی کنند. معتقدم که این بازیکنان بی اثر هستند و نبودشان بهتر است:

معتقدم که پرسپولیس میانه میدان را به سادگی به رقبا تقدیم می­کند. رضا حقیقی تا حدودی این مشکل را حل کرده اما به تنهایی نمی­تواند هر هفته این کار را انجام دهد. نیاز به جذب هافبک میانی احساس می­شود. در این خصوص تمامی تصمیمات با یحیی خواهد بود، پس به او ایمان داشته باشیم.

 

تمامی نکاتی که در بالا ذکر کردم، نظراتی شخصی هستند. صد در صد همه کس با گفته­های من موافق نخواهد بود. امیدوارم در آغاز فصل 92-93 (به شکل کنایه آمیزی شباهت به آن مثال معروف بالا دارد، این طور نیست؟) تیم به سوی موفقیت حرکت کند.