میراث کرایف در باشگاه کاتالانی دست نخورده باقی مانده است. بازیکن و مربی هلندی سابق بارسلونا پس از جدایی از آژاکس و پیوستن به جمع بلوگرانا در سال 1970، سیل موفقیت را با خود به بارسلونا آورد. ساخت و توسعه لاماسیا، کسب چهار مقام لیگ داخلی اسپانیا و دست یابی به نخستین جام اروپایی با مربیگری کرایف، به بارسلونا شخصیت متفاوتی بخشید. کرایف که مربی تیم رویایی اوایل سال 1990 بارسلونا بود، پپ گواردیولا، هافبک خلاق خود را در زمینه مدیریت و مربیگری مثل خود بار آورد تا باشگاه با بردن 14 جام از 19 جام ممکن بین سال های 2008 تا 2012 با مربیگری پپ، یکی از موفق ترین دوران خود را در تاریخ رقم بزند. سهم کرایف در موفقیت حال بارسلونا نیز غیر قابل انکار است. به شکل غیر مستقیم در سال 1996، کرایف روی انتقال لوئیز انریکه به عنوان بازیکن از رئال مادرید به بارسلونا نقش یک لیدر را ایفا کرد. اگر چه آن دو هرگز با هم فرصت کار کردن را به دست نیاوردند، اما زمانی که انریکه به عنوان مربی هدایت بارسلونا را به عهده گرفت، کرایف ضمن ستایش از وی، او را مربی خواند که چیز هایی خوبی برای ارائه در بارسا دارد. در حالی که چیزی به زمان سالگرد درگذشت کرایف نمانده بود، انریکه با سیستم 3-4-3 معروف کرایف توانست برابر پاری سن ژرمن در لیگ قهرمانان خالق یک معجزه شود و شکست 4-0 بازی رفت را در بازی برگشت 6-1 جبران کند. معجزه ای که نام کرایف فقید را کنار تحسین ها از لوئیز انریکه، بار دیگر سر زبان انداخت. با تمام این تفاسیر، نمی توان از نوع متفاوت بازی بارسای انریکه با سبک مربی هلندی غافل شد. بارسلونا رفته رفته در چند سال اخیر از بازی مالکانه مورد علاقه کرایف و گواریولا فاصله گرفته و به تاکتیک مستقیم تری برای دست یابی به خواسته اش می رود. در این بین، بر خلاف گذشته، میل لوئیز انریکه به استفاده از بازیکنان لاماسیا کمتر دیده می شود. با اتمام کار لوئیس انریکه در پایان فصل جاری، باشگاه بارسلونا در حال نزدیک شدن به یک چالش جدی است. سوال اینجاست که سیاست باشگاه، بازگرداندن ارزش های لاماسیا و دفاع از فلسفه اش خواهد بود یا برگزیدن یک مربی صرفا برای حفظ قدرت و کار کردن مثل سایر باشگاه ها؟ بدون شک خواسته کرایف نمی تواند چیزی غیر از پرورش بازیکنان جوان، همگام با ارائه فوتبال تهاجمی، مالکانه و پیش روی با هویت باشگاه باشد. اتفاقی که با لوئیز انریکه در سه سال گذشته رخ نداد و این مربی علیرغم کسب جام های متعدد (8 جام از 10 جام)، بارسا را از فلسفه اش تا حدی دور کرد. در وضعیت فعلی، دستیار انریکه، خوان کارلوس اونزوئه و ارنستو والورده، شاگرد اسبق کرایف در بارسلونا که مربی کنونی بیلبائوست، از شانس های نشستن روی نیمکت هدایت بلوگرانا هستند. فراتر از مبحث جانشینی انریکه، باشگاه کاتالانی باید به فکر جایگزین هایی بلند مدت برای ژاوی و آندرس اینیستایی باشد که به پایان دوران فوتبال خود نزدیک می شود. دو بازیکن غیر قابل جانشینی که اگر هنر کرایف نبود، چه بسا آن ها نیز پدید نمی آمدند تا در این تاریخ سازی سهیم باشند. پس از گذشت یک سال از درگذشت کرایف، هیئت مدیره بارسلونا در چنین شرایط حساسی می بایست به توصیه های مرد افسانه ای توجه کند. داستان موفقیت کرایف و میراثش در نیوکمپ، به او بیش از هر شخص دیگری در تاریخ باشگاه عظمت بخشیده است، چرا که بیش از هر چه، او بارسلونا را متفاوت ساخت. در دو، سه سال اخیر، به وضوح قابل مشاهده است که برخی از این هویت ها از بین رفته است.