اختصاصی طرفداری- پیش تر از تغییر معنی دار سیاست باشگاه رئال مادرید در فصل نقل و انتقالات صحبت کردیم. گرایش به جوان کردن تیم و به پایتخت کشاندن استعداد هایی که احتمالا قرار است در آینده مهره های کلیدی تیم باشند ، تردیدی نیست که گل سرسبد این تغییرات را باید مارکو آسنسیو بدانیم. جوان مایورکایی که حالا در بیست و یک سالگی نشان داده می تواند مهره قابل اتکایی در ترکیب کهکشانی ها باشد. درخشش او در فصل 2014-2015 با مایورکا کافی بود تا نگاه ها به سمت او جذب شود. او بیست و چهار بار از سی و شش باری که در ترکیب مایورکا حضور داشت را نود دقیقه ثابت بازی کرد، شش گل زد و هشت پاس گل داد، آن هم در سن نوزده سالگی. همین نمایش درخشان باعث شد تا رافائل نادال، مادریدسمو بزرگ دنیای تنیس، خرید او را به پرز پیشنهاد کند و در همان سال ستاره ارزان قیمت دیگری با فقط 4 میلیون راهی رئال شد. از این جا به بعد مسیر مارکو با شیبی همواره صعودی در حال رشد بوده و هست. علی رغم آن که تا بازی چهارم فصل، مارکو جایی در ترکیب اسپانیول نداشت، حضور او در بازی پنجم و قدرت بالای دریبلینگ او برای اسپانیول پنالتی به ارمغان آورد که جرارد آن را تبدیل به گل کرد. هرچندبهترین نمایش مارکو را باید هت تریک او در ارسال پاس گل مقابل بتیس در همان فصل دانست، جایی که آسنسیو مُهرِ ورود خود را به پر رنگ ترین شکل ممکن بر روی دفتر تازه واردهای آینده دار لالیگا کوبید و از آن روز هر چه پیش تر می رویم متوجه می شویم که او نه یک شهاب گذران که یک ستاره درخشان بوده است ستاره ای که به زعم توماس رونسرو اگر ملیت مادرش را می پذیرفت حتما از او به عنوان کرایوف آینده یاد می شد.

بررسی تخصصی سبک بازی آسنسیو و چسباندن برچسب وینگر، مهاجم سایه و ... به او کار آسانی نیست. زیرا مارکو با توجه به طیف گسترده توانایی هایی که دارد هم می تواند به عنوان یک بال کناری به نقش آفرینی بپردازد و هم در میانه های زمین و پشت مهاجم مرکزی ایفای نقش کند. با این اوصاف این وظیفه دشوار زیدان است که به او شکل داده و از این استعداد بی نظیر فوتبال اروپا فوق ستاره ای در خور رئال بسازد. این روزها که بازار تحلیل ها و برچسب ها تماشاگران به ستاره های جوان امروزی داغ است حالا که امباپه تیری آنری جدید است و ایساک زلاتان سیاه برای من مارکو، لوییز فیگوی جدید مادریدسمو است. حرکات سریع، تعویض جهت های غر قابل پیش بینی، چسبیدن توپ به استوک هایش همه برای من یادآور روزهای خوب لوییز فیگو در رئال مادرید است. با این وجود نمایش های درخشان مارکو بیشتر زمانی رخ داده که او نقش مرکزی تر و در نتیجه محوری تر تیم را به عهده داشته است. زمانی که با آزادی بیشتر فرصت داشته با پاس های کم اشتباه خود مهاجمین را در موقعیت گل زنی قرار دهد. درک بالای او از شرایط بازی، زمان بندی فوق العاده در  ارسال پاس نهایی، دید قوی و پرهیز از هر گونه اضافه کاری از مارکو 21 ساله بازیکنی را ساخته که در عین جوانی از پختگی بالایی برخوردار است و همین ارجحیت مفید بودن بر مهم بودن خصیصه ای است که رئال به شدت به آن نیاز دارد، خصلتی که در سراسر بازی او موج می زند.

رئال مادرید در طول فصل بجز 38 بازی لالیگا در حدود 12 بازی در چمپیونز لیگ و 10 بازی در تورنمنت های دیگر حاضر است. چیزی نزدیک به 60 بازی رقابتی و پر از فشار. مدیریت ستاره های امروز و ستاره های آینده رئال بسیار مهم است و زیزو باید بداند که فرآیند تبدیل کردن استعداد ثابت شده ای نظیر آسنسیو به ستاره ای در اندازه های فیگو ارتباط مستقیم به سهم این بازیکنان از این شصت بازی دارد. به جز اتکای بیش از حد به پای چپ، اعتماد بنفس نسبتا کم آسنسیو می تواند برای او دردسر ساز شود. به گل های او به بایرن و سویا نگاه کنید. در همین سن و سال هم می تواند مدافعان حریف را به هم بدوزد و دروازه نویر را باز کند یا از سی متری آن گل محشر را به ثمر برساند. او باید کمی خودخواه تر باشد و بد نیست کمی از روی دست فوق ستاره ای که چند متر جلوتر از او بازی می کند کپی کند. اما این اعتماد بنفس شهامت می خواهد و شهامت هم نیازمند فرصت است. ایرادی ندارد اگر از ده تلاش برای دریبل بازیکن مقابل چهار بار موفق شود فصل بعد می شود شش بار و فصل بعدترش هشت بار. رئال جز ثروتمندان فوتبال اروپا هست اما صرف نظر از آمارهای نهادهایی نظیر فوربس،  فارغ از اسکناس ها و املاک مادریدسمو، آنها همین حالا به مدد جوانانشان در زمره ثروتمندترین باشگاه های جهان هستند و میان جواهرات کم نظیر آن ها مارکو جایگاه بی نظیری دارد. آسنسیو مثل الماسی درخشان است، پس بدرخش مارکو، بدرخش مثل الماسی در آسمان.