طرفداری- فرانسیسکو آلارکون به یاد دارد که همسایه‌ها او را به چشم کودکی که همیشه به دنبال توپ است، می‌‌دید‌ند. خودش می‌‌گوید فوتبال من از خیابان‌ها آمده است. او چه در مرکز خرید نزدیک خانه‌اش و چه در سنگریزه‌های اطراف اتلتیکو بنامیل، فوتبال بازی می‌‌کرد. در بنالمادنا، مردم اینها را تصدیق می‌‌کنند. یکی‌ می‌‌گوید حتی وقتی‌ کسی‌ در زمین نبود، او به تنهایی‌ شروع به ضربه زدن به توپ می‌‌کرد. دیگری ادامه می‌‌دهد که او همیشه:" قادر به انجام کار‌های جادویی بود. مهم نبود که این کار روی زمین باشد یا وقتی‌ از مدرسه بر می‌‌گردد. همیشه یک توپ فوتبال به او وصل بود." 

خود ایسکو در سال ۲۰۱۳ به El Pais گفته بود :"توپ، چیزی است که من همواره می‌‌خواهم."

او از کودکی به خوبی‌ رشد می‌‌کرد. یکی‌ از دوستانش می‌‌گوید:"

همیشه بچه‌ها می‌‌گفتند اگر او فوتبالیست نشود، دیگر هیچکس نمی‌‌تواند فوتبالیست شود. می‌‌توانستید ببینید که او استثنایی‌ است. نکته با مزه اینکه، استعداد یاب‌ها دائما در حال تماشای او بودند اما هیچکس به ایسکو زنگ نمی‌‌زد چون پاهایش شل و ول بود و خیلی‌ کند. فکر می‌‌کنم حالا با دیدن ایسکو می‌‌شود گفت که کارش را بد انجام نداده است.

اگر واقعا دلیل این کار پاهایش بوده باشد، دلیلی‌ موجّه نبوده. آنتونیو فرناندز، مدیر ورزشی مالاگا که ایسکو را از والنسیا خرید می‌‌گوید:" اینکه یکی‌ چطور در خیابان راه می‌‌رود مهم نیست. اینکه چه قیافه‌ای دارد و آیا سگ دارد یا نه مهم نیست. چیزی که اهمیت دارد این است که چطور بازی می‌‌کند."

با قیمت ۵ میلیون یورو، ایسکو کمی‌ گران بود. بازیکنی از لیگ دسته سه‌ که فقط چند بازی را در تیم اصلی‌ بوده است و حالا تردید‌هایی‌ در موردش وجود دارد. او در والنسیا چند بار فرصت بازی به دست آورد آن هم زیر نظر اونای امری که البته سبک بازی‌اش به این مربی‌ نخورد. خیلی‌‌ها سبک ایسکو را مورد سوال قرار دادند. می‌‌گفتند ایسکو همش استعداد است و خبری از خلق و خو فوتبالیست‌ها ندارد. 

فرناندز اما، ایسکو را از جوانان اسپانیا می‌‌شناخت و مطمئن بود:" او بچه‌ای خوب با استعدادی فوق العاده بود. می‌‌دانستم که با صبر، جواب می‌‌دهد."

با صبر و البته یک تیم خوب. مانوئل پیگرینی در مالاگا فوتبالی بر اساس مالکیت و صبر به نمایش می‌‌گذاشت که بازیکنان در محوطه جریمه حریف جمع می‌‌شدند. در آخر فصل، مالاگا تنها چند ثانیه تا رسیدن به نیمه نهایی‌ لیگ قهرمانان فاصله داشت که آن بازیکن ۵ میلیونی تبدیل به بازیکنی ۳۰ میلیونی شد. پیگرینی در سیتی او را می‌‌خواست اما ایسکو اعتراف کرد که:" مادرید، مادرید است."

این حرف‌ها از دهان کسی‌ در آمد که از از بارسلونا خوشش می‌‌آمد و اسم سگش را به خاطر اینکه مسی بهترین بازیکن دنیا است، مسی گذاشته بود. تردید‌ها در مورد ایسکو در مادرید هم وجود داشت. در این شهر، تقاضا از شما بالا است و رقابت شدید است. او این را می‌‌دانست اما فرصت‌ها خیلی‌ کمتر از چیزی بود که تصور می‌‌کرد. ابتدا خوب بود. کارلو آنچلوتی همان ابتدا گفته بود ایسکو روزی خیلی‌ به زین الدین زیدان نزدیک خواهد شد اما برای این کار نیاز بود که ایسکو دائم بازی کند که این اتفاق نیفتاد. 

مراسم معرفی‌ ایسکو در رختکن اینگونه شروع شد؛ ایسکو روی صندلی‌ ایستاد و آهنگ مسخره Aserejé را خواهند. در اسپانیا به آن آهنگ کچاپ هم می‌‌گویند که مربوط به یک کمپانی تولید سس گوجه فرنگی‌ است. خودش می‌‌گوید:" ترکاندم". این قضیه با آمدن گرت بیل مصادف شده بود که اولین گلش را در اولین بازی برای رئال مادرید روبرو زیردریایی‌های زرد زد. حضور بی‌ بی‌ سی‌، فرصت‌های ایسکو را محدود کرد. مساله نبود استعداد یا فرصت شروع در ترکیب نبود. مساله این بود که اساساً شماره ۱۰ در ترکیب رئال مادرید تعریف نشده بود. 

حالا اما تعریف شده است. سه‌ سال بعد از آن روز ها. مصدومیت بیل به ایسکو فرصت درخشش داد و او درخشید. با تغییر نفرات، سیستم هم عوض شد و یک بازیکن به خط‌ میانی اضافه شد. بازیکنی با کنترلی بهتر و ظاهری متفاوت. در مورد آینده ایسکو هم مساله متفاوت بود. ایسکو از تمدید قراردادش مطمئن نبود و می‌‌خواست بیشتر بازی کند. وقتی‌ تیم قهرمان لیگ شد او روبرو خبرنگاران ایستاد و گفت:" آرام باشید. می‌‌مانم."

آرام باشید عبارتی بود که او را به خوبی‌ توصیف می‌‌کند. بازیکنی که به راحتی‌ دل‌ها را می‌‌برد، تماشا کردنش لذت دارد و همیشه بین هواداران و خبرنگاران محبوب است. گرچه او به پشتیبانی‌ کادر فنی‌ نیاز داشت و اعتماد آنها جواب داد. هیچکس دوست ندارد او را از دست بدهد و بعضی‌‌ها از احتمال رفتنش می‌‌ترسیدند. خودش می‌‌گوید:" با شک و تردید فصل را شروع کردم اما اعتماد کادر فنی‌ و هم تیمی ها، فصل را به بهترین شکل به پایان برد. راحتم و حالا ثبات بیشتری دارم."

در دو ماه اخیر، او احتمالا بهترین بازیکن اسپانیایی اروپا بوده است. قبل نیمه نهایی‌ مقابل اتلتیکو مادرید، دنی کارواخال ایسکو را "فانتزی خالص" نامیده بود. با این حال او فراتر از اینها است. اگر این عبارت‌ها زمانی‌ علیه ایسکو استفاده می‌‌شد، این روزها خبری از این مخالفت‌ها نیست. در پائیز گفته بود:" احمق نیستم. اگر برای آنچلوتی، بنیتز و زیدان بازیکن ثابت نبودم پس حتما مشکل خودم بودم نه کسی‌ دیگر."

برای ثابت کردن خودش همزمان با انگیزه، به عرق ریختن هم نیاز داشت. یک هدف واقعی‌. کنترل، تاثیر گذاری و رهبری او باعث شد که یکی‌ از هم تیمی‌های او بگوید:" از روی حریف رد می‌‌شود. مهم نبود که کنترل بازی دست ما نیست یا بازی چطور است. هرچقدر هم دشوار باشد، او توپ را می‌‌خواهد و هیچوقت آن را از دست نمی‌‌دهد. بعد از آن موقعیت‌هایی‌ به وجود می‌‌آورد که فقط خودش قادر به انجامش است."

در فوریه سال قبل، ایوان هلگوئرا گفته بود:" ایسکو پاس گل نمی‌‌دهد و به اندازه کافی‌ در هوا خوب نیست. توپ را پس نمی‌‌گیرد و می‌‌تواند خیلی‌ بهتر باشد با این حال برنابئو او را تشویق می‌‌کند چون یک ` croqueta انجام داده است. این حرکات او در آخر مگر چه تاثیری دارد؟"( croqueta در اسپانیا به حرکتی گفته می‌‌شود که شما به نرمی توپ را از یک پای خود جدا می‌‌کنید و به پای دیگری خود می‌‌چسپانید- مترجم)

ایسکو حالا در این فصل ۱۱ گل و ۸ پاس گل دارد: از بین آنها، ۵ گل و ۳ پاس گل او در ۷ بازی اخیر بود که او ثابت بازی کرد. در کنار اینها، نتیجه یک لالیگا و یک فینال لیگ قهرمانان اروپا است. در روز آخر، او پاس گلی‌ داد که به رئال مادرید قهرمانی لیگ را هدیه کرد و گل او بود که در نیمه نهایی‌ اروپا در زمین اتلتیکو مادرید، رئال را به کاردیف فرستاد. 

در شب بازی برگشت مرحله یک چهارم نهایی‌ اروپا مقابل بایرن مونیخ، ۲۱ بازیکن رئال مادرید از ایسکو بیشتر بازی کرده بودند. فقط کوئنترائو دقایق کمتری بازی کرده بود. پس از آن شب ، او هر سه‌ بازی بعدی‌ اروپایی تیمش را فیکس بود. افراد معدودی هستند که ایسکو را یار ثابت مادرید در کاردیف نمی‌‌دانند. این سومین فینال اروپایی او خواهد بود. حضور او در دو فینال قبلی در دقایق اضافه شدیداً مهم بود. او توپ را در حالی‌ در اختیار خودش داشت که تیم به شدت خسته بود. 

همزمان با جنگیدن بیل با شرایط بدنی، تردید‌هایی‌ در مورد اینکه چه کسی‌ فیکس می‌‌شود وجود داشت اما بازیکن ولزی، بحث‌ها را تمام کرد و اعتراف کرد که نه تنها نیمکت نشینی را قبول می‌‌کند که حتی انتظار آن را هم دارد. حالا یک شگفتی بزرگ را در نظر داشته باشید. پسری از بنالمادنا با ۱۰ نفر دیگر به استادیوم پا خواهد گذاشت. شاید زمان ورود به زمین پایش کمی‌ شل و ول باشد. بیل می‌‌گوید:" ایسکو عالی‌ بوده و برایش خوشحالم. اگر ثابت باشد، از روی نیمکت تشویقش می‌‌کنم."