بلافاصله بعد از به صدا در آمدن سوت توسط داور آلمانی حملات تیم ایتالیایی روی دروازه ی ایلگنر اغاز شد. ایتالیایی ها با سه هافبک وارد بازی شده بودند همین اشتباه به رئالی که با ترکیب 4-4-2 لوزی وارد میدان شده بود اجازه داد که با استفاده از برتری عددی نبرد میانه میدان را به بازیکنان تکنیکی و جنگجوی یووه نبازد و این را در کنار درخشش اعجاب انگیز و دور از انتظار کارامبئو و پانوچی در مقابل مونته رو، دشان، زیدان و پسوتو بگذارید در جبهه ی رئال کسی نمیخواست فصل را دست خالی تمام کند اما نمیدانستند چطور باید پیروز شوند انها در طول فصل فقط شکست را تجربه کرده بودند پس کاری را کردند که به خوبی بلد بودند فوتبال بازی کردند بدون استرس و بدون تشویش انها فقط بازی خودشان را کردند و بازی به طرز اعجاب اوری به نفع انها چرخید پانوچی دفاع راست نامطمئن و تنها ایتالیایی جبهه ی اسپانیایی ها که شب فوق العاده ای را پشت سر میگذاشت از نزدیکی نقطه ی کرنر توپ را به روی دروازه ارسال کرد، مطابق معمول توپ بسیار بلند بود و از روی سر همه عبور کرد اما در انسوی زمین اعجوبه ی برزیلی روبرتو کارلوس با نفوذ از سمت چپ به قصد ضربه ای والی توپ را به سمت دروازه شلیک کرد اما با بدشانسی توپ به خوبی روی پایش جفت و جور نشد و مسیر خروج از میدان را در پیش میگرفت که با دخالت بی مورد دفاع یووه توپ درون شش قدم جلوی پای میاتوویچ قرار گرفت و اون نیز با جا گذاشتن پروتزی دروازه ی یووه را گشود. شاید اشاره ی او به نیمکت رئال بعد از گل پیروزی و چهره ی سرخ شده ی مرد سرخ چهره ی المانی و خوشحالی بچه گانه ی او از گل پیروزی بخش تیمش بعد از یک فصل ناامید کننده از زیباترین صحنه های تاریخ لیگ قهرمانان اروپا باشد (اگرچه خوشحالی هنکس دیری نپایید و در پایان فصل از تیم اخراج شد) رئال پیروز شد و بعد از 32 سال دوباره به شوکت فراموش شده ی خودش برگشت دوباره بربام اروپا ایستاد و دوبار دیگر نیز در سالهای 2000 و 2002 اینکار را تکرار کرد. آن بازی یک پیام مهم داشت و ان این بود که مهم نیست چقدر قدرتمند هستید یا رئال چقدر ضعیف است، در پایان این رئال است که پیروز میشود. به قول بزرگی فوتبال بازی است که در ان 22 نفر نود دقیقه دنبال یک توپ می دوند و در پایان این رئال است که قهرمان می شود...