طرفداری - رونالد کومان، اسطوره باشگاه بارسلونا و سرمربی کنونی اورتون که هواداران او را با نام قهرمانی ومبلی به یاد دارند عنوان کرد مردم هنوز هم از او به خاطر گلی که در فینال به سمپدوریا زد، تشکر میکنند.
به گزارش mundodeportivo، بیستم می 1992 بود که تیم رویایی کرایوف فقید در فینال لیگ قهرمانان اروپا در ومبلی با گل رونالد کومان، سمپدوریا را شکست داد و اولین قهرمانی اروپایی بارسلونا را به ثبت رساند. آن قهرمانی هم به دلیل اولین بودن و هم به دلیل نحوه به دست آمدن آن، هرگز از خاطر هواداران بارسلونا پاک نخواهد شد. کومان هنوز هم به عنوان قهرمان ومبلی شناخته میشود و از محبوبیت فوق العاده بالایی میان آبی اناریها برخوردار است.
او امروز در گفتگوی اختصاصی با منبع، مصاحبهای نسبتا مفصل درباره آن بازی داشت که برخی از قسمتهای آن را ملاحظه میکنید:
یک سال قبل از اینکه به بارسا بروم، فرصت پیوستن به این تیم را داشتم اما تصمیمم این بود که یک سال دیگر در هلند بمانم. وقتی برای دومین بار بارسا به سراغم آمد، معطل نکردم. از کودکی بارسا را به خاطر کرایوف دوست داشتم. گرچه اوایل اوضاع کمی پیچیده بود. هم به این دلیل که من زبان اسپانیایی بلد نبودم و فقط انگلیسی حرف میزدم. در این بین تنها با مایکل لادروپ ارتباط برقرار میکردم. البته بقیه سعی داشتند کمک کنند اما سخت بود. دیگر مشکلم بحث پست بازی بود. ابتدا در پست هافبک بازی میکردم که کمی برایم عجیب و مشکل بود اما پس از آن به جای همیشگیام برگشتم و توانستم تواناییهایم را نشان دهم. آن زمان ما با سه دفاع بازی میکردیم که ریسک زیادی میطلبید.
در تیم رویایی یوهان همه به سختی تلاش میکردند و از آن لذت میبردند. روابط دوستانه فوق العادهای در بیرون از زمین میان بازیکنان حاکم بود. یادم هست که اغلب پس از هر پیروزی با همتیمیهایمان به همراه خانواده برای صرف شام بیرون میرفتیم. وقتی نیازی به تغییر در تیم بود، خیلی رک حرفمان را به هم میزدیم و همه هم آن را قبول میکردند. احترام زیادی میان بازیکنان وجود داشت. به خصوص برای یوهان. سی که بهترین مربی دوران فوتبالم بود. از او چیزهای زیادی یاد گرفتم. با او به عنوان یک هلندی رفت و آمد خانوادگی داشتیم و سال نو را به همراه هم جشن میگرفتیم. او بارسا را تغییر داد و همه چیز با او شروع شد. نه فقط بارسا که فوتبال از تفکرات او استفاده کرد و میکند.
اینکه میگویند یوهان قبل از فینال ومبلی به بازیکنانش گفته بروید و از فوتبال بازی کردن لذت ببرید کاملا درست است. در واقع این نهایت چیزی بود که یک مربی میتوانست از بازیکنانش بخواهد. یوهان همواره سعی داشت بازیکنانش را با این طرز فکر به میدان بفرستد تا همه بتوانند بازی خودشان را انجام بدهند. اینکه با توپ کار کنی و آرام باشی. شب باشکوه و فراموش نشدنیای بود. به خصوص وقتی به بارسلونا رسیدیم، هواداران سر از پا نمیشناختند. بیشتر از همه من در کانون توجهات بودم که طبیعی بود چون گل قهرمانی را من زدم. مردم هنوز هم وقتی مرا میبینند، به خاطر زدن آن گل تشکر میکنند. بازگشت به بارسلونا همیشه خوشایند است.



