برای عاشقان فوتبال سبک بازی میلان کاپلو لذتی به اندازه دیدن ارکستر هارمونیک و مسحورکننده ای بود که هم شکست ناپذیر می نمود و هم صلابت تیم یکدست آریکو ساکی را با خودش داشت. خط دفاعی بتنی مالدینی، کاستاکورتا و بارسی و هافبک های هلندی و ایتالیایی تیم که هرکدام برای خودشان وزنه ای بودند را به فن باستن و پاپن اضافه کنید تا نتیجه را ببینید. ولی با تمام این تفاصیل تیم فاقد یک بازیساز تمام عیار بود و آلبرتینی هرچند با پاس های عمقی اش همیشه خطرساز بود ولی یک یار باکس کارش را سخت می کرد و نمی توانست در جدال های نفر به نفر از عهده بازی برآید. فن باستن با مصدومیت قوزک نفرین شده اش در 28 سالگی با فوتبال وداع گفت و دو هموطن دیگرش هم از تیم کنار رفتند تا در نیمه دوم دهه نود شاهد افول میلان باشیم. همه فراز نشیب میلان از قهرمانی در برابر بارسا تا قهرمانی برابر یووه و سپس جدال انتقامی برابر لیورپول در سال 2007 در عصر اوج گیری دو بازیساز دیگر میلان یعنی روی کاستا و آندرآ پیرلو است. روی کاستا که را به گمان من می توان در ردیف نوابغی چون زیدان و فیگو قرار داد. وقتی توپ را می گرفت بدون اینکه به توپ کوچکترین نگاهی بیندازد عمق دفاع حریف را با میدان دید وسیع خود نشانه می گرفت و مثل تک تیرانداز آمریکایی قلب تیم حریف را از کار می انداخت. خوراک او مهاجمان تند و تیزی بودند که خط آفساید را اتوبان رفت و برگشت می کردند. بازی های میلان 2002 و 2003 را بیاد بیاورید. هر توپ که زیر پایش می افتاد با دریبل یک دو نفر و پاس او تماشاگران نیم خیز میشدند و گل بیشتر طلب می کردند. سبک بازی او شاید ترکیبی از اینیستا، مودریچ و ایسکو باشد. کاستا نمونه کامل یک بازیساز بود