اختصاصی طرفداری- تردیدی نیست که دست آوردهای این فصل لیگ برتر چه در بعد دگرگونی های ساختاری و فنی و چه به لحاظ جذابیت های فوتبالی یکی از متفاوت ترین فصل های فوتبالی جزیره را رقم زده است. جذب اکثر بالاتفاق مربیان لیگ های مختلف، یادآور رفتار پادشاهانی بود که برای ساخت کاخ های خود معماران را از گوشه کنار دنیا به سرزمین خود فرا می خواندند تا شکوهمندترینِ کاخ ها را برای خود بنا کنند. با این حال در آغاز فصل کمتر کسی انتظار داشت که زیر بمباران جزیره با فوق ستاره های دنیای مربی گری، کلوپو درخشش بیشتری نسبت به پپ و ژوزه داشته باشد. آن ها قهرمان این فصل نشده اند، برنده هیچ جام دیگری هم نیستند اما رصدِ مسیری که قرمزها با هدایت او در حال طی کردن هستند نشان از جوانه زدن امیدی دارد که بذر هویت این سال های آن هاست. دست آورد کلوپ برای اولین فصل حضور در لیورپول با داشته هایش در قیاس با سرمایه گذاری مدعیان شایسته ستایش است. ارزش کاری کلوپ در لیورپول زمانی بیشتر مشخص می شود که بدانیم آنها در حالی فصل را بالاتر از آرسنال و یونایتد به پایان می رسانند که تراز مالیشان در نقل و انتقالات مثبت 4 میلیون پوند بوده است، رقمی که برای سیتی منفی 150میلیون پوند، برای یونایتد منفی 117 میلیون پوند و برای آرسنالِ همیشه سازنده حتی منفی 87 میلیون پوند است. تفاوت معنی داری که نشان از انطباق فلسفه فوتبالی کلوپ با شرایط باشگاه داشته و مهر تاییدی بر انتخاب مدیران این باشگاه برای انقلاب ضروری آنها دارد.
بدیهی است در فرآیند باز آفرینی لیورپول انتظار قهرمانی آن ها در نخستین فصل و حتی فصل دوم انتظاری دور از انتظار و انصاف است و همین حضورِ احتمالی در چمیونز لیگ فصل بعد صرف نظر از آورده های مالی آن، غبار روبی از معمولی بودن و به حرکت در آوردنِ سیستمی است که مدت ها در حال چرخش به دور خود و درجا زدن بوده است. صرف نظر از فصل 2008-2009 و2013 -2014 که لیورپول فصل را در رتبه دوم به پایان رسانده، جایگاه امروزی لیورپول بالاترین مقام آنها در ده فصل گذشته لیگ بوده است. آنها در حالی با 76 امتیاز در رده چهارم جدول قرار گرفته اند که نایب قهرمان فصل قبل 71 امتیاز آورد و تیم سوم فصل قبل تر 75 امتیاز. به همه این ها باید طراوت تاکتیکی و دمیده شدن روح پر جنب و جوش و نا آرام کلوپ به پیکره رو به زوال تیمی را اضافه کرد که در هیچ کجای تاریخش عادت به عادی بودن نداشته است. آنها مچِِ تمام مدعیان این فصل را خواباندند. از 36 امتیاز بازی با یونایتد، چلسی، سیتی، آرسنال، اورتون و تاتنهام 26 امتیاز آورده اند و علی رغم امتیازهای کذایی که این فصل به امثال بورنموث و کریستال پالاس و هال سیتی تقدیم کرده اند، پروژه لیورپولِ کلوپ آن قدرها جذاب هست که کوتینیو چشم روی پیشنهاد بارسلونا ببندد و ترجیح دهد اسطوره آنفیلد بماند.

با همین رتبه چهارمی یادمان نرود، شانس هم یار کلوپ و مردانش نبود. جام ملت های افریقا و ازدست دادن مانه که بی شک یکی از بهترین خریدهای فصل جزیره بوده است آن هم در بهترین فرم خود ضربه مهلکی به قوای تهاجمی تیمی بود که حمله را بهتر از دفاع بلد بود. سال جدید نیز برای آنها خوش یمن نبود و مصدومیت ها مثل برف بر درخت درخت در حال رشد لیورپول نشستند. لاورن، هندو، استوریج، کوتینیو، ماتیپ، مانه و لالانا متناوبا مصدوم شدند و گزینه های موجود را برای کلوپو محدود و محدودتر کردند. همچنین همه می دانیم که دست کلوپ به اندازه ژوزه و پپ باز نبوده و نیست که مثلا به جای آگرو از گابریل ژسوس بهره بگیرد و جای خالی مخیتاریان را با مارسیال پر کند. این ادعا که اگر این مصدومیت ها نبود، یا حداقل در سطح محدودتری رخ می داد، قهرمانی چلسی می توانست تا این حد راحت الحقوم نباشد نیز ادعای چندان دوری نیست به ویژه اینکه می بینیم تا قبل از شروع سال نو از 19 بازی آنها 13 برد، 4 تساوی و تنها 2 شکست در کارنامه داشتند. روندی که اگر در نیم فصل دوم هم تکرار می شد صعودی دو پله ای در جدول را برای آن ها به ارمغان می آورد.
بی تردید حضور در چمیپونزلیگ فصل بعد فصل نخست حرکت قریب الوقوع لیورپول به سمت گذشته های درخشانش خواهد بود. جایی که قرمزها دیگر نه برای حضور که برای حضوری درخشان و کمی بعدتر برای قهرمانی خواهند جنگید. مثلث تهاجمی آنها با کوتینیو، فیرمینو و مانه بی شک یکی از بهترین مثلث های تهاجمی جزیره است، مثلثی که نیاز به پیش بینی جایگزین های مناسب می بینید تا مثلا اگر بلای جام ملت های افریقا یا مصدومیت های نا به هنگام دوباره به سراغ لیوپول آمده آن ها بتوانند واکنش بهتری نسبت به آنچه در این فصل از خود نشان دادند، از خود نشان بدهند. جایی که از 24 بازی فقط 10 تایش را بردند تا مشخص شود فاصله میان فیکس ها و ذخیره تا چه حد معنی دار است. کمبرند میانی آنها با هندو، فاینالدوم، لالانا و چان دارای تحرک و جنگندی مناسبی است هر چند به نظر می رسد برای اهداف بلندپروازانه تر، باید خلاقیت بیشتری را به این مجموعه اضافه کرد. در خط دفاع علی رغم هماهنگی نسبی میان ماتیپ و لاورن، یک لیورپول رو به جلو نیاز به گزینه های مطمئن تری دارد. گزینه هایی نظیر کویبالی، فن دایک یا دی فری که خریدشان خیلی هم درور از ذهن نیست. یادمان نرود که با 42 گل خورده لیورپول بدترین خط دفاعی میان 4 تیم برتر این فصل را داشته است. در سمت چپ خط دفاعی علی رغم نمایش های خوب میلنر نیز، طبعا نیاز به پاسخی بلندمدت احساس می شود و نهایتا کاریوس هم نتوانسته پاسخی مناسبی به مسئله ای بنام مینیوله باشد؛ هرچند مرد بلژیکی در هفته های انتهای فصل، بهتر از همیشه کار کرد.

کلوپ را با هیجاناتِ دیوانه وارِ کاملا واقعی و غیر تصنعی، با دگرگونی و انقلاب به خاطر می آوریم، خاطرمان هست از هیچ های نظیر لواندوفسکی، رویس، گوندوغان و گوتزه چه فوق ستاره هایی ساخت همچنان که یادمان هست با همان دست های پرتلاشی که در باغچه کاشته بود، چطور بر درخت چند ساله ژوزه پیچید و آن را در وست فالن از پای درآورد. ندیدیم اما زیاد شنیدیم که لیورپول نیز در تاریخی که به اندازه صفحات سیاه و سفید تلوزیونی قدیمی نیست چه بوده و چه نبوده، برای فوت کردن غبار سربیِ مرگ از صورت خونی قرمزها که یکی از آنها به ما یاد داد "فوتبال مسئله ای به یقین مهم تر از مرگ و زندگی است" برای جنونی تا این حد غلیظ، هیچ دیوانه ای بهتر از کلوپ نمی توان در شهر یافت. صد در صد جنون، جنونِ خالص، جنونِ خالصِ عاری از هر نمایش همان چیزی است که کلوپو از آن ساخته شده. عجله ای نیست، صبر می کنیم تا دوباره آتش بگیرد این پرنده، این ققنوس با خروش دوباره مرد دیوانه.



