اختصاصی طرفداری- حکایت ما و دوَل دوست و همسایه خلیجیمان در فوتبال هم داستان قشنگی است. اینکه اگر علی رغم مطالبه ای چند ده میلیونی هم چنان مساله ما بیرون کردن نصف مردم ایران از استادیوم هاست و دوستان دشداشه پوشمان هنوز به مدد اقلام گران بها هم نمی توانند یک استادیوم بیست و دو هزار نفری را پر کنند، یا اینکه ما برای داشتن یک استادیوم متوسط در پایتخت فرهنگی جهان اسلام باید چند سال آزگار صبر کنیم و متوسط ترین تیم های همین عزیزان دارای بهترین کیفیت های چمنی باشند، یا اینکه کل بودجه ما مثلا در سال 30 میلیارد است که البته واریز آن هم به هزار انشالله و ماشالله بستگی دارد و فلان مهاجم غنایی آنها قیمت یک سالش 30 میلیارد، همه و همه حرف هایی است که گفته ایم و گفته اند، بیراه هم نیست که باشگاه ها بدوا بنگاه های اقتصادی هستند اما حقیقتا آنچه دیشب در استادیوم هزاع بن زائد العین دیدیم مسئله ای بیرون از داشته ها و نداشته ها بود. مسئله ای بود که مستقیما به ذهنیت و تصور ما از خودمان و آن ها بر می گشت، ذهنیتی که مثل یک طناب به دور گردن داش علی پیچید و پیچید تا راه نفسش را قطع کرد و سرانجام او و خیلی عظیمی از مشتاقان آبی را به ته پرتگاه برد.
در باب اهمیت تلقین و تصورات درونی ما از خودمان در روانشانسی حرف بسیار است. داستان زندانیان محکوم به اعدامی که برای انجام آزمایش چشمانشان را می بستند و وانمود می کردند، می خواهند سرشان را از بدنشان جدا کنند و بعد از ترس سکته می کردند یا داستان آن نویسنده ای که به اشتباه احساس می کرد وارد سردخانه شده و جان داد هم اگر هر کدام پنجاه درصد اغراق قاطی آلیاژشان شده باشد حداقل خودمان همین چند ماه پیش به عینه دیدیم ترس چگونه می تواند باعث شود، تیمی که با کلکسیونی از فوق ستاره ها در بازی رفت 4 گل به حریف زده و کاملا او را مسخ کرده، می تواند در بازی برگشت در خانه حریف یک گل بزند و باز هم حذف شود. اونای امری را می گویم. در واقع صرف نظر از بازگشت قهرمانانه بارسا، شاید نقش اشتباهات داوری و بحث هایی از این دست، آن چه آن شب رای به حذف فاجعه بار پاریسی ها داد همین ترس و وحشت امری از اژدهایی بود که در ذهن خود ساخته بود. لرزش غیر ارادی دست ها، استرس مافوق تصور توی صورت و جابه جایی های فزاینده ای که همه خبر از وحشت بی سابقه امری داشتند طناب را دور گردنش پیجاندند. البته این وحشت، تنها مثل خوره ای توی وجود خود فرد باقی نمی ماند و آن جایی که به ما مربوط می شود نمود تاکتیکی و فنی این حالت است. نمودی که بخوبی می توان در اشتباهات کودکانه آن شب پاریسی ها جست، بیراه نگفته اند که هر سیستمی از درون می پاشد و علی رغم ظاهر سالم مثل یک دندان کرم خورده با کوچکترین فشار متلاشی می شود.

دیشب حوالی ساعت 10 که لاین آپ ابتدایی بازی تو صفحه اینستاگرام باشگاه استقلال منتشر شد علامت سوال بزرگی در ذهن اکثر بالاتفاق فوتبال دوستان به وجود آمد. این که مگویان با قدرت بدنی بالای داشته و ذهن و فکر فوتبالی نداشته اش پشت مهاجم و در کسوت یک مهاجم سایه آن جا چه می کند. یا اینکه علی رغم غیبت امیدهای اصلی آبی ها بازی کردن با حداکثر مدافع در ترکیب که نتیجه منطقی اش ناتوانی در تکمیل کردن چهار پاس خواهد بود چه توجیهی دارد. این نکته که مثلا رئال مادرید در خیلی از بازی های این فصل با حضور ایسکو و در غیبت بیل توی تصاویر تلوزیونی با آرایش ابتدایی 3-3-4 به میدان رفته اما در عمل ایسکو را به عنوان یار آزاد پشت مهاجمین رئال دیدیم شاید می توانست تا حدی مسئله مگویان را در ذهن مخاطبین توجیه کند اما باز هم بازیکنی با آن خصوصیات ذاتی فوتبالی در هیچ کجای خط میانی استقلال نمی توانست حتی کارایی حداقلی هم داشته باشد و دیدیم عمر عبدالرحمانی که قرار بود مهار شود چه کرد و چه ها نکرد.
البته در سال های نه چندان دور در فوتبال غیر حرفه ای مان حرکت هایی نظیر بازی گرفتن از مهدی هاشمی نسب در خط حمله که از قضی گل هم زد یا بازی دادن به بهنام سراج در دفاع چپ یا تعویض دروازبان و بردن او به خط حمله برای اینکه یک گل هم او بزند و حرکاتی از این دست، دست مایه خوبی برای کری های قهوه خانه ای ما بوده و هست اما فوتبال حرفه ای سال های سال و حتی دهه های زیادی است که از این گونه حرکات انتخاری و محیر العقول خالی است و این گونه قهرمان بازی ها و نسخه های ناپایدار هیچ وقت گره هیچ رودخانه ای را نگشوده است. آخرین باری که به این شکل یک بازیکن دفاعی و نه از سر ضرورت در پست غیر تخصصی به بازی گرفته شده است شاید فینال جام حذفی اسپانیا بود که ژوزه برای از کار انداخت بازی سازی بارسایی ها در فضای مقابل محوطه جریمه رئال از پپه استفاده کرد آن هم برای فلج کردن ژاوی، اینیستا و مسی، که آن تصمیم هم تصمیم چندان پایدار و بخردانه ای نبود و نتیجه اش علی رغم پیروزی در بازی کوپا، حذف مقابل بارسا در نیمه نهایی چمپیونزلیگ همان فصل بود و این گونه خطا از منصوریانی که به هر ترتیب یکی از مربیان موج نو فوتبال ما به حساب می آید و به فوتبال روز دنیا علاقه مند است قدری عجیب بود.

اگرچه سیر اشتباهات منصوریان نه فقط به بازی گرفتن از مگویان که به بازی دادن به وریا مصدوم هم بر می گشت. تعویض علی قربانی که به تاسی از آلگری و مانژوکیچ چند صباحی هست در پست مهجور بال کناری بازی می کند با محسن کریمی هم نشانه دیگری از اشتباه رویکرد منصوریان بود. بی تردید سیستم استقلال در این بازی 1-5-4 یا چیزی شبیه به این نبود بلکه در عمل استقلال با سیستم 1-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-5-4 بازی می کرد زیرا فاصله میان کاوه رضایی و سایر بازیکنان استقلال به حدی بود که در بسیاری از دقایق بازی باید کاوه را با تلسکوپ پیدا می کردیم. فوتبال مبتنی بر ضد حمله اصول و قواعد خود را دارد و هیچ تیمی با دفاع مطلق آن هم با داشتن مدافعین هنرمندی نظیر پادوانی نود دقیقه بنا را بر دفاع کردن نگذاشته است به ویژه آن که اندوخته استقلال از بازی رفت تنها یک گل بود نه چهار گل و همه دیدیم حریف با داشتن عمر عبدالحرمان، دروازبانی داشت که روی گل کاوه سطحش را دیدیم. با داشته های امروزمان العین را هم که می بردیم به قول آبی ها تا ستاره سوم، فاصله ما از همین زمین تا دورترین ستاره توی آسمان است و مثل هر تیم دیگر ایرانی با داشته ها و نداشته های پاراگراف اول خیلی راه داریم تا به فرض العین را که رد کردیم از امواج خروشان یانگ تسه به سلامت عبور کنیم اما این گونه خرد شدن هم حق ما نبود داش علی، حریف دیشب مان العین بود بارسلونا که نبود.



